بحران آب در تهران دیگر از مرحله هشدار عبور کرده و به یک فاجعه تثبیتشده در آمارهای رسمی تبدیل شده است. در حالی که شهروندان تهرانی با اضطراب به تابستانهای داغ و احتمال جیرهبندی آب مینگرند، دادههای شرکت آب و فاضلاب و وزارت نیرو تصویری تکاندهنده از وضعیت مخازن سدها و سفرههای زیرزمینی ارائه میدهند.
تهرانی که امروز به فقیرترین استان کشور از نظر سرانه منابع آب تجدیدپذیر تبدیل شده، بهای دههها بارگذاری بیش از حد جمعیت و مدیریت سازهای را میپردازد. این گزارش با استناد به آمارهای رسمی، ابعاد مختلف این بنبست محیطزیستی و مدیریتی را بررسی میکند.
تراز منفی سدها؛ پایتخت روی خط قرمز ۱۸ درصد
بر اساس آخرین آمارهای منتشرشده از سوی شرکت آب و فاضلاب استان تهران، وضعیت ذخایر سدهای پنجگانه تهران در شرایط بحرانی قرار دارد. دادههای اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد که مجموع حجم آب ذخیرهشده در این سدها به حدود ۳۴۵ میلیون مترمکعب رسیده است؛ رقمی که تنها معادل ۱۸ درصد از کل ظرفیت مخازن است. به زبان آمار، بیش از ۸۲ درصد از ظرفیت ذخیرهسازی آب پایتخت در حال حاضر خالی است. این وضعیت زمانی هولناکتر میشود که بدانیم این حجم ذخیره در مقایسه با میانگین بلندمدت، بیش از ۳۶۰ میلیون مترمکعب کسری نشان میدهد.
سد لار که زمانی یکی از ستونهای اصلی تأمین آب تهران بود، اکنون با پرشدگی ناچیز ۹ درصد، عملاً از مدار اتکا خارج شده است. همچنین علی سیدزاده، مدیرکل دفتر مدیریت مصرف شرکت آب و فاضلاب کشور، تأیید کرده است که ذخایر آبی تهران نسبت به آمار بلندمدت با کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی مواجه است. اگرچه بارندگیهای سال جاری نسبت به پارسال ۱۸.۵ درصد رشد داشته، اما به دلیل پنج سال خشکسالی متوالی و پیشخور شدن ذخایر، این بارشها نتوانستهاند تراز منفی سدها را جبران کنند. تهران اکنون با ۱۰۰ میلیمتر کسری بارش نسبت به شرایط نرمال (۲۸۰ میلیمتر در سال) روبروست.
تله انتقال آب و صدور بیآبی به استانهای همجوار
سیاستهای حکومت در دهههای گذشته همواره بر “انتقال آب” به عنوان تنها راهکار متمرکز بوده است؛ رویکردی که کارشناسان در گفتگو با خبرگزاری ایسنا آن را “صادرات بیآبی” نامیدهاند. انتقال آب بینحوضهای از سدهای طالقان، لار و امیرکبیر اگرچه به طور موقت نیاز شرب تهران را تأمین کرده، اما اکوسیستم استانهای مبدأ را به نابودی کشانده است. برای نمونه، آب سد لار که متعلق به استان مازندران است، در حالی به تهران منتقل میشود که خود این استان با وجود بارشهای فراوان، اکنون با بحران فرونشست و تأمین آب شرب دستوپنجه نرم میکند.
این سیاستهای دستوری نه تنها بحران را حل نکرده، بلکه باعث وابستگی کاذب مقصد و تخریب مبدأ شده است. انتقال آب از سدهای لتیان و ماملو برای تأمین نیاز پایتخت، به قیمت افت شدید تراز آبهای زیرزمینی در دشت ورامین و خشک شدن تالابهای این منطقه تمام شده است. تحلیلگران معتقدند حکومت به جای مدیریت جمعیت و توقف ساختوسازهای بیرویه در کلانشهر تهران، با بارگذاری بیش از حد بر منابع، توسعه پایدار را فدای پروژههای کوتاهمدت سازهای کرده است. تهران در حالی گسترش مییابد که ظرفیت طبیعی آن برای پذیرش این حجم از جمعیت سالها پیش به پایان رسیده است.
فرونشست زمین؛ میراث تلخ برداشت ۶۰ درصدی از چاهها
در سالهای خشکسالی که ورودی سدها کاهش مییابد، فشار اصلی بر منابع زیرزمینی منتقل میشود. بر اساس گزارشهای فنی، در سالهای اخیر منابع زیرزمینی تأمینکننده بیش از ۶۰ درصد آب شرب تهران بودهاند. این برداشت بیرویه از صدها حلقه چاه در دشت تهران، فاجعهای خاموش به نام فرونشست زمین را رقم زده است که اکنون در مناطق جنوبی و جنوب غربی استان به نرخهای خطرناکی رسیده است.
فرونشست زمین تنها یک عدد در گزارشهای ژئوفیزیک نیست؛ بلکه تهدیدی مستقیم برای زیرساختهای حیاتی، خطوط انتقال انرژی و ساختمانهای مسکونی است. تکیه دولت بر آبهای زیرزمینی به عنوان جایگزین سدها، به معنای غارت منابع نسلهای آینده برای پوشاندن ناکارآمدیهای فعلی است. در حالی که نرخ پرشدگی سد ماملو به عنوان تأمینکننده جنوب تهران در پایینترین سطح خود قرار دارد، حفر چاههای عمیقتر تنها زمان وقوع فاجعه نهایی را نزدیکتر میکند. پایتخت اکنون بر روی زمینی لرزان قرار دارد که هر روز بیش از پیش در خود فرو میرود.
شکاف میان مصرف واقعی و الگوی استاندارد در سایه حکمرانی ناکارآمد
در کنار چالش منابع، مدیریت مصرف نیز با بحران جدی روبروست. شرکت آب و فاضلاب استان تهران الگوی مطلوب مصرف برای هر شهروند را ۱۳۰ لیتر در شبانهروز تعیین کرده است، اما آمارها نشان میدهد متوسط مصرف تهرانیها بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ لیتر است. این یعنی مشترکان پایتخت بین ۵۰ تا ۹۰ درصد بیش از استاندارد آب مصرف میکنند. بهنام بخشی، سخنگوی آبفای تهران، هشدار داده است که هدررفتهای پنهان مانند نشتی ۶۰ قطره در دقیقه از یک شیر، ماهانه ۱۲۰۰ بطری نیملیتری آب را تلف میکند. او به نکته تکاندهندهای اشاره کرده است: تنها ۱۰۰ شیر معیوب میتواند آب مورد نیاز ۱۲۰ هزار نفر (معادل ظرفیت ورزشگاه آزادی) را از بین ببرد.
با این حال، انتقاد اصلی متوجه سیاستهای فرهنگی و نظارتی حکومت است. در حالی که بیلبوردهای شهری برای مناسبتهای سیاسی به سرعت تغییر میکنند، تبلیغات محیطی برای بحران آب دیرهنگام و ناکافی بوده است. شهروندان تهرانی در حالی به صرفهجویی دعوت میشوند که همچنان شاهد آبیاری فضای سبز شهری با روشهای سنتی در ساعات اوج گرما هستند. کارشناسان معتقدند حکمرانی ناکارآمد آب، نبود شفافیت و پاسخگویی، و همچنین عدم مشارکت دادن واقعی ذینفعان، باعث شده است تا سرمایه اجتماعی لازم برای عبور از این بحران شکل نگیرد. تهران امروز میان دو لبه قیچی “خشکسالی مزمن” و “مدیریت سازهمحور و دستوری” گرفتار شده است و بدون تغییر بنیادین در نگاه به توسعه، تشنگی پایتخت راهکاری جز جیرهبندیهای گسترده در آینده نزدیک نخواهد داشت.
