سه‌ضلعی گسل؛ چگونه فقر، جنگ و ترک تحصیل آینده ملی ایران را تهدید می‌کنند؟

در حالی که آمارهای بین‌المللی از کاهش نرخ کار کودک در جهان حکایت دارند، بررسی داده‌ها و گزارش‌های میدانی در فضای رسانه‌ای ایران نشان‌دهنده شکل‌گیری یک ”سه‌ضلعی گسل” در سرمایه انسانی کشور است. تلاقیِ فقر معیشتی، تبعات بحران‌های اقتصادی و شرایط جنگی و گسست در نظام آموزشی، پدیده‌ای را رقم زده که کارشناسان از آن به عنوان ”تله بازتولید فقر” یاد می‌کنند؛ وضعیتی که در آن کودک به جای نیمکت مدرسه، در چرخه‌ استثمار اقتصادی گرفتار می‌شود.

فقر؛ موتور اصلی رانش کودکان به بازار کار

فقر بدون شک اصلی‌ترین محرک کار کودک است، اما تحلیلگران داخلی هشدار می‌دهند که نباید این پدیده را صرفاً به تنگدستی درآمدی تقلیل داد. مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس، در گفتگو با روزنامه ”جهان صنعت” معتقد است که فقدان اجرای موثر قوانین و ناتوانی ساختاری سبب شده تا کودک به عنوان ”نیروی کار ارزان” تلقی شود.

مصطفی آب‌روشن: مسئله تنها در فقدان قانون نیست، بلکه در ناتوانی ساختاری دولت است

آب‌روشن در تحلیل خود تأکید می‌کند: ”مسئله تنها در فقدان قانون نیست، بلکه در ناتوانی ساختاری دولت است. بخش بزرگی از اقتصاد در ایران غیررسمی است و همین فضا کار کودک را بازتولید می‌کند. از سوی دیگر، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید، خانواده‌ها را به استفاده از نیروی کار کودک به عنوان یک راهبرد بقا سوق داده است.” او هشدار می‌دهد که این وضعیت منجر به ”فقر چندبعدی” شامل فقر فرصت و فقر آموزش می‌شود که نتیجه‌اش تولید نابرابری بین‌نسلی است.

جنگ و ناامنی؛ شتاب‌دهنده‌ی خروج از چرخه‌ی آموزش

علاوه بر فقر مزمن، متغیر “جنگ و ناامنی‌های منطقه‌ای” به عنوان یک شتاب‌دهنده، روند خروج کودکان از چرخه آموزش را تشدید کرده است. تنش‌های نظامی و سایه‌ی سنگین درگیری‌ها، نه تنها با ایجاد ناامنی روانی و تخریب تمرکز ذهنی دانش‌آموزان، پیوستگی یادگیری را مختل می‌کنند، بلکه با تحمیل هزینه‌های کلان بر اقتصاد و جابه‌جایی اولویت‌های حمایتی، زیرساخت‌های آموزشی را به‌ویژه در مناطق مرزی و محروم تضعیف می‌نمایند. در چنین شرایطی، “حق تحصیل” در برابر “اضطرار بقا” رنگ می‌بازد و با تعطیلی یا مجازی شدن اجباری مدارس در مناطق بحرانی، مسیر ورود کودکان به بازارهای کار غیررسمی و پرخطر هموارتر از همیشه می‌شود.

بحران بازماندگی از تحصیل؛ آمارهای تکان‌دهنده

یکی از اضلاع این بحران، خروج گسترده دانش‌آموزان از چرخه آموزش است. روزنامه ”جوان” در گزارشی تحلیلی، آمار کودکان بازمانده از تحصیل را به نقل از رئیس سازمان بهزیستی کشور، حدود یک میلیون نفر اعلام کرده است.

مجتبی همتی‌فر: افرادی که از آموزش رسمی محروم می‌مانند، در آینده بیشتر در معرض آسیب‌های اجتماعی، بزهکاری و جرائم قرار دارند

مجتبی همتی‌فر، پژوهشگر تربیتی و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، در گفتگو با ”جوان آنلاین” به پیامدهای سنگین این پدیده پرداخته است. او معتقد است: ”هر نظام آموزشی با شاخص‌هایی ارزیابی می‌شود که ترک تحصیل و بازماندگی از جدی‌ترین شاخص‌های منفی آن هستند. افرادی که از آموزش رسمی محروم می‌مانند، در آینده بیشتر در معرض آسیب‌های اجتماعی، بزهکاری و جرائم قرار دارند.” همتی‌فر تأکید می‌کند که آثار این گسست تحصیلی فوراً دیده نمی‌شود، بلکه ۱۰ تا ۲۰ سال دیگر در قالب شکست‌های خانوادگی و ناکامی‌های شغلی به بدنه جامعه ضربه می‌زند.

 جغرافیای محرومیت؛ تمرکز بحران در سیستان و بلوچستان

تمرکز بازماندگی از تحصیل در مناطق محروم و مرزی، ابعاد نگران‌کننده‌تری به خود گرفته است. بر اساس گزارش خبرگزاری ”ایرنا” از جلسه شورای اجتماعی سیستان و بلوچستان، این استان بالاترین آمار بازماندگی از تحصیل را در کشور داراست.

مهدی حسینی، مدیرکل فناوری اطلاعات معاونت توسعه روستایی ریاست‌جمهوری، در این جلسه اعلام کرد: ”بیش از ۱۰ هزار بازمانده تحصیلی تنها در شهرستان‌های زاهدان، سراوان و ایرانشهر شناسایی شده‌اند.” همچنین علیرضا شهرکی، معاون سیاسی و اجتماعی استانداری، به چالش‌های پیچیده‌ای نظیر مهاجرت‌های ناشی از جنگ در کشورهای همسایه (افغانستان و پاکستان) و حضور کودکان فاقد مدارک هویتی اشاره کرده است که عملاً آن‌ها را در چرخه آموزش نامرئی کرده و در برابر استثمار اقتصادی بی‌دفاع ساخته است.

مهدی حسینی: بیش از ۱۰ هزار بازمانده تحصیلی تنها در شهرستان‌های زاهدان، سراوان و ایرانشهر شناسایی شده‌اند

 افت تحصیلی و کیفیت رو به زوال آموزش

علاوه بر بازماندگی، افت تحصیلی دانش‌آموزان در حال تحصیل نیز به یک چالش ملی بدل شده است. آمارهای رسمی نشان می‌دهند میانگین نمرات نهایی دانش‌آموزان در سال گذشته به رقم نگران‌کننده ۹.۹۴ رسیده است. همچنین در آزمون‌های بین‌المللی ”تیمز و پرلز”، نمره دانش‌آموزان ایرانی (حدود ۴۱۳ تا ۴۲۰) بسیار پایین‌تر از میانگین جهانی (۵۰۰) قرار دارد که نشان‌دهنده ضعف جدی در مهارت‌های پایه خواندن، ریاضی و علوم است.

سکینه محبی، در یک مقاله تحلیلی با عنوان ”افت تحصیلی؛ تهدیدی برای سرمایه‌های فردی و چالش هدررفت منابع ملی”، به ابعاد اقتصادی این خسارت می‌پردازد. او خاطرنشان می‌کند که افت تحصیلی تنها یک شکست فردی نیست، بلکه به معنای هدررفت سرمایه‌های انسانی و مالی کلان کشور در مسیر توسعه است. محبی در این تحلیل تأکید دارد: ”مدرسه آینه جامعه است؛ جامعه‌ای که درگیر فقر باشد، دانش‌آموز و معلم فقیر خواهد داشت و نتیجه بدیهی فقر، افت تحصیلی است که میزان آن با درجه فقر تناسب دارد.” او همچنین به هزینه‌های سنگین تکرار پایه تحصیلی اشاره کرده و آن را ضایعه‌ای بر اقتصاد آموزش و پرورش می‌داند.

سکینه محبی: نتیجه بدیهی فقر، افت تحصیلی است که میزان آن با درجه فقر تناسب دارد

خلأ مدیریتی و پاس‌کاری مسئولیت‌ها

چالش نهایی، ناتوانی در شناسایی و جذب مجدد این کودکان است. مسعود بهرامی، مدیرکل سابق آموزش و پرورش شهرستان‌های تهران، در گفتگو با رسانه‌ها به شکاف آماری میان سازمان ثبت احوال و آموزش و پرورش اشاره کرده و می‌گوید: ”ما تعداد بازماندگان را می‌دانیم، اما نمی‌دانیم کجا هستند! اطلاعات موالید را داریم، اما آدرس و شماره تماسی از این کودکان که به مدرسه نیامده‌اند در دست نیست.”

او معتقد است طبق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، شناسایی این افراد وظیفه مشترک وزارت کشور، ثبت احوال و بهزیستی است، اما هماهنگی بین‌دستگاهی هنوز به سطحی نرسیده که بتواند این کودکان را از ”سیاهچاله‌های تولید و توزیع مواد مخدر” یا ”کارگاه‌های زیرزمینی” به مدرسه بازگرداند.

گزارش‌های تحلیلی رسانه‌های داخلی نشان می‌دهد که سه‌ضلعی فقر، جنگ و بازماندگی از تحصیل، مانند یک قیچی در حال بریدن پیوندهای نسل آینده با ساختارهای توسعه‌یافته جامعه است. همان‌گونه که سکینه محبی در تحلیل خود هشدار داده است، این روند منجر به ”ساییدگی سرمایه انسانی” می‌شود. بدون یک ائتلاف ملی برای حمایت اقتصادی از دهک‌های پایین و اصلاح ساختارهای آموزشی، ایران در دهه‌های آتی با نسلی روبرو خواهد بود که نه تنها از تخصص و مهارت تهی است، بلکه به دلیل محرومیت از آموزش، در معرض جدی‌ترین آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری قرار دارد. هزینه بازگرداندن این کودکان به مدرسه، به مراتب کمتر از هزینه‌ای است که جامعه در آینده برای تبعات جرم و بزهکاری ناشی از جهل و فقر پرداخت خواهد کرد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم