تحولات شتابان ماههای اخیر در خاورمیانه و گستره جهان اسلام، حاکی از دگرگونی بنیادین در دکترینهای امنیتی است. امضای تفاهمنامه دفاعی چهارجانبه «بدر» میان ترکیه، قطر، پاکستان و اندونزی در دوحه، درست چند ماه پس از انعقاد «پیمان مکه» میان ریاض، آنکارا و اسلامآباد، نشان داد که نظام بینالملل دیگر شاهد ائتلافهای تکقطبی و فراگیر شبیه دوران جنگ سرد نیست. در میانه این تحولات، مقایسه کارکردی این پیمانهای نوظهور با پروژههایی نظیر «پیمان ابراهیم» و شبکه بازدارندگی «محور مقاومت» به رهبری تهران، پرده از دلایل ضرورت شکلگیری این الگوهای متکثر برمیدارد.

چرا نظم سنتی کارایی خود را از دست داد؟
برای درک ریشههای شکلگیری همزمان پیمانهایی چون مکه و بدر، ابتدا باید پاسخی برای چرایی ناکارآمدی ساختارهای پیشین یافت. گزارشها و ارزیابیهای منتشرشده در مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی ایران، این روند را ناشی از سه متغیر اصلی میدانند:
کاهش اعتبار تضمینهای امنیتی غرب: تجربه بحرانهای منطقهای و تغییر اولویتهای واشنگتن به سمت مهار چین و جنگ اوکراین، پایتختهای منطقه را به این جمعبندی رساند که اتکای انحصاری به چتر حمایتی آمریکا ریسک استراتژیک به همراه دارد.
شروط سیاسی در انتقال فناوریهای نظامی: وابستگی تسلیحاتی کشورهای جنوب به غرب همواره با تحریمهای مقطعی، مشروطسازیهای حقوقبشری و کندی در زنجیره تأمین همراه بوده است.
راهبرد موازنهسازی چندگانە: دولتها ترجیح میدهند با توزیع تخممرغهای امنیتی در سبدهای گوناگون، خود را از پیامدهای بحرانهای دوقطبی مصون نگه دارند.
جدول سنجش و مقایسه کارکردی چهار الگوی امنیتی
| شاخص | تفاهمنامه بدر | پیمان مکه | پیمان ابراهیم | محور مقاومت |
| اعضا/محور اصلی | ترکیه، قطر، پاکستان، اندونزی | ترکیه، پاکستان، عربستان سعودی | اسرائیل، امارات، بحرین (با حمایت آمریکا) | ایران و بازیگران منطقهای (انصارالله، حزبالله، حشدالشعبی) |
| ماهیت حقوقی | همکاری صنعتی، انتقال فناوری و R&D | دفاع جمعی کلاسیک («حمله به یک عضو، حمله به همه») | ادغام ژئوپلیتیک، امنیتی، اطلاعاتی و تجاری | پیوند شبکهای، عقیدتی و بازدارندگی نامتقارن |
| محرک اصلی ضرورت | رفع گلوگاههای فناورانه و استقلال زنجیره تسلیحاتی | موازنه مستقیم قوا و تأمین عمق استراتژیک ریاض | سدسازی علیه نفوذ ایران و مهار مقاومت | اخراج غرب، مقابله با تهدید اسرائیل و استقلال ژئوپلیتیک |
| محدودیت عمده | عدم تعهد در منازعات ارضی و میدانی | امتناع اعضا از ورود مستقیم به درگیریهای یکدیگر | آسیبپذیری ناشی از مسئله حلنشده فلسطین | فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم و درگیری مداوم |

از دفاع جمعی «مکه» تا تکنوپلیتیک «بدر»
پیمان مکه در برابر ضرورت بازدارندگی کلاسیک: پیمان سهجانبه مکه در پاسخ به نیازی ضروری منعقد شد: عربستان سعودی برای تأمین امنیت زیرساختهای حیاتی خود و پر کردن خلأهای پدافندی در برابر تهدیدات میدانی (نظیر درگیری با جنبش انصارالله یمن)، به وزنه نظامی ترکیبی نیاز داشت؛ توان هستهای و بدنه نیروی انسانی ارتش پاکستان در کنار دومین ارتش بزرگ ناتو (ترکیه). با این حال، تحلیلهای داخلی در ایران نشان میدهند این توافق در میدان واقعیت با مرزهای مشخصی روبهروست؛ اعلام صریح آنکارا مبنی بر عدم اعزام نیرو علیه انصارالله، نشان داد که تعهد «دفاع جمعی» در این توافق بیش از آنکه عملیاتی باشد، نمادین و بازدارنده است.
تفاهمنامه بدر در برابر ضرورت خوداتکایی تکنولوژیک: در نقطه مقابل، «پیمان بدر» نه یک پیمان دفاع متقابل برای جنگ، بلکه پیمانی برای پیشگیری از ناتوانی تسلیحاتی است. به گزارش رسانههایی نظیر ایلنا و تابناک، بدر بر پیوند قابلیتهای تحقیق و توسعه و اشتراک خطوط تولید بنا شده است. ضرورت این توافق برای آنکارا، بازاریابی و افزایش مقیاس اقتصادی صنایع دفاعی ملی است؛ برای قطر، پوشش ضعف ژئوپلیتیک سرزمینی از طریق تأمین مالی مشترک؛ برای پاکستان، برونرفت از فشار هزینههای نظامی از طریق همافزایی؛ و برای اندونزی، تجهیز ارتش بدون وابستگی مطلق به پکن یا واشنگتن است.
همچنین از منظر گرایشهای سیاسی، ترکیب ترکیه و قطر یادآور ستونهای اصلی حمایت از الگوهای فکری نزدیک به «اخوانالمسلمین» در دهههای گذشته است. بازآرایی این محور در قالبی تکنوکراتیک و با جذب دو کشور پرجمعیت غیرعرب، بیانگر این ضرورت است که حامیان پیشین جریانهای اسلامگرا، اکنون تداوم نفوذ خود را نه در شعارهای ایدئولوژیک، بلکه در بستهبندی کارآمدی اقتصادی-صنعتی و تولید سختافزار مدرن جستوجو میکنند.

موازنه با پیمان ابراهیم و جایگاه دکترین دفاعی ایران
ضرورت سوم این بازآرایی، شکلگیری یک «خط میانی» در برابر دو قطب متصلب منطقه است:
شکاف با پیمان ابراهیم: طراحان پیمان ابراهیم با پیوند زدن فناوریهای اطلاعاتی-سایبری اسرائیل به سرمایههای خلیج فارس، به دنبال ساخت یک معماری امنیتی منطقهای تحت اشراف سنتکام بودند. با این حال، رخدادهای پس از ۷ اکتبر در نوار غزه نشان داد که حذف مسئله فلسطین از معادلات صلح، ناممکن است و ادغام اسرائیل با چالش عمیق افکار عمومی جهان اسلام مواجه شد. در چنین فضایی، تفاهمنامه بدر و حتی پیمان مکه، پاسخ دولتهای اسلامی برای ایجاد «سازوکارهای درونتمدنی» هستند تا مجبور نباشند امنیت خود را صرفاً از معبر تلآویو بازتعریف کنند.
موقعیت ایران و محور مقاومت: تهران از رهگذر رسانهها و ناظران داخلی خود، این تحولات را با نگاهی چندوجهی رصد میکند. از یکسو، تنوعبخشی به شرکای دفاعی و فاصلهگرفتن جهان اسلام از ساختارهای مطلق آمریکایی با رویکرد استراتژیک ایران همراستاست. از سوی دیگر، ایران بازدارندگی خود را بر پایه بومیسازی صددرصدی تسلیحات نامتقارن (موشکی و پهپادی) و شبکهسازی با بازیگران غیردولتی مقاومت مستقر کرده است؛ مدلی که هزینه اندک اما اثرگذاری بازدارنده بسیار بالایی در تحمیل هزینه به رقبا دارد. با وجود این، گسترش اتحادهای تسلیحاتی ترکیه و پاکستان هشداری برای صنایع دفاعی ایران است تا در بازار رقابت ژئوپلیتیک و صدور فناوری، از بازیگران نوظهور عقب نماند.

پایداری ائتلافها در آزمون منافع متناقض
بررسی مقایسهای این پیمانها اثبات میکند که ضرورتهای جاری، دولتها را به سوی «ائتلافهای ماژولار و کارکردمحور» سوق داده است. با این حال، نقدی اساسی بر دوام این ابتکارات وارد است: فقدان انسجام ژئوپلیتیک عمیق.
چگونه ترکیه میتواند همزمان عضوی از ناتو، ضامن پیمان مکه با عربستان، و ستون فقرات تفاهمنامه بدر با قطر باشد، در حالی که این بازیگران در پروندههایی چون اخوانالمسلمین و نفوذ در شمال آفریقا تضاد منافع تاریخی دارند؟ همچنین پاکستان همسایه باثبات ایران است و روابط انرژی و مرزی نزدیکی با تهران دارد که آن را از ورود به تقابلهای جبههای بازمیدارد.
در نهایت، خاورمیانه و جهان پیرامونی نه تحت سیطره انحصاری پیمان ابراهیم درخواهد آمد و نه یک ناتوی واحد اسلامی را تجربه خواهد کرد. واقعیت نوظهور، همزیستی مجموعهای از شبکههای متقاطع دفاعی و تکنولوژیک است که در آن هر کشور تلاش میکند با دستاندازی به پیمانهای تخصصی گوناگون، شکافهای آسیبپذیری خود را در دورانی به شدت نامطمئن ترمیم کند.
- ضرورت همنشینی الگوهای نوین امنیتی؛ مقایسه تطبیقی پیمانهای مکه، بدر و ابراهیم در برابر موازنه مقاومت
- معمای وصیتنامه سیاسی علی خامنهای؛ سوختن در بمباران یا کتمان در دوران گذار؟
- انتخابات اسرائیل و تداوم کارزار مهار تهران؛ تغییر رهبران تغییری در راهبرد مقابله با جمهوری اسلامی ایجاد نمیکند
- دیپلماسی در سایه بحران؛ میانجیگری مسکو، ضربالاجلهای واشینگتن و شروط تهران
- پایان توهم انسداد هرمز؛ جریان نفت فراتر از دوران پیش از جنگ
