تنشهای نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده با ورود به سیزدهمین شب متوالی، ابعاد بیسابقهای به خود گرفته است. در حالی که تبادل آتش میان دو طرف از حوزههای سنتی درگیری فراتر رفته و به سواحل دریای خزر و پایگاههای استراتژیک در عمق کشورهای حوزه خلیج فارس رسیده است، گزارشها از بنبست در مسیرهای دیپلماتیک و توقف تقریباً کامل تردد در تنگه هرمز حکایت دارند. این وضعیت، منطقه را در آستانه یک رویارویی تمامعیار قرار داده که فراتر از یک تبادل آتش تلافیجویانه به نظر میرسد.
گسترش جغرافیایی نبرد: از خلیج فارس تا دریای خزر
بامداد جمعه، ۲ مرداد (۲۴ ژوئیه)، دور جدیدی از حملات دوطرفه آغاز شد که نشاندهنده تغییر در قواعد درگیری است. روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران در بیانیههایی جداگانه از حملات گسترده پهپادی به پایگاههای آمریکا در بحرین، کویت و اردن خبر دادند. طبق ادعای منابع نظامی ایران، پایگاه «شیخ عیسی» در بحرین، پایگاه «الازرق» در اردن و چندین اردوگاه نظامی در کویت از جمله «العدیری»، «الدوحه» و «عریفجان» هدف پهپادهای انهدامی قرار گرفتهاند.
در واکنشی متقابل، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد که سیزدهمین شب حملات خود را به مراکز فرماندهی، سایتهای نظارت ساحلی و محل نگهداری پهپادها در خاک ایران با موفقیت به پایان رسانده است. نکته حائز اهمیت در این دور از حملات، هدف قرار گرفتن مقر نیروی دریایی سپاه در «زیباکنار» واقع در سواحل دریای خزر است. این نخستین بار در دور جدید درگیریهاست که جغرافیای حملات آمریکا به شمال ایران گسترش مییابد؛ اقدامی که پیامهای راهبردی روشنی درباره اشراف اطلاعاتی و عملیاتی واشنگتن مخابره میکند.
تلفات انسانی و خسارات میدانی
گزارشهای رسمی از داخل ایران حاکی از افزایش تلفات انسانی در پی حملات موشکی و هوایی آمریکا است. خبرگزاری دولت (ایرنا) به نقل از مقامات استانی، کشته شدن دستکم ۴ نفر و مجروح شدن ۷ تن دیگر را در استانهای خوزستان و هرمزگان تأیید کرده است. ولیالله حیاتی، معاون امنیتی استاندار خوزستان، با اشاره به حملات به اطراف اهواز، وضعیت را بحرانی توصیف کرد. گزارشهای مشابهی نیز از انفجار در یزد، اصفهان، گیلان و لرستان منتشر شده که نشاندهنده پراکندگی وسیع اهداف سنتکام در عمق خاک ایران است.
در جبهه مقابل، سپاه پاسداران مدعی شده است که در حمله به پایگاه «علیالسالم» کویت، خسارات سنگینی به زاغههای مهمات و سولههای اسکان نیروهای آمریکایی وارد کرده و مدعی تلفات گسترده در میان نظامیان ایالات متحده شده است؛ ادعایی که همواره از سوی مقامات پنتاگون رد یا با آماری بسیار پایینتر گزارش شده است.

انسداد شریان انرژی و بنبست دیپلماتیک
یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای درگیریهای اخیر، توقف تقریباً کامل تردد نفتکشها از تنگه هرمز است. دادههای شرکتهای ردیابی شناورها نشان میدهد که روز پنجشنبه تنها یک نفتکش از این آبراه حیاتی خارج شده است. در شرایطی که بهطور معمول روزانه تا ۱۵۰ فروند کشتی از این منطقه عبور میکردند، رسیدن این عدد به نزدیکی صفر، هشداری جدی برای بازارهای جهانی انرژی محسوب میشود. سنتکام تأکید دارد که تنگه برای تردد باز است، اما ریسک بالای عملیاتی عملاً این مسیر را با انسداد غیررسمی مواجه کرده است.
در لایه سیاسی، تلاشهای میانجیگرانه بغداد نیز به نظر میرسد به بنبست رسیده باشد. علی الزیدی، نخستوزیر جدید عراق، که حامل پیامی از سوی دونالد ترامپ برای مقامات تهران بود، در سفر خود به ایران با پاسخ منفی روبرو شده است. طبق گزارشهای منتشر شده، تهران پیشنهاد «آتشبس موقت» را رد کرده و تأکید دارد که هرگونه توافقی باید وضعیت نهایی کنترل بر تنگه هرمز و رفع دائمی تهدیدات را مشخص کند.
این بنبست در حالی رخ میدهد که روزنامه والاستریت جورنال به نقل از منابع آگاه، از تغییر لحن دونالد ترامپ خبر داده است. به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا که پیشتر بر دیپلماسی تأکید داشت، اکنون تحت تأثیر تداوم درگیریها به سمت «فشار حداکثری نظامی» متمایل شده است. این تغییر رویکرد در واشنگتن با واکنش تند تهران همراه شده؛ به طوری که مقامات ایرانی تهدید کردهاند در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی، فاز بعدی حملات شامل تلآویو خواهد بود و حوثیهای یمن نیز برای محاصره دریایی بابالمندب وارد عمل خواهند شد.
فشار اقتصادی و ابزارهای غیرنظامی
همزمان با نبرد میدانی، جنگ فرسایشی در لایههای اقتصادی و اطلاعاتی نیز ادامه دارد. وزارت خارجه آمریکا با تعیین پاداش ۱۵ میلیون دلاری برای کسب اطلاعات از شرکت «بهژولپارس» و کارگزاران آن، نشان داد که واشنگتن همچنان به دنبال خشکاندن ریشههای مالی و لجستیکی شبکه تأمین پهپادی و موشکی ایران است. این اقدام نشاندهنده استفاده همزمان از ابزارهای سخت و نرم برای اعمال فشار بر ساختار نظامی ایران است.
عبور از خط قرمزهای سنتی
آنچه سیزدهمین شب درگیریها را از مراحل پیشین متمایز میکند، «عادیسازی» حملات مستقیم به خاک یکدیگر است. درگیریهایی که زمانی در کشورهای ثالث (سوریه، عراق یا یمن) دنبال میشد، اکنون به یک رویارویی مستقیم جغرافیایی تبدیل شده است.
ایران با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در کشورهای متحد واشنگتن (اردن، کویت و بحرین)، سعی دارد هزینه میزبانی از نیروهای آمریکایی را برای این کشورها بالا ببرد و فشار منطقهای برای خروج ایالات متحده ایجاد کند. در مقابل، آمریکا با گسترش بانک اهداف خود به شمال ایران (زیباکنار) و تمرکز بر زیرساختهای پدافندی و ارتباطی، در حال آزمایش توان بازدارندگی تهران است.
در این میان، شکست مأموریت نخستوزیر عراق نشان میدهد که شکاف میان مطالبات دو طرف عمیقتر از آن است که با پیشنهادهای موقت پر شود. تهران به دنبال تثبیت هژمونی خود بر آبراههای منطقه است و واشنگتن، تحت مدیریت ترامپ، به نظر میرسد دیگر تمایلی به پذیرش وضعیت موجود ندارد. با توجه به توقف جریان نفت و تهدیدات متقابل مبنی بر گسترش جنگ به اسرائیل، روزهای پیش رو برای امنیت بینالملل بسیار تعیینکننده خواهد بود. فقدان یک کانال ارتباطی موثر و گرایش هر دو طرف به «زبان زور»، ضریب خطا را افزایش داده و احتمال وقوع یک جنگ ناخواسته و تمامعیار را بیش از هر زمان دیگری تقویت کرده است.
- بازتولید زیرزمینی بازدارندگی؛ معمای بقای توان موشکی ایران در میانه آتشبس شکننده
- بازگشت سایه فصل هفتم منشور ملل متحد؛ صفآرایی در نیویورک و هشدار تهران پیرامون خروج از انپیتی
- عزم راسخ اسلامآباد در همگامی با ریاض و مقابله با تهدیدهای حوثیها
- دلار در آستانه ورود به کانال ۲۴۰ هزار تومانی؛ رکوردشکنی همزمان در بازار طلا و سکه
- نبرد در آستانه بابالمندب؛ تکیه ترامپ بر «حمایت مشورتی» به جای مداخله مستقیم
