در حالی که تنشهای نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده وارد دوازدهمین روز خود در دور جدید درگیریها شده است، تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشاندهنده تغییر ماهیت این نبرد از یک «تنش مرزی و منطقهای» به یک «جنگ فرسایشی زیرساختی» است. همزمان با تشدید حملات هوایی سنتکام به عمق خاک ایران و پاسخهای موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای منطقهای آمریکا، ادبیات سیاسی میان تهران و واشینگتن نیز به سمت «نقطه بیبازگشت» میل میکند.

واشینگتن؛ از مراسم «انتقال با تشریفات» تا تهدید به انهدام زیرساختها
روز چهارشنبه ۳۱ تیرماه، پایگاه هوایی دوور در ایالت دلاور میزبان دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، بود. او برای ادای احترام به چهار نظامی کشتهشده آمریکایی در حملات اخیر (سه تن در اردن و یک تن در اربیل) در مراسمی شرکت کرد که نمادی از هزینه جانی مستقیم این درگیری برای واشینگتن است. ترامپ در سخنانی که بازتابدهنده راهبرد جدید «فشار حداکثری نظامی» است، بر یک اصل تأکید کرد: «ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.»
اما بخش کلیدی اظهارات ترامپ که تحلیلگران آن را تغییر «دکترین هدفگیری» آمریکا میدانند، تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی بود. او صراحتاً اعلام کرد که در مقابل هر حمله ایران به کشتیرانی در تنگه هرمز، یک پل یا نیروگاه در ایران (حتی در پایتخت) نابود خواهد شد. این تهدید که پیشتر در فروردین ماه درباره تأسیسات نفتی خارگ مطرح شده بود، اکنون به فضای شهری تهران و شریانهای مواصلاتی کشور تسری یافته است. ترامپ با تکیه بر نظرسنجیهایی که مدعی حمایت افکار عمومی آمریکا از جنگ (به شرط ثبات قیمت سوخت) است، نشان داد که فعلاً تمایلی به عقبنشینی دیپلماتیک ندارد.

تهران؛ آمار صعودی تلفات و هشدار درباره تغییر دکترین هستهای
در سوی دیگر، مقامات ایران آمار رسمی تلفات حملات ۱۱ شب گذشته سنتکام را اعلام کردند. طبق گزارش حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، تعداد کشتهشدگان به ۵۳ نفر رسیده که در میان آنها زنان و کودکان نیز دیده میشوند. این آمار که از سوی رسانههای داخلی ایران بازتاب گستردهای داشته، فشار افکار عمومی داخلی را برای «انتقام سختتر» افزایش داده است.
در سطح راهبردی، شاید جدیترین پیام تهران از سوی ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، صادر شد. او هشدار داد که حمله احتمالی به تأسیسات هستهای، تهران را به سمت «تغییر دکترین هستهای» از صلحآمیز به نظامی سوق خواهد داد؛ گزارهای که میتواند به معنای خروج کامل ایران از تعهدات بینالمللی و حرکت به سمت بازدارندگی هستهای باشد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز تمرکز آمریکا بر مناطقی مانند «کوه کلنگ» را بهانهای برای تخریب توان علمی کشور دانست و از انفعال آژانس بینالمللی انرژی اتمی انتقاد کرد.

میدان نبرد؛ از دریای عرب تا کوههای کردستان
عملیاتهای نظامی در ۲۴ ساعت گذشته در سه لبه اصلی در جریان بود:
حملات سنتکام به خاک ایران: دور یازدهم حملات شبانه آمریکا اگرچه کوتاهتر بود، اما از نظر گستردگی جغرافیایی، نقاط استراتژیکی از تبریز در شمال غرب تا چابهار در جنوب شرق و پدافند هوایی شرق تهران را در بر گرفت. هدف اعلامی سنتکام، تضعیف توان پهپادی و دریایی ایران برای تضمین تردد در تنگه هرمز است؛ تنگهای که سنتکام مدعی است علیرغم تهدیدها، همچنان مسیر عبور میلیونها بشکه نفت تحت حمایت ناوگان پنجم است.
پاسخهای متقابل ایران (عملیات نصر ۲ و صاعقه): سپاه پاسداران و ارتش ایران با هدف قرار دادن پایگاههای «الدوحه» در کویت، «شیخ عیسی» در بحرین و مجتمعهای نظامی در اردن، نشان دادند که راهبرد «اخراج آمریکا از منطقه» را از یک شعار سیاسی به یک دستور کار نظامی تبدیل کردهاند. ادعای انهدام دیتاسنتر آمازون در بحرین و سوله پهپادهای MQ9، نشاندهنده تمرکز ایران بر ضربه زدن به زیرساختهای اطلاعاتی و لجستیکی آمریکا در خلیج فارس است.
رهگیری در آسمان اردن: گزارش ارتش اردن مبنی بر رهگیری چهار موشک بالستیک ایران، نشاندهنده پیچیدگی لایههای پدافندی در منطقه و درگیر شدن کشورهای ثالث در این نزاع مستقیم است.

دیپلماسی در بنبست؛ «جدی نبودن» یا «نقض تعهدات»؟
سخنان مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در مانیل، بنبست کامل دیپلماتیک را آشکار کرد. روبیو مدعی است که تهران در گفتگوها جدی نیست و به تعهدات قبلی پایبند نمانده است. این در حالی است که از دیدگاه تهران، حملات مداوم آمریکا به زیرساختها و اعمال محاصره دریایی (که طبق اعلام سنتکام منجر به تغییر مسیر ۹ کشتی تجاری به مقصد ایران شده)، عملاً هرگونه فضای مذاکره را مسدود کرده است.
به سوی برخورد بزرگ؟
گزارشهای میدانی از اصابت پرتابهها به جزیره لارک و شنیده شدن صدای انفجار در سیریک در بعدازظهر چهارشنبه، نشان میدهد که درگیریها به ساعات روز نیز کشیده شده است.
در تحلیل وضعیت موجود، چند نکته کلیدی حائز اهمیت است:
تغییر اهداف: هر دو طرف از اهداف صرفاً نظامی به سمت اهداف «اقتصادی-حیاتی» حرکت کردهاند (تهدید ترامپ علیه پلها و نیروگاهها در مقابل حملات ایران به گرههای اطلاعاتی و لجستیکی در خلیج فارس).
تابآوری داخلی: در حالی که ترامپ بر عدم مخالفت آمریکاییها با جنگ تأکید دارد، ایران نیز با تکیه بر ادبیات «مقاومت ملی» و نمایش تلفات غیرنظامی، در حال بسیج نیروهای خود برای یک رویارویی طولانیمدت است.
بازدارندگی هستهای: مطرح شدن رسمی تغییر دکترین هستهای در مجلس ایران، نشاندهنده آن است که تهران ممکن است در صورت احساس خطر وجودی برای نظام، از آخرین ابزار بازدارندگی خود رونمایی کند.
واقعیت میدانی نشان میدهد که نه حملات شبانه سنتکام منجر به توقف عملیاتهای ایران شده و نه حملات موشکی ایران باعث عقبنشینی آمریکا از استراتژی محاصره دریایی گشته است. در این «جنگ ارادهها»، عبور از خط قرمز حمله به زیرساختهای شهری و نیروگاهی، میتواند منطقه را وارد دالانی از ویرانی نماید که خروج از آن با ابزارهای دیپلماتیک فعلی، تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. آنچه در ۲۲ جولای ۲۰۲۶ مشاهده میشود، پایان دوران «جنگهای نیابتی» و آغاز عصر «رویارویی مستقیم و تمامعیار» است که پیامدهای آن فراتر از جغرافیای خاورمیانه خواهد بود.
- با تشدید تنشها در هرمز، عراق طرحهای صادرات نفت از مسیر سوریه را گسترش میدهد
- پناه بردن رژیم به بازار خاکستری رمزارز؛ گریز از محاصره اقتصادی به بهای تاراج معیشت مردم
- انسداد کانالهای مالی در قلب اروپا؛ ورشکستگی شعبه فرانکفورت بانک سپه، ریشهها و پیامدها
- تغییر موازنه در جنوب دریای سرخ؛ سقوط جزیره زقر، تنگنای استراتژیک ریاض و شوک به بازار جهانی انرژی
- گزارش دیدبان حقوق بشر؛ تبدیل اعدام معترضان و اقلیتهای اتنیکی به ابزار ارعاب حکومتی
