هشدار فرماندهان ارشد پنتاگون؛ جنگ فرسایشی با رژیم ایران توازن قدرت جهانی واشینگتن را به مخاطره انداخت


گزارش‌های تحقیقی جدید بر پایه ارزیابی‌های محرمانه نظامی نشان می‌دهد که فرماندهان ارشد نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا در هشداری صریح به پیت هگست، وزیر دفاع این کشور، تداوم عملیات نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی را ناپایدار توصیف کرده‌اند.

 بر اساس گزارش روزنامه واشینگتن‌پست، این فرماندهان تأکید کرده‌اند که تمرکز بیش از حد بر خاورمیانه و صرف منابع عظیم تسلیحاتی در نبرد با تهران، توانایی دفاعی آمریکا در سایر نقاط جهان، از جمله حفاظت از خاک اصلی ایالات متحده و بازدارندگی در برابر تهدیدات چین و روسیه را به شدت تضعیف کرده است. این ارزیابی‌ها که در کتاب دستورات وزیر دفاع به تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ ثبت شده، نشان‌دهنده یک بن‌بست راهبردی است که در آن لجاجت رژیم ایران برای تداوم جنگ، زرادخانه‌های استراتژیک واشینگتن را با چالشی بی‌سابقه روبرو کرده است.

در حالی که دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بر بازگشایی تنگه هرمز و تسلیم کامل تهران پافشاری می‌کند، بدنه نظامی پنتاگون از فرسودگی شدید نیروها و تجهیزات سخن می‌گویند. طبق گزارش واشینگتن‌پست، فرماندهی نیروهای آمریکا در اروپا، اقیانوس آرام و آمریکای لاتین، به طور رسمی با تمدید استقرار نیروهای خود در خاورمیانه مخالفت کرده‌اند؛ هرچند به دستورات پیت هگست گردن نهاده‌اند.

 این تشتت آرا در حالی نمایان می‌شود که رژیم ایران با سوءاستفاده از عدم تمایل جامعه آمریکا به جنگ‌های طولانی، به حملات پهپادی و موشکی خود ادامه می‌دهد تا هزینه‌های حضور نظامی واشینگتن را به بالاترین سطح ممکن برساند.

بحران مهمات و تخلیه زرادخانه‌های استراتژیک آمریکا در پی جنگ با تهران

گزارش روزنامه وال استریت ژورنال پرده از جزئیات تکان‌دهنده‌ای درباره تخلیه انبارهای تسلیحاتی آمریکا برمی‌دارد. به گفته مقامات رسمی، حجم مهمات ارسال شده به منطقه برای مقابله با پرتابه‌های رژیم ایران به قدری زیاد بوده است که ذخایر موشک‌های پدافندی “پاتریوت” و موشک‌های زمین‌به‌زمین “اتاکمز” در اروپا به وضعیت “فراتر از بحرانی” رسیده است.

 بر اساس آمارهای منتشر شده، ارتش آمریکا تا نیمه ماه جولای حدود ۱۷۰۰ موشک رهگیر پاتریوت و بیش از ۲۰۰ موشک سیستم “تاد” را برای خنثی‌سازی حملات رژیم ایران مصرف کرده است؛ آماری که بازسازی آن در صنایع دفاعی ممکن است چندین سال به طول بینجامد.

این کاهش شدید توان آتش، برنامه‌های دفاعی آمریکا برای حمایت از تایوان در برابر تهاجم احتمالی چین را با ابهامی جدی روبرو کرده است. رژیم ایران با شلیک بیش از ۱۵۰۰ موشک بالستیک و ۶۰۰۰ پهپاد انتحاری در طول این جنگ، عملاً واشینگتن را در یک نبرد مصرفی گرفتار کرده است.

 اگرچه کاخ سفید و آناتولی کلی، سخنگوی دولت، مدعی هستند که ذخایر کافی برای تأمین اهداف راهبردی دونالد ترامپ وجود دارد، اما دستور پنهانی استیو فینبرگ، معاون وزیر دفاع، به پیمانکاران نظامی برای افزایش فوری تولید در بازه زمانی ۲۱ روزه، گویای واقعیت متفاوتی در پشت صحنه قدرت است.

فرسودگی ناوگان دریایی و چالش‌های لجستیکی در خلیج فارس

دریاسالار داریل کادِل، فرمانده عملیات نیروی دریایی آمریکا، در ارزیابی‌های خود تصویری تیره از وضعیت ناوگان دریایی ترسیم کرده است. وی هشدار داده است که تنها یک‌چهارم از ناوگان ناوشکن‌های آمریکا آماده اعزام به مأموریت هستند که این رقم افتی فاحش نسبت به دوران پیش از جنگ نشان می‌دهد.

نیروی دریایی آمریکا اکنون علاوه بر دفاع در برابر حملات متقابل، مسئولیت اجرای محاصره دریایی بنادر ایران را نیز بر عهده دارد که فشار مضاعفی بر خدمه و بدنه کشتی‌ها وارد کرده است. ناو هواپیمابر “آبراهام لینکلن” از اواخر نوامبر سال گذشته بدون پهلوگیری در هیچ بندری، در دریا سرگردان است که این موضوع سلامت روانی ملوانان و نیاز به تعمیرات اساسی را به مرحله بحرانی رسانده است.

لجستیک ارتش آمریکا نیز پس از نابودی پایگاه منامه در بحرین توسط حملات موشکی رژیم ایران در نخستین روزهای جنگ، به شدت آسیب دیده است. اکنون کشتی‌های پشتیبانی ناچارند برای سوخت‌رسانی و تدارکات، مسیری طولانی را تا جزیره “دیه‌گو گارسیا” در اقیانوس هند طی کنند که هر رفت و برگشت بیش از ۱۰ روز به طول می‌انجامد.

این دشواری‌های لجستیکی در کنار تلفات ۲۵ درصدی ناوگان پهپادهای “ریپر” و خسارات میلیاردی به پایگاه‌های آمریکا در اردن و کویت، نشان می‌دهد که راهبرد رژیم ایران برای “خون‌ریزی راهبردی” از ارتش آمریکا تا حدودی موثر واقع شده است؛ رژیمی که حاضر است تمام ثروت ملی خود را صرف ناامنی منطقه کند در حالی که مردم ایران با تورم ۳۰۰ درصدی دست و پنجه نرم می‌کنند.

لجاجت رژیم ایران و گروگان‌گیری معیشت مردم در میانه بن‌بست نظامی

مقامات امنیتی در واشینگتن بر این باورند که رژیم ایران با آگاهی از هزینه‌های سرسام‌آور جنگ برای ایالات متحده، از هرگونه عقب‌نشینی خودداری می‌کند. تهران با گروگان گرفتن امنیت تنگه هرمز و دریای سرخ، در پی آن است تا قیمت جهانی انرژی را بالا نگه داشته و از این طریق به جایگاه سیاسی دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آسیب بزند.

رژیم ایران در حالی ادعای قدرت می‌کند که طبق گزارش‌های اقتصادی، صادرات نفت آن به حدود ۵۳۴ هزار بشکه سقوط کرده و دولت پولی برای پرداخت حقوق سربازان خود ندارد. با این حال، تندروهای تهران به جای بازگشت به میز مذاکره، ترجیح می‌دهند با “دیپلماسی پهپادی”، منطقه را به سوی فاجعه سوق دهند.

دانیل شاپیرو، از مقامات سابق پنتاگون، معتقد است که رژیم ایران آمادگی دارد تا “درد عظیمی” را تحمل کند، به شرط آنکه بتواند ضرباتی متقابل به اقتصاد جهانی و منافع آمریکا وارد سازد. این رویکرد انتحاری، واشینگتن را وادار کرده است تا از عملیات‌های نظامی گسترده فاصله گرفته و به راهبرد “اخراج اقتصادی” به رهبری اسکات بسنت روی آورد.

اما نگرانی فرماندهان ارشد پنتاگون این است که رژیم ایران در پاسخ به فشارهای خردکننده مالی، دست به اقدامات نظامی پیش‌بینی‌نشده‌ای علیه زیرساخت‌های انرژی متحدان آمریکا بزند که در آن صورت، زرادخانه‌های تخلیه‌شده واشینگتن ممکن است توان پاسخگویی هم‌زمان به تمامی جبهه‌ها را نداشته باشند.

واکنش واشینگتن؛ انکار کمبودها و تداوم فشار بر صنایع دفاعی

علیرغم هشدارهای جدی از داخل پنتاگون، دولت ترامپ به صورت علنی گزارش‌های مربوط به کمبود مهمات را “اخبار جعلی” توصیف کرده است. شان پارنل، سخنگوی وزارت دفاع، مدعی است که انتشار این‌گونه گزارش‌ها تنها باعث جسورتر شدن دشمنان برای حمله به نیروهای آمریکایی می‌شود. با این حال، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که بسیاری از واحدهای نیروی هوایی و لشکرهای زرهی نظیر تیپ ۸۲ هوابرد، که برای حمله احتمالی زمینی به ایران در نظر گرفته شده‌اند، استقرارشان تا سال ۲۰۲۷ تمدید شده است؛ موضوعی که به معنای لغو برنامه‌های آموزشی و تضعیف آمادگی رزمی آمریکا در برابر تهدیدات روسیه و چین است.

نبرد با ایران به آزمونی برای پایداری قدرت جهانی ایالات متحده تبدیل شده است. رژیم ایران با لجاجت در ناامن‌سازی مسیرهای کشتیرانی و گروگان‌گیری معیشت مردم خود، واشینگتن را در موقعیتی قرار داده که باید میان “پیروزی مطلق در خاورمیانه” و “حفظ توازن قدرت جهانی” یکی را انتخاب کند. فرماندهان نظامی آمریکا به صراحت اعلام کرده‌اند که این جنگ “بیش از حد طولانی و فرساینده” شده است. اکنون باید دید آیا دونالد ترامپ می‌تواند با اتکا به فشارهای اقتصادی اسکات بسنت، رژیم تهران را پیش از اتمام کامل ذخایر استراتژیک تسلیحاتی آمریکا به تسلیم وادار کند، یا اینکه لجاجت تندروهای تهران، جهان را وارد فاز جدیدی از بی‌ثباتی خواهد کرد که در آن مرزهای قدرت واشینگتن به چالش کشیده خواهد شد.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم