خاورمیانه در آستانه یک چرخش راهبردی بیسابقه قرار گرفته است. امروز، جمعه ۷ اوت ۲۰۲۶، شهر جده میزبان نشستی است که میتواند نقشه ائتلافهای نظامی و سیاسی منطقه را بازتعریف کند. سفر رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه به عربستان سعودی برای دیدار با محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، با هدف امضای یک «توافق دفاعی مشترک» سهجانبه، نشاندهنده واکنش قدرتهای منطقه به خلأهای امنیتی ناشی از جنگهای اخیر است.
این تحرک دیپلماتیک-نظامی در حالی صورت میگیرد که منطقه هنوز تحت تأثیر پیامدهای جنگ ۴۰ روزه میان ایالات متحده و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران و نوسانات امنیتی در دریای سرخ و خلیج فارس قرار دارد. همزمان برخی رسانهها اعلام کردند، توافقی کە قرار است بین این سه کشور امضاء شود به طور رسمی «توافق مکه» (Mecca Agreement) نامگذاری شده است.

ائتلاف جده؛ تولد یک «بلوک قدرت» یا واکنش اضطراری؟
امضای توافق دفاعی میان آنکارا، ریاض و اسلامآباد، در نگاه نخست پاسخی به تهدیدات فزاینده علیه زیرساختهای انرژی عربستان سعودی ارزیابی میشود. منابع دیپلماتیک از آمادگی گروههای مسلح در عراق و یمن برای حملات هماهنگ پهپادی و موشکی به تأسیسات حیاتی پادشاهی خبر دادهاند. با این حال، تحلیلگران داخلی در ایران، ابعاد این توافق را فراتر از یک همکاری تاکتیکی میبینند.
روزنامه «شرق» در تحلیلی به قلم سید حسین موسوی، این ائتلاف را تلاشی برای شکلدهی به یک «محور سنی» توصیف کرده است که قصد دارد خلأ قدرت ناشی از تضعیف نفوذ منطقهای ایران را پر کند. این تحلیل اشاره دارد که ترکیه، با استفاده از جایگاه خود در ناتو و روابط بازسازیشده با واشینگتن، درصدد است رهبری جبههای را بر عهده بگیرد که همزمان مهار اسرائیل و توازن قوا با ایران را دنبال میکند.

سوریه؛ کانون جدید رقابت آنکارا و تهران
یکی از کلیدیترین متغیرهای این آرایش جدید، وضعیت دولت نوپای «احمد الشرع» در سوریه است. پس از تحولات اخیر در دمشق، ترکیه تضعیف حضور سنتی ایران در سوریه را فرصتی برای گسترش نفوذ خود تا مرزهای لبنان میبیند. اردوغان صراحتاً اعلام کرده است که «امنیت ترکیه از حلب، دمشق و بیروت آغاز میشود.»
گزارشهای تحلیلی حاکی از آن است که آنکارا و واشینگتن در نوعی هماهنگی نانوشته، درصدد تبدیل سوریه به یک «سد راهبردی» برای مهار انتقال سلاح به حزبالله لبنان هستند. در این میان، نقش دولت احمد الشرع دوگانه است؛ از یک سو برای کاهش فشارهای آمریکا، سیگنالهایی مبنی بر آمادگی برای مذاکره (حتی با اسرائیل) ارسال میکند و از سوی دیگر، تحت توصیه آنکارا، مایل است سوریه را به «کریدور انرژی و تجارت» تبدیل کند تا از درگیریهای مستقیم نظامی دور بماند.
اردوغان: امنیت ترکیه از حلب، دمشق و بیروت آغاز میشود

جنگ کریدورها؛ جایگزینی برای تنگه هرمز؟
تحولات نظامی در خلیج فارس و دریای سرخ، رقابت قدرتها را از «کنترل منابع» به «کنترل مسیرهای انتقال» سوق داده است. ابوالفضل کاظمی، کارشناس مطالعات ژئوپلیتیک، در یادداشتی تحلیلی معتقد است که منطقه وارد عصر «جنگ کریدورها» شده است. ناامنیهای مکرر در تنگه هرمز و بابالمندب، جذابیت اقتصادی مسیرهای زمینی را دوچندان کرده است.
پروژههایی نظیر احیای خط لوله «کرکوک-بانیاس» برای انتقال نفت عراق به اروپا و طرحهای انتقال گاز قطر از مسیر عربستان و اردن به سوریه، بخشی از راهبرد کلان برای کاهش وابستگی به گلوگاههای دریایی است. این «نبرد خاموش» بیش از آنکه نظامی باشد، تلاشی است برای حذف مزیت ترانزیتی ایران. با این حال، کارشناسان داخلی تأکید دارند که وزن ژئوپلیتیکی ایران زمانی حفظ میشود که تهران به جای تمرکز بر «قابلیت انسداد»، بر تبدیل شدن به یک «هاب امن و پایدار» برای کریدور شمال-جنوب تمرکز کند.

شکاف در جبهه واحد؛ تحفظ قاهره و دیپلماسی اسلامآباد
علیرغم اصرار ریاض برای شکلدهی به یک ائتلاف نظامی گسترده، ناهماهنگیهایی در میان کشورهای بزرگ اسلامی دیده میشود. مصر، به عنوان یکی از بزرگترین قدرتهای نظامی منطقه، نسبت به ورود به عملیاتهای نظامی فرامرزی «تحفظ» جدی نشان داده است. مقامات قاهره بر دکترین «پرهیز از دخالت در منازعات» تأکید دارند و پیوستن به هرگونه ائتلاف رزمی را منوط به موافقت پارلمان و شفافیت اهداف دانستهاند.
پاکستان نیز در وضعیتی مشابه، سیاست «توازن میان تهران و ریاض» را دنبال میکند. سخنگوی وزارت خارجه پاکستان اعلام کرده است که اسلامآباد همزمان با تماس با ریاض، در حال رایزنی با تهران برای «تنشزدایی در منطقه» است. این نشان میدهد که پیمان دفاعی سهجانبه در جده، بیش از آنکه یک ائتلاف تهاجمی باشد، نوعی «مانور بازدارندگی» در برابر احتمال گسترش جنگ است.

فشار بر ایران؛ از تعطیلی مدارس تا محاصره اقتصادی
در حاشیه این ائتلافسازیهای نظامی، فشارهای دیپلماتیک و مدنی بر ایران در حوزه کشورهای خلیج فارس شدت یافته است. تعطیلی ناگهانی مدرسه ایرانی در کویت به دلایل «منافع عمومی» و اقدامات مشابه در امارات، نشاندهنده سردی فزاینده روابط میان تهران و پایتختهای عربی است.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، اخیراً از همکاری همسایگان در جلوگیری از نفوذ «عناصر تروریستی» در جریان جنگ ۴۰ روزه تقدیر کرده بود، اما واقعیتهای میدانی نظیر حملات حوثیها به نفتکشها و اعلام محاصره دریایی علیه عربستان، فضای «وفاق منطقهای» را به شدت مخدوش کرده است.
چشمانداز آینده
خاورمیانه در آگوست ۲۰۲۶ در تقاطع «امنیت درونزا» و «ائتلافهای نیابتی» قرار دارد. پیمان جده میان ترکیه، عربستان و پاکستان، اگرچه با پوشش «دفاع مشترک» امضا میشود، اما در بطن خود حامل پیامی روشن به تهران و تلآویو است: قدرتهای میانفصل منطقه دیگر حاضر نیستند امنیت خود را صرفاً به تضمینهای واشینگتن یا موازنههای قدیمی متکی کنند.
آینده منطقه در گرو آن است که آیا این کریدورهای جدید انرژی و پیمانهای دفاعی میتوانند ثبات ایجاد کنند، یا خود به محرکی برای دور جدیدی از رقابتهای تسلیحاتی و تجزیههای سرزمینی در شام و قفقاز تبدیل خواهند شد. آنچه روشن است، پایان عصر انحصاری تنگههای دریایی و آغاز عصر «حکمرانی بر شبکههای اتصال زمینی» است؛ نبردی که در آن، دیپلماسی کریدوری به اندازه موشکهای بالستیک تعیینکننده خواهد بود.
- با تنگتر شدن راههای اقتصادی از سوی آمریکا؛ چین و روسیه تا کجا میتوانند ایران را نجات دهند؟
- عقبنشینی ناگزیر تهران از بلوف خروج از انپیتی؛ هراس حاکمیت از اجماع جهانی و فروپاشی چتر حمایتی شرق
- استیصال رژیم در مهار بحران انرژی و پناه بردن به همسایگان؛ فرافکنی جنگی در برابر ناترازی تاریخی برق
- فاجعه کمبود دارو و جهش ۵۰۰ درصدی قیمتها در ایران؛ تاوان ماجراجوییهای نظامی رژیم بر دوش بیماران
- «رئیسجمهور کارهای نیست»؛ خلعید از دیپلماسی در اوج جنگ و مناقشه بر سر «خیانت»
