نظام سلامت ایران در سال ۱۴۰۵ با یکی از سهمگینترین بحرانهای تاریخ خود دست و پنجه نرم میکند؛ وضعیتی که در آن نهتنها جنگ و تحریم، بلکه ناکارآمدی سیستماتیک در مدیریت منابع مالی، جان میلیونها بیمار را به مخاطره انداخته است.
در حالی که قفسه داروخانهها روزبهروز خالیتر میشود، گزارشهای میدانی و اظهارات مقامات صنفی نشان میدهد که ریشه اصلی این فاجعه در بدهی عظیم و انباشته سازمانهای بیمهگر به شبکه دارویی کشور نهفته است. بر اساس آمارهای منتشر شده توسط انجمن داروسازان ایران، حجم مطالبات داروخانهها از سازمانهای بیمه سلامت، تأمین اجتماعی و نیروهای مسلح اکنون از مرز ۶۵ هزار میلیارد تومان فراتر رفته است؛ رقمی که عملاً شریانهای حیاتی تأمین دارو را مسدود کرده است.
بهمن صبور، نایبرئیس هیئتمدیره نظام پزشکی تهران بزرگ، در گفتگو با خبرگزاری فارس صراحتاً اعلام کرد که در طول ۳۰ سال سابقه فعالیت خود، چنین حجمی از بدهی بیسابقه بوده است. وی تأکید کرد که در برخی موارد، مراکز درمانی و پزشکان نزدیک به ۱۱ ماه است که مطالبات خود را دریافت نکردهاند.
این انباشت بدهی باعث شده است تا داروخانههای بخش خصوصی که ۱۷ هزار واحد از مجموع ۱۸ هزار و ۵۰۰ داروخانه کشور را تشکیل میدهند، در آستانه ورشکستگی کامل قرار بگیرند. به گفته این مقام صنفی، دارو در انبارهای شرکتهای پخش موجود است، اما داروسازان به دلیل نداشتن نقدینگی و برگشت خوردن چکهایشان، توان خرید و عرضه آن را به بیماران ندارند.

قفل شدن نقدینگی در زنجیره تأمین؛ دارو هست، اما توان خرید نیست
یکی از تناقضهای دردناک بحران کنونی اینجاست که در بسیاری از موارد، دارو در شبکه توزیع وجود دارد، اما به دست مصرفکننده نهایی نمیرسد.
مرضیه بذرافشان، عضو هیئتمدیره انجمن داروسازان کشور، در گفتگو با خبرگزاری ایرنا خاطرنشان کرد که “تأخیر طولانیمدت در واریز سهم ارز دارو و بدهی بیمهها، داروخانهها را وارد بحران نقدینگی کرده است”. وی افزود که “طبق قانون، بیمهها باید حداکثر ظرف ۴۵ روز مطالبات را تسویه کنند، اما اکنون این دوره به بیش از ۸ ماه رسیده است”.
این وضعیت باعث شده تا داروهای خاص و تخصصی که ۹۵ درصد قیمت آنها تحت پوشش بیمه است، عملاً از دسترس خارج شوند، زیرا داروخانه نمیتواند ماهوارها میلیاردها تومان سرمایه خود را در انتظار پرداختهای قطرهچکانی بیمهها معطل بماند.
گزارش خبرگزاری مهر نیز حاکی از آن است که سازمان تأمین اجتماعی نهتنها در پرداخت سهم بیمه، بلکه در واریز سهم ارز دارو نیز ۴ ماه عقبماندگی دارد. این بنبست مالی زنجیرهای از مشکلات را ایجاد کرده است؛ شرکتهای پخش برای ادامه فعالیت نیاز به وصول مطالبات خود دارند و وقتی داروخانه پولی در بساط ندارد، محمولههای جدید ارسال نمیشود. در نتیجه، بیمار با قفسههای خالی روبرو میشود، در حالی که همان دارو در چند کیلومتری او در انبار شرکت توزیع خاک میخورد.
شکاف عمیق میان آمارهای دولتی و واقعیتهای میدانی؛ نایابی دارو در شبکه رسمی
تضاد میان ادعاهای مسئولان و تجربه روزمره مردم، خشم عمومی را برانگیخته است. در حالی که رئیس سازمان غذا و دارو در مردادماه مدعی شد تعداد داروهای کمیاب به ۶۵ قلم کاهش یافته است، دبیرکل جمعیت هلالاحمر از کمبود بیش از ۴۰۰ قلم دارو سخن گفت. این اختلاف فاحش آماری ناشی از بازی رژیم با کلمات است؛ آنها تنها زمانی دارویی را “کمیاب” مینامند که هیچ نمونه مشابهی از آن (حتی با کیفیت پایینتر) وجود نداشته باشد، اما برای بیماری که به یک برند خاص یا داروی تخصصی نیاز دارد، این آمارها پشیزی ارزش ندارد.
بحران مواد اولیه و تجهیزات پزشکی نیز ابعاد جدیدی یافته است. بهمن صبور به خبرگزاری فارس گفت که “ماده حاجب” که برای تصویربرداری و اسکنهای حیاتی نظیر آنژیوگرافی ضروری است، به شدت نایاب شده است. رژیم ایران در حالی مدعی خودکفایی است که ۹۶ درصد هزینه این مواد گرانقیمت بر عهده بیمه است و بیمهها با تأخیر ۸ ماهه پول آن را به داروخانه میپردازند. در نتیجه، بسیاری از مراکز تصویربرداری به دلیل نبود این مواد، نوبتهای بیماران را لغو کرده یا آنها را به بازار سیاه حواله میدهند. قیمت این مواد در بازار آزاد به بیش از ۲ میلیون تومان رسیده است، در حالی که قیمت مصوب آن بسیار کمتر است.

از قاچاق سازمانیافته تا بازارهای سیاه مجازی؛ داروهای حیاتی در دستان دلالان
در سایه ناتوانی دولت در نظارت و توزیع عادلانه، “مافیای دارو” قدرتمندتر از همیشه در حال بلعیدن جان و مال مردم است. گزارش ایندیپندنت فارسی نشان میدهد که داروهای نایاب در داروخانههای رسمی، به راحتی در فضای مجازی با قیمتهایی تا ۵ برابر نرخ واقعی خرید و فروش میشوند. داروهایی که با قیمت مصوب ۱۲ میلیون تومان باید به دست بیمار برسد، در کانالهای تلگرام و اینستاگرام با رقم ۵۵ میلیون تومان عرضه میشود. حضور علنی دلالان در اطراف داروخانههای دولتی برای خرید نسخههای بیماران خاص، نشاندهنده فروپاشی کامل ساختار نظارتی رژیم است.
مهدی صانعی، بازپرس دادسرای جرایم پزشکی، پیشتر اعتراف کرده بود که بخشی از داروهای وارداتی اساساً به دست بیماران نمیرسد و از شبکه رسمی خارج شده و به کشورهای همسایه نظیر عراق و افغانستان قاچاق میشود.
این در حالی است که محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، محدودیتهای حملونقل دریایی در پی جنگ و مشکلات انتقال ارز را عامل اصلی وقفه در ورود مواد اولیه میداند. اما واقعیت این است که حتی زمانی که بانک مرکزی ارز تخصیص میدهد، به دلیل فعال شدن “مکانیسم ماشه” و فشارهای بینالمللی، انتقال پول با بنبست مواجه میشود؛ هزینهای که رژیم با ماجراجوییهای خود به سفره و سلامت مردم تحمیل کرده است.

بنبست در درمان و پدیده تلخ “رهاسازی بیمار“
فاجعهبارترین پیامد این بحران، رواج اصطلاح “رهاسازی درمان” در ادبیات حوزه سلامت ایران است. بیماران مبتلا به سرطان، اماس و بیماریهای نادر، به دلیل ناتوانی در تأمین هزینههای نجومی یا پیدا نکردن دارو، به ناچار روند درمان خود را متوقف میکنند. این به معنای مرگ تدریجی و خاموش هزاران شهروند است که قربانی اولویتهای سیاسی نظام شدهاند. تورم درمانی در کنار کاهش قدرت خرید خانوار، باعث شده تا بسیاری از خانوادهها میان خرید نان و تهیه داروی بیمار، در دوراهی هولناکی قرار بگیرند.
اگرچه سیدعلی مدنیزاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی، پیشنهاد تشکیل کارگروه مشترک برای رفع چالشهای صنعت دارو را مطرح کرده است، اما کارشناسان معتقدند این اقدام تنها یک بروکراسی جدید برای خرید زمان است. تا زمانی که نقدینگی ۲۳۰ هزار میلیارد تومانی کل زنجیره دارو تأمین نشود و بیمهها بدهی ۶۵ هزار میلیاردی خود را نپردازند، هیچ کارگروهی نمیتواند قفسههای خالی را پر کند. مردم ایران امروز در داروخانهها بیش از هر زمان دیگری احساس بیپناهی میکنند؛ جایی که دارو وجود دارد اما به دلیل “بیپولی بیمه” و “لجاجت دولت”، به دست کسی که برای زندگی به آن نیاز دارد، نمیرسد.
- زیباری از دیدار محرمانه با الشرع پرده برداشت؛ پیامهای دمشق به نخستوزیر عراق و ائتلاف احزاب شیعە
- ناقوس جنگ در خاورمیانه؛ صفآرایی ناوگان آمریکا در برابر زرادخانه موشکی ایران و خطر انفجار نظامی
- قطع حتمی گاز و برق تا پایان سال؛ شکاف عمیق میان وعدههای پاستور و زمستان تاریک صنایع و خانهها
- دیپلماسی در سایه انکار؛ پشتپرده گزارش بلومبرگ درباره پیشنهاد هستهای عراقچی و بنبست راهبردی تهران
- بحران پایدار در جنوبشرق؛ تلاقی آتش و مانیفست در سیستان و بلوچستان
