در پی تشدید بیسابقه تنشها میان ایران و جبهه غربی، روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیهای تند و هشدارآمیز، از هدف قرار دادن مواضع نظامی آمریکا و تهدید مستقیم پایگاههای بریتانیا خبر داد. این بیانیه که در بحبوحه گزارشها از مشارکت عملیاتی لندن در حملات هوایی علیه ایران صادر شده، نشاندهنده تغییر راهبردی در سیاستهای دفاعی تهران و خروج از فاز «صبر استراتژیک» به سمت «پاسخ مستقیم به شرکای نظامی واشنگتن» است.

عملیات نصر ۲؛ هدفگیری واحد جنگ الکترونیک آمریکا
سپاه پاسداران در اطلاعیه شماره ۴۶ خود تحت عنوان عملیات «نصر ۲»، از حملهای ترکیبی به پایگاه «العدیری» خبر داده است. طبق ادعای مطرح شده در این بیانیه، واحد ویژه جنگ الکترونیک آمریکا و آسایشگاه نیروهای این واحد مورد اصابت قرار گرفته و خسارات جانی و مالی به آنها وارد شده است. همچنین گزارش شده است که برج مراقبت پروازی این پایگاه نیز در جریان این حملات آسیب دیده است.
نکته حائز اهمیت در این بیانیه، لحن انتقادی و تهاجمی نسبت به هرگونه تلاش برای برقراری «آتشبس فریبنده» است. سپاه پاسداران صراحتاً اعلام کرده است که به ایالات متحده اجازه نخواهد داد با استفاده از وقفههای دیپلماتیک، به تجدید قوا و جایگزینی ذخایر مهمات خود بپردازد. این موضعگیری نشاندهنده بنبست کامل در مسیرهای دیپلماتیک و اولویت یافتن میدان نظامی بر میز مذاکره است.

هشدار به لندن؛ پایگاههای بریتانیا در فهرست اهداف مشروع
بخش کلیدی و متمایز این اطلاعیه، خطاب مستقیم به بریتانیاست. سپاه پاسداران با اشاره به سوابق تاریخی بریتانیا در منطقه، هشدار داده است که «هر پایگاهی که برای تجاوز به خاک ایران استفاده شود، هدف مشروع ما است.» این تهدید صریح، پاسخی مستقیم به گزارشهایی است که نشان میدهند بریتانیا حریم هوایی و پایگاههای خود را در اختیار بمبافکنهای استراتژیک آمریکایی قرار داده است.
در این بیانیه تاکید شده است که ارتش آمریکا به دلیل اتمام ذخایر موشکهای کروز در ناوهای مستقر در اقیانوس هند، به بمبافکنهای «بی-۱» (B1) متوسل شده که از پایگاه هوایی «فیرفورد» در انگلستان به پرواز درآمدهاند. تهران بر این باور است که مشارکت لندن از سطح پشتیبانی سیاسی و لجستیکی فراتر رفته و به «مشارکت مستقیم در تجاوز» تبدیل شده است؛ امری که بریتانیا را از نقش یک بازیگر دیپلماتیک خارج و به یک هدف نظامی بالقوه تبدیل میکند.
ورود بمبافکنهای بی۱ به صحنه نبرد
برای درک ابعاد خشم تهران، باید به تحولات روزهای گذشته نگریست. طبق گزارش رسانههایی چون «اکسیوس» و «جروزالم پست»، ارتش آمریکا در حملات اخیر خود به مواضع نیروهای نظامی ایران، برای نخستین بار از بمبافکنهای دوربرد «بی-۱ لنسر» استفاده کرده است. این بمبافکنها که توان حمل ۲۴ بمب سنگین یا دهها موشک کروز را دارند، به دلیل ظرفیت تخریب بالا و توان پرواز در ارتفاع پایین، ابزاری برای «تشدید قابل توجه» فشار نظامی محسوب میشوند.
ردیابیهای پروازی نشان دادهاند که این هواپیماها مأموریت خود را از پایگاه هوایی «آرایاف فیرفورد» در بریتانیا آغاز کردهاند. پیش از این نیز شبکه «بلومبرگ» فاش کرده بود که دولت جدید بریتانیا به نخستوزیری «اندی برنهام»، مجوز استفاده از پایگاههای نظامی این کشور، از جمله پایگاه استراتژیک «دیهگو گارسیا» در اقیانوس هند را برای پشتیبانی از عملیاتهای آمریکا علیه ایران صادر کرده است. این هماهنگی سطح بالا میان واشنگتن و لندن، از نظر تهران به معنای تشکیل یک جبهه واحد عملیاتی است.

واکنش دیپلماتیک؛ تخلیه سفارت بریتانیا در تهران
پیشتر وزارت خارجه بریتانیا در اقدامی پیشگیرانه اعلام کرد که تمامی کارکنان بریتانیایی سفارت خود در تهران را «بهطور موقت» از ایران خارج کرده است. لندن با اشاره به وضعیت «پیشبینیناپذیر» امنیتی و احتمال حملات تلافیجویانه بیشتر، از شهروندان خود خواست تحت هیچ شرایطی به ایران سفر نکنند و به اتباع مقیم نیز هشدار داد که دولت بریتانیا توانایی ارائه خدمات کنسولی یا حمایت حضوری از آنها را نخواهد داشت.
وزارت خارجه بریتانیا همچنین نسبت به «خطر بسیار بالای» بازداشت اتباع بریتانیایی و دوتابعیتی هشدار داده و مدعی شده است که در شرایط کنونی، داشتن گذرنامه بریتانیایی میتواند زمینهساز برخوردهای امنیتی از سوی مقامات ایران باشد. این تخلیه دیپلماتیک، در کنار هشدارهای مربوط به اختلال در حریم هوایی و بسته شدن احتمالی مرزهای زمینی، نشاندهنده آمادگی لندن برای یک برخورد نظامی احتمالی یا تشدید تنشها در سطحی بیسابقه است.
گذار از نیابتی به مستقیم
تحلیل رفتار نظامی ایران در روزهای اخیر نشان میدهد که تهران آگاهانه در حال ترسیم خطوط قرمز جدیدی است. هدف قرار دادن پایگاههای میزبان نیروهای آمریکایی در منطقه (مانند آنچه در العدیری رخ داد) و همزمان، تهدید پایگاههای دورتر در خاک اروپا، نشاندهنده یک دکترین دفاعی تهاجمی است. ایران با نام بردن از پایگاه «فیرفورد» بریتانیا، به دنبال القای این پیام است که هیچ نقطهای که از آن حملهای علیه خاک ایران سازماندهی شود، مصون نخواهد بود.
از سوی دیگر، بریتانیا با باز گذاشتن دست آمریکا در استفاده از پایگاههایش، ریسک بزرگی را پذیرفته است. این اقدام اگرچه پیوند استراتژیک لندن و واشنگتن را تقویت میکند، اما همزمان بریتانیا را در خط مقدم درگیری قرار میدهد که پیشتر عمدتاً محدود به جغرافیای خاورمیانه بود.
وضعیت کنونی میان ایران و بریتانیا از یک بحران دیپلماتیک صرف به یک «تقابل نظامی-امنیتی مدیریتنشده» تبدیل شده است. بیانیه سپاه پاسداران و تأکید بر ادامه «عملیات تنبیهی»، در کنار تخلیه سفارت بریتانیا و پرواز بمبافکنهای استراتژیک، نشاندهنده فروریختن تمامی سازوکارهای مهار بحران است.
در حالی که رسانههای داخلی ایران بر «حق مشروع تنبیه متجاوز» تأکید میکنند و رسانههای بینالمللی از آمادگی غرب برای ضربات سنگینتر خبر میدهند، منطقه در انتظار واکنشی است که ممکن است ابعاد درگیری را از مرزهای ایران و عراق به پایگاههای فرامنطقهای گسترش دهد. در این میان، بریتانیا که زمانی تلاش میکرد نقش «پُل» میان ایران و غرب را بازی کند، اکنون خود به یکی از طرفهای اصلی نبرد تبدیل شده است؛ وضعیتی که بازگشت از آن به میز دیپلماسی، در کوتاهمدت بسیار دشوار به نظر میرسد.
- مطالبه جهانی برای تمدید مأموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل در افغانستان، نامه مشترک ۱۰۰ نهاد بینالمللی به شورای حقوق بشر
- افزایش مطالبات اصناف ایران برای محاسبه مالیات بر پایه سود واقعی کسبوکارها
- پاکستان همزمان با حمله مرگبار به نظامیان، محدودیتهای مصرف سوخت را تشدید کرد
- رد گزارش سازمان ملل از سوی کاخ سفید؛ واکنش تند واشنگتن به اتهام «جنایات جنگی» و بازتاب خروج آمریکا در رسانههای ایران
- رژه مسلحانه امروز در تهران؛ پادگانسازی فضای عمومی و ابعاد میلیتاریزهکردن جامعه
