صنعت هوانوردی ایران که دهههاست با بحران فرسودگی و تحریمهای بینالمللی دستوپنجه نرم میکند، در روزهای پایانی خرداد سال ۱۴۰۵ با افشاگریهای جدیدی درباره ابعاد پنهان بحرانهای اخیر مواجه شده است.
اظهارات تازه رئیس سازمان هواپیمایی کشوری درباره انتقال پنهانی دهها فروند هواپیمای مسافربری به خارج از مرزهای کشور، بار دیگر نگاهها را به سمت بهرهبرداریهای غیرمعمول از زیرساختهای غیرنظامی جلب کرده است. این تأییدیه رسمی که در بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵ بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و بینالمللی داشت، نشان میدهد که چگونه ناوگان مسافربری کشور که متعلق به عموم مردم است، در جریان تنشهای نظامی اخیر به عنوان ابزاری برای کاهش خسارتهای حکومتی مورد جابهجاییهای گسترده قرار گرفته است. این رویداد بار دیگر بر نگرانیها پیرامون نادیده گرفتن امنیت شهروندان در تصمیمگیریهای کلان صحه میگذارد.
انتقال سراسیمه ناوگان غیرنظامی به کشورهای همسایه

ابوذر شیرودی، سرپرست سازمان هواپیمایی کشوری، در یک گفتگوی تلویزیونی رسماً تأیید کرد که در جریان جنگ چهل روزه اخیر، مجوز انتقال و استقرار ۳۶ فروند هواپیما به فرودگاههای خارجی صادر شده و بخشی از این طرح نیز با موفقیت به مرحله اجرا درآمده است. اگرچه این مقام دولتی از افشای نام کشورهای مقصد و جزییات فرودگاهها خودداری کرد، اما این اعتراف مستقیماً گزارشهای پیشین رسانههای غربی را تأیید میکند. پیش از این، شبکه تلویزیونی سیبیاس آمریکا به نقل از مقامهای امنیتی فاش کرده بود که چندین فروند از هواپیماهای مسافربری ایران در جریان درگیریها، در یک پایگاه نظامی به نام نور خان در نزدیکی شهر راولپندی پاکستان پارک شده بودند. وزارت امور خارجه پاکستان در ۲۲ اردیبهشت (١١ مه) با انتشار بیانیهای این گزارش را اغراقآمیز خواند، اما هرگز اصل حضور این پرندهها در خاک خود را تکذیب نکرد. بر اساس اظهارات شیرودی، علاوه بر گریز فرامرزی این ناوگان، حدود ۱۳۳ جابهجایی داخلی نیز میان فرودگاههای تهران از جمله مهرآباد و امام خمینی به مقاصد امنتر داخلی با هماهنگی پدافند هوایی و ستاد کل نیروهای مسلح انجام شده است؛ تصمیمی که داراییهای عمومی و مسافربری مردم را به بخشی از طرحهای حفاظتی حکومت تبدیل کرد.

سایه سنگین نظامیگری بر بالهای غیرنظامی
وابستگی ساختاری و عمیق شرکتهای هواپیمایی ایران به نهادهای نظامی، بهویژه سپاه پاسداران، واقعیتی انکارناپذیر است که کارشناسان بینالمللی بارها به آن اشاره کردهاند. شرکتهایی مانند ماهان، ایرانایر و پویا ایر سالهاست که فراتر از خدماترسانی به شهروندان، در نقش بازوی تدارکاتی و راهبردی نیروی قدس سپاه پاسداران عمل میکنند. برای نمونه، خطوط هوایی پویا ایر مستقیماً تحت مالکیت و مدیریت نیروی هوافضای سپاه قرار دارد و فراتر از جابهجایی مسافران معمولی، برای ترابریهای نظامی در مناطقی چون سوریه و حتی انتقال تجهیزات به روسیه مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین، انتصاب چهرههای ارشد نظامی مانند شمسالدین فرزادیپور، فرمانده پیشین عملیات هوایی نیروی هوافضای سپاه، به عنوان مدیرعامل شرکت ملی ایرانایر، نشاندهنده سیطره کامل نظامیان بر این صنعت است. شرکت هواپیمایی ماهان نیز که تحت کنترل موسسه مولیالموحدین قرار دارد، دهههاست به دلیل حمل و نقل نیرو و تسلیحات برای شبهنظامیان وابسته به حکومت در خاورمیانه در لیست تحریمهای ضدتروریستی ایالات متحده و اتحادیه اروپا جای گرفته است. این بهرهبرداریهای نظامی از پوشش پروازهای مسافربری، نه تنها امنیت سفر شهروندان عادی را به خطر انداخته، بلکه کل این صنعت را با تحریمهای فلجکننده روبهرو کرده است.
ناوگانی فرسوده در چنگال ناکارآمدی
درحالی که مقامات با افتخار از جابهجاییهای راهبردی هواپیماها سخن میگویند، نگاهی به آمار و ارقام نشان میدهد که شهروندان ایرانی ناگزیرند با یکی از فرسودهترین و خطرناکترین ناوگانهای هوایی جهان سفر کنند. بر اساس گزارشهای رسمی منتشر شده توسط خبرگزاری مهر و شورایعالی هواپیمایی کشوری در سال گذشته، میانگین سنی ناوگان فعال ایران به ۲۸ سال رسیده است. این در حالی است که متوسط عمر استاندارد جهانی هوانوردی کمتر از ۱۵ سال و در کشورهای همسایه مانند قطر و امارات زیر ۱۰ سال است. صنعت حملونقل هوایی کشور به دلیل دههها انزوا، تحریم و سیاستهای ستیزهجویانه حاکمیت، عملاً توان نوسازی خود را از دست داده است. از مجموع ناوگان موجود، بیش از ۱۰۰ فروند هواپیما به دلیل نبود قطعات یدکی و زمینگیری طولانی به انبار قطعه برای سایر پرندهها تبدیل شدهاند. کارشناسان هشدار میدهند که با ادامه این روند، تا چند سال آینده دیگر رمقی برای این صنعت باقی نخواهد ماند و پروازهای مسافرتی به خدمتی ناامن برای مردم ایران تبدیل خواهد شد.

اولویت بقای حکومت بر آرامش تودهها
انتقال شتابزده ناوگان هوایی به کشورهای دیگر در میانه بحران، تصویری روشن از اولویتهای حکومتی است که بقای ابزارهای راهبردی خود را بر رفاه و آرامش روانی تودههای مردم مقدم میشمارد. در شرایطی که مردم عادی با لغو پروازها، سرگردانی در فرودگاهها و بحرانهای معیشتی دستبهگریبان هستند، نجات پرندههای آهنی فرسودهای که پیشتر برای جابهجایی نیروهای نظامی استفاده میشدند، اولویت نخست تصمیمگیران پدافندی کشور میشود. این رویکرد بار دیگر شکاف عمیق میان جامعه مدنی ایران که خواستار زندگی عادی و ارتباط بیواسطه با جهان است، با ساختار حاکم را که هوانوردی غیرنظامی را نیز در خدمت اهداف جنگطلبانه خود قرار داده، آشکار میسازد؛ واقعیتی که هزینه سنگین آن را همواره مسافران و شهروندان بیدفاع ایرانی با جان و مال خود میپردازند.
