روابط میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی که همواره بر لبه تیغ دیپلماسی و مسائل فنی در جریان بود، اکنون با ورود به فاز تقابل نظامی، شاهد ادبیاتی بیسابقه از سوی مقامات عالیرتبه هستهای تهران است. محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در تازهترین اظهارات خود با حمله تند به استقلال نهادهای بینالمللی، آژانس را «بازیچه» قدرتهای جهانی خوانده است. این موضعگیری که در واکنش به حملات هوایی تیرماه ۱۴۰۴ به تأسیسات هستهای و تهدیدهای مداوم علیه سایتهای زیرزمینی جدید اتخاذ شده، نشاندهنده تغییر ماهیت پرونده هستهای از یک چالش حقوقی به یک بنبست راهبردی در وضعیت جنگی است.

اتهام «بازیچگی»؛ عبور از زبان دیپلماسی
محمد اسلامی در جریان رونمایی از دستاوردهای هستهای در هفته دولت، با صراحتی کمسابقه، سازمانهای بینالمللی را به تبعیت کورکورانه از سیاستهای ایالات متحده و اسرائیل متهم کرد. او با اشاره به تهدیدهای دونالد ترامپ برای بمباران سایت زیرزمینی «کوه کلنگ گزلا»، این اقدامات را سندی بر این مدعا دانست که نهادهای بینالمللی «بازیچه دست نظام سلطه و استکباری آمریکا و صهیونیستها هستند.»
این سطح از انتقاد، فراتر از گلایههای معمول دیپلماتیک است. تهران معتقد است آژانس بینالمللی انرژی اتمی با سکوت در برابر حملات نظامی به تأسیسات رسمی و ثبتشده ایران، عملاً مشروعیت و صلاحیت خود را به عنوان یک ناظر بیطرف از دست داده است. از دیدگاه مقامات تهران، آژانس به جای آنکه از حریم تأسیسات تحت نظارت خود دفاع کند، با اصرار بر بازرسی از سایتهای تخریبشده، نقش «ارزیاب خسارت» را برای مهاجمان ایفا میکند؛ اتهامی که در صورت تداوم، میتواند به معنای پایان همکاریهای پادمانی در چهارچوبهای سنتی باشد.

سایتهای تحت حمله و چالش «پروتکلهای جنگی»
یکی از محورهای کلیدی اظهارات اسلامی، مشروط کردن بازرسیها به تدوین پروتکلهای جدید است. او با استناد به قانون اقدام راهبردی مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد که تا زمان تصویب و ابلاغ ضوابط خاص برای بازرسی از سایتهایی که مورد حمله نظامی قرار گرفتهاند، آژانس «نمیتواند ادعای بازرسی داشته باشد.»
این موضعگیری، یک چالش حقوقی بزرگ پیش پای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، قرار میدهد. در ساختار فعلی پادمان، پروتکل مشخصی برای چگونگی نظارت بر تأسیساتی که در جریان یک درگیری نظامی فعال قرار دارند، پیشبینی نشده است. ایران با بهرهبرداری از این خلاء قانونی، دسترسی آژانس را به سایتهای استراتژیک نظیر فردو، نطنز و اصفهان که طبق اعلام کاخ سفید در اول تیرماه ۱۴۰۴ هدف «حملات دقیق و گسترده» قرار گرفتند، عملاً مسدود یا محدود کرده است. استدلال تهران ساده اما پیچیده است: تا زمانی که آژانس امنیت سایتها را تضمین نکند و حملات را محکوم ننماید، دسترسی نظارتی به معنای ارائه اطلاعات هدفزنی جدید به دشمن است.

ابهام در سرنوشت اورانیوم ۶۰ درصدی
در مرکز این تنشها، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران قرار دارد. بر اساس آخرین برآوردهای آژانس پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، ایران حدود ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشت. این حجم از مواد، از نظر فنی نقطه بحرانی تلقی میشود، چرا که در صورت اتخاذ تصمیم سیاسی برای غنیسازی نهایی، برای تولید حداقل شش سلاح هستهای کفایت میکند.
اگرچه رافائل گروسی مدعی است این ذخایر در جریان حملات دستنخورده باقی ماندهاند، اما عدم ارائه گزارش رسمی از سوی ایران به آژانس، یک «سیاه-چاله اطلاعاتی» ایجاد کرده است. اسلامی با بیان اینکه کشور هنوز در شرایط جنگی به سر میبرد، ارسال گزارشهای دقیق را به برقراری امنیت کامل و تدوین پروتکلهای جدید منوط کرده است. این عدم شفافیت، در کنار تهدیدهای ترامپ مبنی بر اینکه «کار آمریکا با ایران تمام نشده»، ریسک وقوع یک درگیری گستردهتر بر سر «زمان گریز هستهای» را به شدت افزایش داده است.

دوگانه خدمت صلحآمیز و آمادگی جنگی
بخش دیگری از سخنان رئیس سازمان انرژی اتمی، تلاشی برای توازنبخشی به تصویر برنامه هستهای ایران بود. اصرار بر تداوم صادرات رادیوداروها حتی در زمان جنگ و از طریق مسیرهای زمینی، و همچنین رونمایی از سامانههای سنجش پلاسمای توکامک «شمس» و کاربرد پلاسما در کشاورزی و درمان، پیامی با دو مخاطب داشت.
اول، مخاطب داخلی که باید اطمینان یابد صنعت هستهای علیرغم حملات سنگین، همچنان در لایههای کاربردی و علمی فعال است. دوم، مخاطب بینالمللی که ایران میخواهد به او بفهماند ساختار دانش هستهای در این کشور «بومی» شده و با بمباران فیزیکی از بین نمیرود. با این حال، استفاده از واژگانی نظیر «انرژی بیپایان گداخت» در کنار اتهام «بازیچگی» به آژانس، نشاندهنده یک پارادوکس بزرگ است؛ ایران از سویی خود را متعهد به مرزهای دانش صلحآمیز نشان میدهد و از سوی دیگر، پلهای ارتباطی با تنها نهاد ناظر بر این صلحآمیز بودن را یکی پس از دیگری تخریب میکند.

خروج تدریجی از سایه نظارت؟
اظهارات محمد اسلامی را میتوان به عنوان «بیانیه استقلال از پادمان سنتی» در وضعیت اضطراری تلقی کرد. متهم کردن آژانس به ابزار دست بودن برای آمریکا و اسرائیل، تنها یک حمله لفظی نیست، بلکه زمینهسازی برای محدودیتهای گستردهتر نظارتی است.
ایران اکنون در وضعیتی قرار دارد که بازرسیهای آژانس را نه به عنوان یک ابزار اعتمادساز، بلکه به عنوان یک تهدید امنیتی میبیند. از سوی دیگر، آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ضعیفترین موقعیت خود در قبال تهران قرار گرفته است؛ چرا که نه قدرت بازدارندگی در برابر حملات نظامی را دارد و نه ابزاری برای وادار کردن تهران به پذیرش بازرسان در سایتهای نیمهتخریبشده.
در میانمدت، اگر پروتکلهای مورد نظر ایران تدوین نشود یا تنشهای نظامی با واشینگتن کاهش نیابد، احتمال میرود که ایران به سمت تعلیق کامل بخشهای کلیدی پادمان حرکت کند. این مسیر، برنامه هستهای ایران را بیش از پیش به «جعبه سیاهی» تبدیل میکند که خروجی آن تنها برای مقامات ارشد تهران روشن خواهد بود؛ وضعیتی که میتواند به معنای پایان دوران دیپلماسی هستهای و آغاز عصر «بازدارندگی مبهم» در خاورمیانه باشد.
در نهایت، سخنان اسلامی نشان داد که در منظومه فکری جدید تهران، سازمانهای بینالمللی تا زمانی محترم هستند که امنیت ملی ایران را در برابر حملات خارجی به چالش نکشند. از نگاه تهران، آژانسی که نتواند حملات به سایتهای تحت نظارتش را محکوم کند، دیگر شایستگی نظارت بر آن سایتها را نیز نخواهد داشت. این منطق، تیر خلاصی بر پیکره توافقاتی است که زمانی قرار بود تضمینکننده صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران باشند.
- اسلامی: سازمانهای بینالمللی بازیچه دست آمریکا و اسرائیل هستند؛ بنبست پادمانی در سایه تهدید نظامی
- امنیتیسازی معیشت؛ چرا آمارهای رسمی فقر در ایران محرمانه شده است؟
- درخواست اصلاح نظام آموزشی و تدریس به زبان مادری در ترکیه
- چالشهای همزمان بغداد در مهار دلار و سلاح
- ادامه اجرای احکام اعدام، شلاق و بازداشتهای تازه در چند استان ایران
