در حالی که ماهها از آغاز یکی از بحرانیترین دورانهای تاریخ معاصر ایران میگذرد، صدور احکام جدید برای عالیترین سطوح نظامی این کشور نشاندهنده تلاشی جدی برای خروج از وضعیت «تعلیق فرماندهی» است. روز دوشنبه، ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، رسانههای رسمی ایران از جمله خبرگزاریهای «تابناک»، «دنیای اقتصاد» و پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبری، متون احکام انتصاب شش فرمانده ارشد را منتشر کردند؛ احکامی که به امضای آیتالله مجتبی خامنهای رسیده است. این اقدام نه تنها پاسخی به خلأ قدرت ناشی از کشته شدن فرماندهان ارشد در حملات اسفندماه گذشته است، بلکه نمایی روشن از اولویتهای راهبردی و چیدمان قدرت در دوران موسوم به «رهبری سوم» را ترسیم میکند.

ترمیم زنجیره فرماندهی در ستاد کل
ساختار نظامی ایران از نهم اسفند ۱۴۰۴، زمانی که در جریان حملات هوایی گسترده به تهران، مقاماتی چون عبدالرحیم موسوی (رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح) و عزیز نصیرزاده (وزیر دفاع) جان خود را از دست دادند، با نوعی ازهمگسیختگی در راس هرم مواجه بود. اکنون با انتصاب سردار سرلشکر علی عبداللهی به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح، این خلأ اداری و عملیاتی پوشش داده شده است.
عبداللهی که پیش از این فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا را بر عهده داشت، در حکم خود با ماموریتی کلیدی روبروست: «ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا». این دستور که در متن حکم منسوب به مجتبی خامنهای بر آن تاکید شده، به معنای متمرکز کردن تمامی قوای طراحی و اجرای عملیات در یک نهاد واحد است. این تغییر ساختاری نشان میدهد که نظام نظامی ایران در وضعیت جنگی فعلی، تفکیک میان «ستاد» و «صف» را مانعی برای واکنش سریع میبیند و به سمت یک فرماندهی یکپارچه حرکت میکند. انتخاب امیر کیومرث حیدری، فرمانده باسابقه نیروی زمینی ارتش به عنوان جانشین ستاد کل نیز تلاشی برای حفظ توازن میان ارتش و سپاه در این ساختار جدید ارزیابی میشود.

سپاه پاسداران؛ بازگشت به چهرههای دوران کلاسیک
در بخش دیگری از این احکام، احمد وحیدی که از دیماه ۱۴۰۴ و در پی کشته شدن محمد پاکپور (فرمانده پیشین سپاه) سرپرستی این نهاد را بر عهده داشت، رسماً به عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران منصوب و به درجه سرلشکری ارتقا یافت. وحیدی چهرهای است که سوابق او از فرماندهی نیروی قدس تا وزارت کشور و دفاع را در بر میگیرد. حضور او در راس سپاه در این مقطع، نشاندهنده تمایل برای بهرهگیری از تجربه دیپلماتیک-نظامی او در مدیریت بحرانهای بینالمللی است.
نکته قابل تامل دیگر، انتصاب سرلشکر مصطفی ایزدی به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه است. ایزدی که از فرماندهان نسل اول سپاه و دارای سوابق طولانی در ستاد کل است، بازگشتی نمادین به دوره فرماندهی کلاسیک محسوب میشود. به نظر میرسد در شرایطی که بسیاری از فرماندهان میدانی و نسل جدید سپاه در حملات اخیر کشته شدهاند، هسته مرکزی قدرت به دنبال بازگرداندن چهرههای «استخواندار» و باسابقه برای تثبیت روحی نیروهاست.

بسیج و بازگشت مهره امنیتی؛ استراتژی «هر ایرانی، یک بسیجی»
شاید بحثبرانگیزترین انتصاب در این فهرست، بازگشت حسین طائب به صحنه رسمی قدرت در سِمت ریاست سازمان بسیج مستضعفین باشد. طائب که سالها ریاست سازمان اطلاعات سپاه را بر عهده داشت و از چهرههای بسیار نزدیک به مجتبی خامنهای شناخته میشود، اکنون مسئولیت نهادی را بر عهده گرفته که وظیفه اصلی آن مدیریت بدنه اجتماعی و امنیت داخلی است.
در حکم طائب، بر شعار «هر ایرانی، یک بسیجی» تاکید شده است. این رویکرد در کنار دستور «تقویت شبکه اطلاعات مردمی»، نشاندهنده نگرانی از وضعیت ثبات داخلی در میانه جنگ است. انتصاب یک چهره اطلاعاتی قدرتمند در راس بسیج، حامل این پیام است که نظام سیاسی قصد دارد کنترل بر فضاهای عمومی و محلهمحور را در شرایط اضطراری به حداکثر برساند. این موضوع با توجه به سوابق طائب در مدیریت بحرانهای امنیتی، یک چرخش جدی از بسیجِ خدماتی به سمت بسیجِ اطلاعاتی-امنیتی را نشان میدهد.

چالش مشروعیت و غیبت رهبری در ملاءعام
این انتصابات گسترده در حالی صورت میگیرد که ابهامات درباره وضعیت جسمانی و حضور عمومی مجتبی خامنهای همچنان پابرجاست. از زمان حملات اسفندماه که منجر به تعیین او به عنوان رهبر جدید شد، هیچ تصویر یا پیام صوتی مستقیمی از او منتشر نشده است. با این حال، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، روز دوشنبه با تایید خبر دیدار هفتساعته خود با او، کوشید تا به این تردیدها پاسخ دهد.
پزشکیان در اظهارات خود که توسط رسانههای داخلی بازتاب یافت، بر هماهنگی کامل میان دولت و رهبری جدید تاکید کرد. با این حال، تضاد میان «صدور احکام استراتژیک» و «غیبت فیزیکی»، فضایی از نبرد رسانهای و گمانهزنی را ایجاد کرده است. منتقدان معتقدند که صدور این احکام بدون حضور فیزیکی رهبر، نوعی «حکمرانی بوروکراتیک» برای حفظ ظاهر نظام در برابر فشارهای خارجی است، در حالی که رسانههای دولتی آن را نشانه مدیریت هوشمندانه و تسلط بر امور میدانند.

تحلیل راهبردی؛ آمادهسازی برای نبرد طولانی
نگاهی به متن احکام صادره، به ویژه تاکید بر «بازدارندگی حداکثری» و «آمادگی برای عملیات تهاجمی پرقدرت»، نشان میدهد که ایران خود را برای یک دوره طولانی از فرسایش نظامی آماده میکند. انتصاب علی عظمایی به فرماندهی نیروی دریایی سپاه نیز در همین راستا قابل تحلیل است؛ او که در منطقه استراتژیک خلیج فارس و جزایر سهگانه سابقه فرماندهی دارد، اکنون وظیفه مقابله با تهدیدات دریایی در یکی از ملتهبترین آبراههای جهان را بر عهده دارد.
تغییرات اخیر در سطح فرماندهی نیروهای مسلح ایران را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی اداری دانست. این انتصابات، واکنشی اضطراری به حذف فیزیکی بخش بزرگی از کادر رهبری نظامی کشور و همزمان، گامی برای تثبیت جایگاه مجتبی خامنهای در راس هرم قدرت است.
سیستم سیاسی ایران با این احکام، سه هدف عمده را دنبال میکند: نخست، پایان دادن به بلاتکلیفی در هدایت جنگ؛ دوم، یکپارچهسازی ساختار ارتش و سپاه تحت یک فرماندهی واحد؛ و سوم، پیوند زدن امنیت داخلی (از طریق بسیج) به هسته مرکزی قدرت. با این حال، چالش اصلی همچنان باقی است: آیا این تغییرات ساختاری و بازگشت فرماندهان قدیمی میتواند توازن قوا را در نبردی که تکنولوژی و اطلاعات حرف اول را در آن میزند، به نفع تهران تغییر دهد؟ و مهمتر از آن، آیا این احکام میتواند خلأ ناشی از عدم حضور عمومی رهبری را در نگاه افکار عمومی داخلی و خارجی پر کند؟ پاسخ به این پرسشها در گرو تحولات میدانی هفتههای آینده در جبهههای جنگ و واکنشهای احتمالی بینالمللی به این آرایش جدید جنگی خواهد بود.
- واشنگتن نیروهایش را در خاورمیانه تقویت میکند؛ تهران از واکنشی گستردهتر خبر میدهد
- پس از عقبنشینی آمریکا؛ عراق و لبنان در مسیر گذار از نفوذ گروههای مسلح به حاکمیت دولت
- زیباری از دیدار محرمانه با الشرع پرده برداشت؛ پیامهای دمشق به نخستوزیر عراق و ائتلاف احزاب شیعە
- ناقوس جنگ در خاورمیانه؛ صفآرایی ناوگان آمریکا در برابر زرادخانه موشکی ایران و خطر انفجار نظامی
- قطع حتمی گاز و برق تا پایان سال؛ شکاف عمیق میان وعدههای پاستور و زمستان تاریک صنایع و خانهها
