در آستانه آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم و همزمان با سالروز افتتاح نخستین دوره مجلس شورای اسلامی، پیامی راهبردی از سوی سید مجتبی خامنهای منتشر شد که فراتر از یک تبریک تشریفاتی، حاوی سرفصلهای نوین در سیاست خارجی و نقشه راه داخلی جمهوری اسلامی در مختصات زمانی سال ۱۴۰۵ است. این پیام که در شرایطی ویژه و با ادبیاتی متفاوت صادر شده، از یک سو بر تثبیت قدرت منطقهای در دوران موسوم به ”پساجنگ” تأکید دارد و از سوی دیگر، بازسازی اقتصادی و انسجام اجتماعی را اولویت نخست حکمرانی برمیشمارد. این گزارش به تحلیل ابعاد مختلف این پیام با تمرکز بر چرخشهای راهبردی در سیاست خارجی و الزامات داخلی میپردازد.

از ”دفاع مقدس سوم” تا دیپلماسی مقتدرانه
بخش قابل توجهی از پیام مذکور به تبیین جایگاه بینالمللی ایران پس از دورهای از تنشهای نظامی اختصاص یافته است. استفاده از تعبیر ”دفاع مقدس سوم” و اشاره به ”جنگهای تحمیلی دوم و سوم آمریکایی-صهیونیستی”، نشاندهنده عبور کشور از یک پیچ تاریخی تند و رویارویی مستقیم یا غیرمستقیم با قدرتهای جهانی است.
در دکترین سیاست خارجی مطرح شده در این پیام، ایران نه تنها به عنوان یک بازیگر تدافعی، بلکه به عنوان قدرتی که ”تاریخ را به سمت صحیح خود هدایت میکند” معرفی شده است. تأکید بر ”دیپلماسی پارلمانی” و لزوم ”اعلام مواضع شفاف در برابر زیادهخواهی مستکبران”، نشان میدهد که در نگاه رهبری جدید، مجلس باید به عنوان بازوی مکمل دستگاه دیپلماسی، نقشی تهاجمیتر و فعالتر در عرصهی بینالملل ایفا کند.
نکته کلیدی در این بخش، اشاره به ”موقعیت تازه ایران در منطقه و جهان” است. این عبارت گویای آن است که جمهوری اسلامی خود را در آستانه یک نظم نوین منطقهای میبیند که در آن، دستاوردهای میدانی باید به دستاوردهای سیاسی و حقوقی تبدیل شوند. پیام، نمایندگان را به ”توجه هوشمندانه” به این موقعیت فرا میخواند که به معنای ضرورت تطبیق قوانین بینالمللی و معاهدات منطقهای با واقعیتهای جدید قدرت در سال ۱۴۰۵ است.

حکمرانی همافزا و بازسازی پساجنگ
در حوزه داخلی، پیام سید مجتبی خامنهای بر مفهوم ”حکمرانی همافزا” تأکید دارد. در حالی که بر استقلال قوه مقننه پافشاری شده، اما از مجلس خواسته شده تا در مسیری حرکت کند که گرهگشای دغدغههای معیشتی مردم باشد. این رویکرد نشاندهنده درک ضرورت هماهنگی کامل قوا برای عبور از تبعات بحرانهای اخیر است.
یکی از بدیعترین محورهای این پیام، دستور کار قرار دادن ”نوسازی و بازسازی خسارات جنگهای تحمیلی دوم و سوم” در برنامه هفتم توسعە است. این موضوع نشان میدهد که اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت فشار سنگین ناشی از درگیریها بوده و اکنون دولت و مجلس موظفند با نگاهی واقعبینانه، بودجه و منابع کشور را به سمت جبران تخریبها و نوسازی زیرساختها سوق دهند.
همچنین، شعار سال ۱۴۰۵ یعنی ”اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی”، پیوندی ناگسستنی میان بقای سیاسی و پایداری اقتصادی ایجاد کرده است. تأکید بر مهار تورم، مدیریت نقدینگی و رونق تولید، نشان میدهد که نظام به خوبی آگاه است که بدون ثبات اقتصادی در داخل، دستاوردهای سیاست خارجی با چالش مشروعیت و پایداری مواجه خواهد شد.

نمایندگی در تراز ”ملت مبعوث”: بازتعریف نقش مجلس
پیام با نگاهی آسیبشناسانه به عملکرد نهادهای قدرت، صندلی نمایندگی را ”سنگر خط مقدم تحول” توصیف میکند. دعوت از نمایندگان برای مطالعه سخنان علی خامنهای، رهبر سابق، نشاندهنده تلاش برای حفظ تداوم ایدئولوژیک در عین تغییرات ساختاری است.
سید مجتبی خامنهای در این پیام، از مجلس میخواهد که از ”اختلافات پوچ سیاسی” و ”منافع جناحی و منطقهای” فاصله بگیرد. این هشدار در زمانی صادر میشود که به نظر میرسد جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام است. تعبیر ”نقشه کور دشمن برای ایجاد تفرقه و تجزیه اجتماعی”، نشاندهنده نگرانی جدی از شکافهای احتمالی است که ممکن است پس از فشارهای اقتصادی و نظامی، در بدنه جامعه بروز کند.

ثبات در سایه اقتدار
پیام سید مجتبی خامنهای را میتوان مانیفست ”دوران تثبیت” دانست. در این پیام، لحن حاکم بر سیاست خارجی، لحنی مقتدرانه و مبتنی بر پیروزی در ”میدان” است، اما در مقابل، لحن مربوط به سیاست داخلی، لحنی نگران، ترغیبکننده به وحدت و متمرکز بر ”ترمیم” است.
از منظر تحلیل سیاسی، این پیام نشاندهنده تغییر نسل در مدیریت کلان جمهوری اسلامی است که در آن، مفاهیم سنتی انقلاب با ضرورتهای مدرنِ حکمرانی مانند ”مطالعات عمیق کارشناسی” و ”زیست مردمی” گره خورده است. تأکید بر ”شفافیت” و ”فسادستیزی” به عنوان الزامات تقوای سیاسی، پاسخی است به مطالبات انباشته شده جامعه که اکنون در قالب تکالیف شرعی و قانونی به نمایندگان ابلاغ شده است.
در نهایت، این پیام مجلس دوازدهم را در برابر یک آزمون بزرگ قرار میدهد: تبدیل شدن به ”نهاد پیشران امیدآفرینی”. موفقیت یا شکست در این مسیر، نه تنها سرنوشت اقتصادی سال ۱۴۰۵ را رقم خواهد زد، بلکه تعیینکننده میزان موفقیت دکترین نوین سیاست خارجی ایران در دوران پساجنگ خواهد بود. ایران در این نگاه، کشوری است که از میان شعلههای جنگ عبور کرده و اکنون به دنبال تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت باثبات، منسجم و اثرگذار در سطح جهانی است.
