خزر در آستانه فاجعه؛ واکاوی ابعاد عقب‌نشینی بی‌سابقه بزرگ‌ترین پهنه آبی محصور جهان

دریای خزر، پهناورترین دریاچه جهان که حیات اقتصادی، اقلیمی و زیست‌محیطی پنج کشور ایران، روسیه، آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان به آن گره خورده، با سرعتی فراتر از پیش‌بینی‌های گذشته در حال کوچک شدن است. اگرچه نوسان تراز آب در این دریاچه نیمه‌شور امری تاریخی محسوب می‌شود، اما شواهد علمی و مشاهدات میدانی نشان می‌دهند که این بار، خزر نه در یک چرخه طبیعی، بلکه در مسیر یک زوال تدریجی و احتمالاً بازگشت‌ناپذیر قرار گرفته است. گزارشی که در ادامه می‌خوانید، با تکیه بر دیدگاه‌های کارشناسی و مستندات موجود، ابعاد این بحران را از منظر زیست‌محیطی، انسانی و سیاسی بررسی می‌کند.

چرا خزر آب می‌رود؟ تلاقی مدیریت انسانی و خشم طبیعت

تحقیقات علمی نشان می‌دهند که بحران کنونی خزر ناشی از یک ”قیچی دولبه” است: مدیریت نامتوازن منابع آب شیرین در بالادست و تغییرات اقلیمی در ابعاد جهانی.

نقش حیاتی و لرزان رود ولگا: 

رودخانه ولگا در روسیه تأمین‌کننده حدود ۸۰ درصد آب ورودی به دریای خزر است. طی دهه‌های اخیر، احداث سدهای متعدد، گسترش شبکه‌های آبیاری کشاورزی و مدیریت منابع آب در روسیه، رگ حیات خزر را تحت فشار قرار داده است. اگرچه روسیه مدعی مدیریت بهینه است، اما کاهش حجم ورودی آب به وضوح در تراز دریا نمایان است.

گرمایش زمین و تبخیر افسارگسیخته: 

سایمون گودمن، زیست‌شناس دانشگاه لیدز، هشدار می‌دهد که حتی اگر ورودی رودخانه‌ها ثابت بماند، عامل دوم یعنی افزایش دمای جهانی، توازن دریا را برهم می‌زند. افزایش دما منجر به افزایش نرخ تبخیر از سطح وسیع خزر شده است. هم‌زمان، کاهش بارندگی در حوضه آبریز اجازه نمی‌دهد که این تبخیر جبران شود. پیش‌بینی‌های علمی حاکی از افت تراز آب بین ۹ تا ۲۱ متر تا پایان قرن جاری است؛ فاجعه‌ای که گودمن آن را با ارتفاع یک ساختمان شش‌طبقه مقایسه می‌کند.

پیامدهای زیست‌محیطی؛ از مرگ فک‌ها تا خشکی بنادر

بحران خزر در حال حاضر در بخش شمالی (روسیه و قزاقستان) به دلیل عمق کم، بسیار حادتر است. بخش‌های وسیعی از زیستگاه‌های ساحلی که محل زادآوری و پوست‌اندازی ”فک دریایی خزر” بودند، اکنون به بیابان تبدیل شده‌اند. این پستاندار که نماد تنوع زیستی خزر است، با خطر جدی انقراض روبروست.

در ابعاد اقتصادی، بنادر تجاری با چالش گل‌گرفتگی و کاهش عمق روبرو هستند. لایروبی‌های مداوم و پرهزینه دیگر پاسخگوی سرعت عقب‌نشینی آب نیست و این موضوع می‌تواند امنیت غذایی و زنجیره تأمین کالا در منطقه را مختل کند. در جنوب خزر و سواحل ایران نیز، تالاب‌های بین‌المللی مانند انزلی و میانکاله که ریه‌های زیست‌محیطی منطقه محسوب می‌شوند، در آستانه نابودی کامل قرار دارند که نتیجه مستقیم آن، کاهش ذخایر ماهیان و بیکاری هزاران صیاد محلی است.

شبح دریای آرال؛ آیا تاریخ تکرار می‌شود؟

ترسناک‌ترین سناریو برای خزر، تکرار سرنوشت دریای آرال است. آرال که روزگاری یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های جهان بود، به دلیل سیاست‌های غلط انتقال آب، به بیابانی نمکی و سمی تبدیل شد. کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر روند کنونی خزر متوقف نشود، ما در آغاز همان فرآیند هستیم. خشک شدن بخش‌های وسیعی از بستر دریا، منجر به وقوع طوفان‌های گردوغبار حاوی نمک و آلاینده‌های شیمیایی خواهد شد که اقلیم کل منطقه را تغییر داده و سلامت میلیون‌ها انسان را به خطر می‌اندازد.

دیپلماسی و رژیم حقوقی؛ گام‌های کند در برابر بحران تند

در حالی که دریا با سرعت در حال عقب‌نشینی است، فرآیندهای سیاسی میان پنج کشور ساحلی با کندی پیش می‌رود. تعیین تکلیف رژیم حقوقی دریای خزر و نحوه بهره‌برداری از منابع آن، دهه‌هاست که موضوع مذاکرات پیچیده بوده است.

کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران، اخیراً در گزارشی به کمیسیون امنیت ملی مجلس، بر لزوم صیانت از منافع راهبردی و حقوق تاریخی ایران در خزر تأکید کرده است. او اشاره داشت که لایحه مربوط به کنوانسیون رژیم حقوقی خزر در دولت در حال بررسی است و بر همکاری‌های منطقه‌ای برای حفظ امنیت و منافع اقتصادی تأکید کرد.

اما نکته حائز اهمیت این است که آیا معاهدات سیاسی می‌توانند بر بحران زیست‌محیطی غلبه کنند؟ واقعیت این است که بدون یک توافق الزام‌آور محیط‌زیستی که تمامی کشورهای ساحلی را ملزم به رهاسازی حق‌آبه‌ها و کاهش فعالیت‌های مخرب اقلیمی کند، معاهدات حقوقی تنها بر روی کاغذ باقی خواهند ماند. صیانت از خزر نیازمند یک «دیپلماسی سبز» است که فراتر از سهم‌خواهی از منابع نفتی و گازی، بر بقای فیزیکی این پهنه آبی تمرکز کند.

ضرورتی برای اقدام مشترک

دریای خزر در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. عقب‌نشینی آب، هشداری صریح برای تغییر در شیوه‌های حکمرانی بر محیط زیست است. از دست رفتن خزر تنها به معنای از دست دادن یک پهنه آبی نیست؛ بلکه به معنای فروپاشی یک تمدن ساحلی، نابودی تنوع زیستی منحصر‌به‌فرد و ایجاد کانون‌های جدید ریزگرد در قلب آسیاست.

زمان برای پنج کشور ساحلی به سرعت در حال سپری شدن است. همان‌طور که متخصصانی همچون سایمون گودمن تأکید دارند، سرعت سیاست‌گذاری‌ها باید با سرعت تغییرات محیطی همگام شود. خزر برای ایران و همسایگانش، نه یک انتخاب، بلکه تنها راه برای حفظ تعادل زیستی منطقه است. اگر امروز اقدامات هماهنگ علمی و دیپلماتیک صورت نگیرد، آیندگان در مورد ما قضاوتی سخت خواهند داشت؛ نسلی که شاهد مرگ تدریجی بزرگ‌ترین دریاچه جهان بود و تنها به نظاره نشست.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم