در حالی که انتشار پیام مکتوب و بیسابقه مجتبی خامنهای درباره تفاهمنامه اخیر با ایالات متحده، نشاندهنده یک چرخش تاکتیکی و مشروط در سیاست خارجی تهران است، تشدید حملات هوایی و زمینی اسرائیل به جنوب لبنان، پایداری این توافق نوپا را با چالشی بنیادین مواجه کرده است. تهران این حملات را نقض صریح «توافق اسلامآباد» قلمداد میکند؛ توافقی که اکنون میان پذیرش مشروط در لایههای بالای قدرت در ایران و سرکشی میدانی در مرزهای لبنان، در وضعیتی شکننده قرار گرفته است.

رمزگشایی از پیام رهبری؛ پذیرش از موضع واگذاری مسئولیت
پیام مجتبی خامنهای که در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ صادر شد، حاوی نکاتی کلیدی است که فراتر از یک تایید ساده دیپلماتیک عمل میکند. او با استفاده از عبارت «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»، مرزبندی مشخصی میان دیدگاه شخصی و ایدئولوژیک خود با ضرورتهای اجرایی دولت ترسیم کرده است.
مجتبی خامنهای: بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم… مذاکرات حضوری آینده به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود
این موضعگیری در ادبیات سیاسی به معنای «مسئولیتسپاری صریح» به قوه مجریه است. رهبر جمهوری اسلامی با تاکید بر اینکه اجازه تفاهمنامه را بر اساس «تعهد رئیسجمهور» و «قبول مسئولیت» توسط شورای عالی امنیت ملی صادر کرده، بار هرگونه شکست احتمالی یا پیامد ناگوار این توافق را از دوش نهاد رهبری برداشته و مستقیماً متوجه مسعود پزشکیان و تیم همراه او کرده است. همچنین، تاکید بر اینکه مذاکرات حضوری آینده «به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود»، نشاندهنده حفظ رویکرد تقابلی در عین پیشبرد گفتگوهای فنی است؛ پیامی که مخاطب آن هم بدنه داخلی هوادار حاکمیت و هم طرف آمریکایی است تا تصور نشود تهران از مواضع کلان خود عقبنشینی کرده است.

لبنان؛ میدانی که توافق را به چالش میکشد
درست در زمانی که دستگاه دیپلماسی در تهران و واشینگتن بر سر یک نقشه راه ۶۰ روزه به توافق رهاند، گزارشهای میدانی از جنوب لبنان حکایت از واقعیتی متفاوت دارد. حملات پهپادی به کفرتبنیت و نبطیه و پیشروی نظامیان اسرائیلی به سمت منطقه «علیالطاهر»، از دید ناظران مستقل به معنای تلاش تلآویو برای تحمیل واقعیتهای جدید پیش از تثبیت نهایی توافق است.
اسرائیل با تداوم اشغال مناطق مرزی و هدف قرار دادن خودروهای غیرنظامی و نیروهای امدادی، عملاً بند «توقف درگیری در تمامی جبههها» را به بازی گرفته است. بنیامین نتانیاهو با صراحت اعلام کرده است که «امنیت را به مناطق شمالی بازمیگردانیم» و بر حفظ کنترل بر «منطقه امنیتی» تاکید ورزیده است. این استراتژی نشان میدهد که دولت اسرائیل، امنیت مرزهای خود را نه در چارچوب تفاهم تهران-واشینگتن، بلکه در گرو تداوم حضور نظامی و خلع سلاح کامل طرف مقابل میبیند.

شکاف میان تلآویو و واشینگتن؛ فشار از درون جبهه متحد
یکی از متغیرهای مهم در این گزارش، تنش بیسابقه میان دولت دوم ترامپ و کابینه نتانیاهو است. اظهارات تند جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، خطاب به مقامات اسرائیلی مبنی بر اینکه «باید از خواب بیدار شوند»، نشاندهنده جدی بودن واشینگتن در پیشبرد این تفاهمنامه است. ونس با یادآوری این نکته که دوسوم تجهیزات دفاعی اسرائیل با مالیات کارگران آمریکایی تامین میشود، عملاً به تلآویو هشدار داده است که نباید مانع از تحقق دکترین «اول آمریکا» و کاهش تنشهای هزینهبر در خاورمیانه شود.
جیدی ونس خطاب به مقامات اسرائیل: باید از خواب بیدار شوند
در مقابل، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، با لحنی تدافعی اما مصمم، بر توانایی اسرائیل برای «عملیات مستقل» تاکید کرده است. ادعای کاتز مبنی بر از بین بردن برنامه هستهای ایران و تهدید به جلوگیری از احیای آن، نشاندهنده هراس تلآویو از این واقعیت است که تفاهمنامه ایران و آمریکا ممکن است منجر به بازسازی قدرت اقتصادی و هستهای تهران تحت نظارتهای بینالمللی شود؛ سناریویی که از نظر اسرائیل یک «تهدید موجودیتی» به شمار میرود.

تحلیل وضعیت: آزمون مهار و پایداری
گزارشهای خبرگزاریهای داخلی ایران (مانند مهر و المیادین) و رسانههای بینالمللی (مانند آکسیوس و الجزیره)، همگی بر یک نقطه اشتراک دارند: تفاهمنامه اسلامآباد در حال حاضر در یک «جنگ ارادهها» به سر میبرد.
از یک سو، تهران با پیام مجتبی خامنهای، توپ را به زمین دولت پزشکیان و طرف آمریکایی انداخته است تا نشان دهند که آیا این تفاهمنامه میتواند منجر به «پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت» شود یا خیر. از سوی دیگر، نتانیاهو با ادامه حملات در لبنان، در حال تست کردن مرزهای تحمل دونالد ترامپ است.
نکته حائز اهمیت این است که اگر حملات اسرائیل به جنوب لبنان منجر به پاسخ متقابل و گسترده جبهه مقاومت شود، تفاهمنامه ۶۰ روزه حتی پیش از آنکه جوهر امضای آن خشک شود، به بنبست خواهد ر. در این صورت، پیشبینی رهبر ایران مبنی بر «زیادهخواهی طرف مقابل» محقق شده تلقی میگردد و مسیر دیپلماسی به نفع «میدان» بسته خواهد شد.

چشمانداز آینده
هفته آتی و نشست واشینگتن با هیئت لبنانی، نقطه عطف این تحولات خواهد بود. اگر ایالات متحده موفق نشود ارتش اسرائیل را به عقبنشینی از مناطق اشغالی اخیر (مانند بلندیهای علیالطاهر) وادار کند، پیام تهران به سرعت از حالت «صبر و انتظار» به حالت «تقابل» تغییر فاز خواهد داد.
در نهایت، پیام مجتبی خامنهای را میتوان یک «فرصت آخر» به دیپلماسی تعبیر کرد. او با مشروط کردن اجازه خود به «تحقق شروط گفتهشده»، راه را برای بازگشت به سیاستهای سختگیرانه در صورت تداوم نقض آتشبس توسط اسرائیل باز نگه داشته است. اکنون چالش اصلی متوجه واشینگتن است: آیا ترامپ میتواند متحد استراتژیک خود را مهار کند، یا اینکه «میدان» بار دیگر بر «دیپلماسی» غلبه خواهد کرد؟
تلاقی پیام هشدارآمیز و مشروط تهران با حملات بیپروای تلآویو در جنوب لبنان، نشاندهنده آن است که تفاهمنامه ایران و آمریکا بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، یک «آزمون اعتبار» برای طرفین است. در حالی که تهران مسئولیت را به ساختار اجرایی واگذار کرده، اسرائیل در حال بازترسیم مرزهای نظامی است؛ وضعیتی که بقای تفاهمنامه را به مویی بند کرده است.
