پیکر علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، پس از گذشت بیش از ۴ ماه از زمان کشته شدنش در حملات هوایی، سرانجام روز پنجشنبه ۹ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۸ تیر ۱۴۰۵)، در مشهد به خاک سپرده شد؛ رویدادی که به شکلی نمادین با بیستوهفتمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ همزمان شده است.
به گزارش خبرگزاریهای داخلی و بینالمللی، مراسم تدفین در حالی برگزار شد که بسیاری از مخالفان و فعالان مدنی، این تقارن تاریخی را یادآور آغاز دوران طولانی سرکوب نظاممند جامعه مدنی و مطبوعات در ایران میدانند. خامنهای در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) در جریان حملات هوایی مشترک ایالات متحده و اسرائیل به مقر رهبری در تهران کشته شد، اما خاکسپاری او به دلیل شرایط جنگی و مسائل امنیتی تا تیرماه سال جاری به تعویق افتاده بود.
تشییع و تدفین علی خامنهای و اعضای خانوادهاش در مشهد
بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا)، مراسم نهایی تشییع و تدفین علی خامنهای پس از برگزاری مراسمهای چندروزه در شهرهای تهران، قم، نجف و کربلا، در مشهد پایان یافت. پیکر او با حضور جمعیتی از حامیان حکومت در خیابانهای منتهی به حرم امام رضا تشییع و سرانجام در رواق دارالذکر به خاک سپرده شد. خبرگزاری صدا و سیما گزارش داد که نماز بر پیکر او به امامت فرزند ارشدش، سیدمصطفی حسینی خامنهای اقامه شده است.

در این خاکسپاری، علاوه بر رهبر پیشین، پیکر ۴ عضو دیگر خانواده او نیز به خاک سپرده شدند. به گزارش خبرگزاری فارس، این افراد شامل مصباحالهدی باقری کنی (داماد)، بشری خامنهای (دختر)، زهرا حداد عادل (عروس) و زهرا محمدی گلپایگانی (نوه) بودند که همگی در حمله هوایی ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) کشته شده بودند.
غیبت معنادار رهبر جدید و پیام رسمی معاون اول رئیسجمهور
رسانههای بینالمللی نظیر وبسایت خبری امواج مدیا و رادیو اسبیاس استرالیا در پوشش خود از این مراسم به غیبت معنادار مجتبی خامنهای، فرزند و جانشین او که در مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) به رهبری منصوب شد، اشاره کردند. به گزارش رسانههای افغانستانی مانند روزنامه اطلاعات روز، نماینده رهبر ایران در هند اعلام کرده است که این غیبت به دلیل تهدیدهای امنیتی مداوم و بیم از ترور او توسط نیروهای خارجی بوده است، هرچند گزارشهایی نیز از جراحت شدید مجتبی خامنهای در جریان حملات اسفندماه حکایت دارد. همزمان، به گزارش خبرگزاری مهر، محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در پیامی رسمی اعلام کرد که کشور «دوران جدیدی را با راهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای» آغاز کرده است.
پیشزمینه تاریخی فاجعه کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸
همزمانی خاکسپاری رهبر پیشین با روز ۱۸ تیر، توجه بسیاری از ناظران سیاسی و فعالان دانشجویی را جلب کرده است. حمله به کوی دانشگاه تهران در بامداد ۹ ژوئیه ۱۹۹۹ (۱۸ تیر ۱۳۷۸)، پس از اعتراضات دانشجویی به توقیف روزنامه «سلام» و تصویب قانون جدید مطبوعات آغاز شد. این رخداد به یکی از خشونتبارترین مواجهههای حکومت با جنبشهای دانشجویی تبدیل شد.

به گزارش سازمان دیدهبان حقوق بشر، نیروهای شبهنظامی و انصار حزبالله با حمایت نیروهای انتظامی به خوابگاههای دانشجویان یورش بردند و به ضربوشتم شدید، بازداشت و تخریب اموال پرداختند. این سازمان حقوق بشری در نامهای که در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۹ (۲۱ تیر ۱۳۷۸) به علی خامنهای نوشت، اعلام کرد که در این حمله بیش از ۳۰۰ دانشجو زخمی، ۴۰۰ نفر بازداشت و دستکم ۴ نفر کشته شدند. همچنین پس از ۲۷ سال، هنوز از سرنوشت سعید زینالی، دانشجوی ناپدیدشده در این حوادث، خبری در دست نیست.
پیامدهای اعتراضات و تثبیت نگاه امنیتی در حکومت
در روزهای پس از این حادثه، موج اعتراضات از دانشگاه تهران فراتر رفت و به دیگر شهرهای ایران سرایت کرد. دیدهبان حقوق بشر در گزارشی به تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۹۹ (۷ مرداد ۱۳۷۸) اعلام کرد که شمار بازداشتشدگان این حوادث بین ۱۲۰۰ تا ۱۴۰۰ نفر تخمین زده میشود که صدها تن از آنان هفتهها در بازداشتگاههای غیررسمی تحت بازجویی قرار داشتند. این بحران، دولت محمد خاتمی را با چالشی جدی روبهرو کرد و چهره واقعی توزیع قدرت و تصمیمهای راهبردی را در ساختار سیاسی کشور به نمایش گذاشت.

علی خامنهای ۳ روز پس از این واقعه، در سخنرانی معروف خود در ۲۱ تیر ۱۳۷۸، اگرچه حمله به خوابگاه دانشجویان را «حادثهای تلخ» نامید، اما بلافاصله معترضان را به توطئه دشمن متهم کرد. تحلیلگران بر این باورند که این سخنرانی، الگوی رفتاری حکومت در مواجهه با تمامی اعتراضات بعدی از جمله در سالهای ۱۳۸۸، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ را پایهگذاری کرد؛ الگویی مبتنی بر امنیتیسازی مطالبات و سرکوب شدید خیابانی.
روایتهای شاهدان عینی و نمادهای ماندگار اعتراض
انتشار تصاویر و روایتهای شاهدان عینی در طول سالهای گذشته، ابعاد عمیقتری از این فاجعه را فاش کرده است. به گزارش وبسایت ایرانوایر، احمد باطبی، دانشجویی که با بالا بردن پیراهن خونین همکلاسی خود به نماد این اعتراضات تبدیل شد، از ماهها انفرادی، شکنجههای شدید و اعدامهای مصنوعی سخن گفته است. روزنامه گاردین در گزارشی در سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) نوشت که دادگاههای انقلاب باطبی را ابتدا به اعدام و سپس به ۱۵ سال زندان محکوم کردند، تنها به این دلیل که تصویر او روی جلد مجله اکونومیست منتشر شده بود.

آسیه امینی، روزنامهنگار و شاهد عینی رخدادهای آن سال، در گفتوگو با رسانهها اشاره کرده است که چگونه فضای امنیتی پس از ۱۸ تیر، امید بسیاری از اصلاحطلبان را برای تغییر از درون ساختار ناامید کرد. او توضیح میدهد که پس از عکاسی همسرش، جواد منتظری، از صحنههای درگیری، خانواده آنها هدف تهدیدهای مستمر دستگاههای امنیتی قرار گرفتند و منتظری نیز ۲ بار بازداشت شد.
بیکیفری عاملان سرکوب و تداوم اعتراضهای خیابانی
پرونده قضایی حمله به کوی دانشگاه هرگز به مجازات آمران اصلی و فرماندهان ارشد منتهی نشد. در نهایت، دادگاه تنها یک سرباز ردهپایین را به جرم سرقت یک دستگاه ریشتراش محکوم کرد و فرماندهان ارشد پلیس مانند فرهاد نظری تبرئه شدند. این بیکیفری کامل، به باور نهادهای حقوق بشری، راه را برای سرکوبهای خونینتر در دهههای بعدی هموار کرد.
اکنون در ۱۸ تیر ۱۴۰۵، همزمان با خاکسپاری مردی که نزدیک به ۴ دهه بر مسند قدرت تکیه زده بود، جامعه ایران همچنان با پیامدهای آن دوران روبرو است. بخش فارسی صدای آمریکا در گزارشی همزمان با مراسم تشییع خامنهای اعلام کرد که ماموران امنیتی به سوی تجمعات پراکنده شهروندانی که از شنیدن خبر مرگ او ابراز شادمانی میکردند، شلیک کردهاند. این تقارن نمادین میان تدفین رهبر پیشین و سالگرد سرکوب جنبش دانشجویی، بار دیگر پرونده باز دادخواهی و عدالتطلبی را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده است.
