روابط ایران و امارات متحده عربی، دو بازیگر کلیدی خلیج فارس، که سالها بر پایه همزیستی محتاطانه استوار بود، پس از جنگ ۴۰ روزه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴ – فروردین ۱۴۰۵) به کلی دگرگون شد. این جنگ نه تنها به دوران همکاریهای اقتصادی در سایه رقابت سیاسی پایان داد، بلکه فصل جدیدی از تقابل نظامی و دیپلماتیک را میان دو کشور گشود.

فروپاشی استراتژی ”چندهمسویی” امارات
پیش از جنگ ۲۰۲۶، امارات استراتژی خارجی خود را بر ”چندهمسویی موازنهکارانه” بنا نهاده بود. ابوظبی ضمن تعمیق روابط امنیتی با آمریکا و اسرائیل، کانالهای تجاری و دیپلماتیک با ایران را حفظ میکرد. دبی به عنوان بزرگترین شریک تجاری و مسیر اصلی دور زدن تحریمها برای ایران عمل میکرد.
اما در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴)، با آغاز جنگ ۴۰ روزه، این توازن شکننده فروپاشید. ایران با شلیک گسترده موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری، پایگاههای نظامی آمریکا در امارات (از جمله الظفره) و زیرساختهای غیرنظامی دبی و ابوظبی را هدف قرار داد. این حملات گسترده، امنیت امارات را مستقیماً تهدید کرد و استراتژی موازنهگرایانه آن را به بنبست رساند. سلطان النعیمی، مدیرکل مرکز امارات برای مطالعات و پژوهشهای راهبردی، این اقدامات را ”نقض مداوم هنجارهای بینالمللی و اصول حسن همجواری” توصیف کرد.

ابعاد نظامی: پاسخ متقابل پنهان و تغییر قواعد بازی
مبنای تغییر بازدارندگی نظامی به باران موشکی ایران در فوریه-مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) بازمیگردد. سپاه پاسداران ایران رسماً تایید کرد که پایگاه هوایی ”الظفره” را با شلیک ترکیبی ۱۰ فروند موشک هایپرسونیک و قدر هدف قرار داده است. مقامات اماراتی نیز از رهگیری چندین موشک و پهپاد ایرانی خبر دادند.
نقطه عطف ژئوپلیتیک پساجنگ، افشاگری ۱۲ می ۲۰۲۶ (۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵) روزنامه والاستریت ژورنال بود. این روزنامه به نقل از منابع اطلاعاتی گزارش داد که ارتش امارات با استفاده از جنگندههای میراژ و پهپادهای وینگلانگ، حملات پنهانی را علیه خاک ایران انجام داده که منجر به آسیب چندماهه به پالایشگاه نفت جزیره لاوان شده است. این اقدام، خط قرمز سنتی ایران را مخدوش و موازنه جدیدی بر پایه تهدید متقابل مستقیم ایجاد کرد.

تقابل دیپلماتیک: جدال لفظی علنی در بریکس
تنش سیاسی در ۱۴ می ۲۰۲۶ (۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) در نشست وزرای خارجه بریکس در دهلینو آشکار شد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش شدید به اظهارات نماینده امارات اعلام کرد: ”امارات مستقیماً در اقدام تجاوزکارانه علیه کشور من دخیل بود و قلمرو خود را در اختیار متجاوزان قرار داد. ائتلاف شما با اسرائیلیها نیز از شما محافظت نکرد.” او هشدار داد که ”کسانی که با اسرائیل برای ایجاد تفرقه همکاری میکنند، پاسخگو خواهند شد.”
امارات مستقیماً در اقدام تجاوزکارانه علیه کشور من دخیل بود و قلمرو خود را در اختیار متجاوزان قرار داد. ائتلاف شما با اسرائیلیها نیز از شما محافظت نکرد
در مقابل، یوسف العتیبه، سفیر امارات در ایالات متحده، در مقالهای برای والاستریت ژورنال نوشت: ”جنگ ۲۰۲۶ اثبات کرد که ساختار سیاسی ایران همچنان تهدیدی برای امنیت جهانی و ثبات اقتصادی است.” انور قرقاش، مشاور عالی رئیس امارات، نیز بر نیاز به ”زمان بسیار طولانی” برای بازسازی اعتماد از دست رفته تاکید کرد. وی همچنین اظهار داشت که ”روابط عربی-ایرانی را نمیتوان بر پایه رویاروییها و منازعات بنا نهاد” و ”اولویت امارات، همواره بر ترجیح راهحلهای سیاسی باقی خواهد ماند.”
روابط عربی-ایرانی را نمیتوان بر پایه رویاروییها و منازعات بنا نهاد
بازنگری در پدافند موشکی امارات
تجربه جنگ، امارات را به بازنگری ریشهای در دکترین پدافندی خود واداشت. سیستمهای تاد و پاتریوت اگرچه بسیاری از پرتابهها را رهگیری کردند، اما حجم انبوه ریزپهپادها و حملات اشباعکننده، نقاط ضعف پدافند نقطهای را آشکار ساخت. این امر به تعمیق همکاری با واشنگتن منجر شده و امارات در صدد خرید رادارهای هشدار زودهنگام و استقرار پدافند لیزری برای مقابله با پهپادهاست.
آنچه به امارات آسیب زند، به مصر آسیب زده
ادعای رسانههای ایرانی مبنی بر سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو به ابوظبی در بحبوحه جنگ برای تنظیم پدافند مشترک، گویای گره خوردن بقای امارات به دفاع فرامنطقهای است. هرچند امارات این ادعاها را رد کرده تا حساسیتها را کاهش دهد، اما گزارشها از فرود یک هواپیمای VIP اماراتی در فرودگاه بنگوریون پس از این بحران، نشانههایی از ادامه هماهنگیهای امنیتی پنهان را آشکار میکند. همچنین، امارات در حال تقویت ائتلافهای دفاعی خود با کشورهایی مانند هند و مصر است. عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، در بازدید از پایگاه الظفره، تاکید کرد: “آنچه به امارات آسیب زند، به مصر آسیب زده.” با این حال، تحلیلگران ایرانی معتقدند که این ”شبکه امنیتی متکثر” فاقد دکترین مشترک نظامی است و امنیت ”وارداتی” را برای ابوظبی به ارمغان نخواهد آورد.

پیامدهای اقتصادی: انسداد شریان مالی دبی و تأثیر بر ایران
گسست روابط اقتصادی، تکانههای شدیدی را در هر دو کشور ایجاد کرده است. دبی، که سالها کانال اصلی دور زدن تحریمهای ایران بود، اکنون محیطی ناامن برای سرمایه ایرانی است. حجم مبادلات تجاری به دلیل انسداد مسیرهای دریایی خلیج فارس سقوط کرده و بازداشت گسترده واسطهها توسط اداره امنیت دولتی امارات، امنیت سرمایهگذاری ایرانی را از بین برده است.
این قطع ارتباط مالی، مستقیماً بر بازار داخلی ایران تاثیر گذاشته و منجر به جهش نرخ ارز و تشدید تورم کالاهای وارداتی شده است. انسداد تنگه هرمز و کنترلهای تندروانه ایران، ترانزیت کالا را برای بخش خصوصی نیز بسیار پرهزینه کرده است.
تلاش ایران برای جایگزینی کریدورهای تجاری
شورای عالی امنیت ملی ایران در صدد است تا وابستگی کشور به بندر جبلعلی امارات را قطع کند. محورهای جایگزین شامل بندر گوادر (پاکستان) و بنادر قطر و عمان هستند. با این حال، چالشهایی مانند عدم توسعه زیرساختها در گوادر و ترس بانکهای عمانی و قطری از جریمههای آمریکا، کارشناسان اتاق بازرگانی ایران را به این نتیجه رسانده که حذف شبکه مالی دبی در میانمدت غیرممکن است.
تفاوت رویکرد ایران نسبت به عربستان و امارات
تفاوت آشکاری در دکترین خارجی تهران نسبت به ریاض و ابوظبی پس از جنگ دیده میشود. در مورد عربستان، ایران رویکردی محتاطانه و مبتنی بر حفظ توافقات پکن (۲۰۲۳) را دنبال میکند، زیرا ریاض در طول جنگ موضع بیطرفی نسبی اتخاذ کرد. اما در مورد امارات متحده عربی، به دلیل استقرار نیروهای آمریکایی و توافقات ابراهیم، تهران ابوظبی را یک ”شریک جرم خطرناک” تلقی میکند. این نگرش سبب شده که ایران بالاترین سطح فشار امنیتی را بر امارات وارد سازد. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نیز گفت که یکی از اهداف تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، جلوگیری از عادیسازی روابط تهران با کشورهای عربی بود و اختلافات ایران و امارات، مانع از صدور بیانیه مشترک بریکس درباره تنگه هرمز شد.

چشمانداز آینده
روابط ایران و امارات پس از جنگ ۲۰۲۶ از ”رقابت دیپلماتیک همراه با همکاری اقتصادی” به ”خصومت نظامی عریان و بازدارندگی فعال” عبور کرده است. هرچند آتشبس شکنندهای حاکم است، اما زیرساختهای اعتماد سیاسی به طور کامل از بین رفتهاند.
تا زمانی که ساختار پدافندی امارات پیوند تنگاتنگی با استراتژی آمریکا و اسرائیل داشته باشد، دبی پتانسیل خود را به عنوان بهشت اقتصادی امن برای بازرگانان ایرانی بازیابی نخواهد کرد و روابط در سطح مدیریت نظامی بحران باقی میماند. چشمانداز آینده نشان میدهد که ابوظبی با تکیه بر ”امنیت وارداتی” و ائتلافهای نظامی، خود را بیش از پیش در معرض تهدیدات ایران قرار میدهد، در حالی که تهران نیز به دنبال قطع وابستگیهای اقتصادی به امارات و ایجاد کریدورهای تجاری جایگزین است. این وضعیت، تنشهای منطقهای را در سطح بالایی نگه خواهد داشت و احتمال بازگشت به روابط عادی را در کوتاهمدت بسیار بعید میسازد.
