در حالی که ساختار سیاسی ایران در تابستان ۱۴۰۵ (اوت ۲۰۲۶) یکی از حساسترین دوران انتقالی خود را تجربه میکند، انتشار مجموعهای از اخبار و ادعاهای جنجالی درباره استعفای مکرر مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، فضای سیاسی این کشور را ملتهب کرده است. این تنشها که با اظهارات بیسابقه محمدباقر خرازی، دبیرکل «حزبالله ایران» آغاز شد، بلافاصله با واکنش تند دفتر رئیسجمهوری و بیانیهی رسمی دفتر رهبری روبرو گردید. این گزارش به بررسی ابعاد این تقابل رسانهای، ریشههای اختلاف در سطوح عالی قدرت و پیامدهای احتمالی آن بر ثبات سیاسی و دیپلماتیک کشور میپردازد.

ادعای ۲۸ بار استعفا
جرقه اصلی این جنجال زمانی زده شد که محمدباقر خرازی، از چهرههای نزدیک به لایههای سنتی قدرت، مدعی شد مسعود پزشکیان از زمان آغاز به کار دولت خود تاکنون ۲۸ بار متن استعفای خود را آماده کرده یا تهدید به کنارهگیری کرده است. خرازی در اظهاراتی که بازتاب وسیعی در رسانههای داخلی داشت، مدعی شد که آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در واکنشی صریح به این وضعیت اعلام کرده است: «یک بار دیگر پزشکیان استعفا کند، استعفایش را میپذیریم.»
خرازی بە نقل از خامنهای: یک بار دیگر پزشکیان استعفا کند، استعفایش را میپذیریم
پاسخ پاستور: «ائتلاف خناسان» و ایستادگی بر شعار وفاق
واکنش دولت به این ادعاها سریع و تهاجمی بود. مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهوری، با استفاده از ادبیاتی تند، این اخبار را «واهی و کذب محض» خواند. او جریان سازنده این شایعات را «ائتلاف شوم خناسان دروغگو و اصحاب افراط» نامید که هدفشان ضربه زدن به «انسجام ملی» است.
در همین راستا، مسعود پزشکیان خود در ویدئویی که تحت عنوان «گزارش به مردم» منتشر شد، مستقیماً به این موضوع واکنش نشان داد. او با لحنی قاطع اظهار داشت: «استعفا نخواهم داد و خواهیم ایستاد.» پزشکیان با رد هرگونه شکاف میان دولت و رهبری، این دست گمانهزنیها را تلاش برای «ایجاد اختلاف» توصیف کرد. تأکید او بر هماهنگی کامل با نیروهای نظامی، تلاشی بود برای خنثیسازی شایعاتی که دولت را در تقابل با نهادهای انتصابی و نظامی تصویر میکردند.

ورود دفتر خامنهای: صیانت از مرجعیت خبر
بیانیه روابط عمومی دفتر مجتبی خامنهای در ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، نقطه عطف این پرونده بود. این دفتر بدون نام بردن از محمدباقر خرازی، ادعاهای مطرح شده را «زمینهساز تشویش اذهان عمومی و ایجاد انشقاق» دانست. نکته حائز اهمیت در این بیانیه، تأکید بر این مسئله بود که تنها مرجع رسمی اخبار مرتبط با رهبری، پایگاه اطلاعرسانی دفتر ایشان است.
این تکذیبیه صریح نشان میدهد که دستگاه رهبری در دوره جدید، نسبت به نقلقولهای غیررسمی و «انتسابهای ناروا» حساسیت بالایی دارد و تمایلی ندارد که اختلافات درونساختاری به سطح عمومی کشیده شود؛ بهویژه در شرایطی که کشور با چالشهای بینالمللی و منطقهای دستوپنج نرم میکند.
تحلیل ساختاری: بحران در «وفاق» یا فشار برای تغییر مسیر؟
از منظر تحلیلی، مطرح شدن چنین شایعاتی را نمیتوان صرفاً به یک «دروغ رسانهای» تقلیل داد. این رخداد نشاندهنده یک «اصطکاک ساختاری» در مدل حکمرانی فعلی است. مسعود پزشکیان با شعار «وفاق ملی» روی کار آمد؛ شعاری که هدف آن پل زدن میان مطالبات عمومی و الزامات حاکمیتی بود. اما به نظر میرسد این مدل در برخورد با پروندههای راهبردی (نظیر مذاکرات هستهای و سیاستهای امنیتی) با مقاومت جریانهای «سختسر» روبرو شده است.
تضاد در دیپلماسی و امنیت: ادعای برکناری ذوالقدر یا محدود کردن عراقچی، حتی اگر در حال حاضر کذب باشد، نشاندهنده وجود یک «جریان فشار» است که معتقد است دولت در مدیریت پروندههای کلان، بیش از حد به سمت دیپلماسی متمایل شده است. حضور نامهایی چون محسن رضایی در این شایعات، گویای تمایل برخی جناحها به بازگرداندن رویکردهای نظامی-امنیتی به صدر تصمیمگیریهاست.
چالش مشروعیت در دوره انتقال: با توجه به اینکه این وقایع در ماههای پس از جابهجایی در رأس هرم قدرت (درگذشت رهبر پیشین و آغاز دوره جدید) رخ میدهد، حساسیتها دوچندان است. در چنین دورانهایی، گروههای مختلف قدرت سعی میکنند با تولید «روایتهای سیاسی»، سهم خود را در ساختار جدید تثبیت کنند. حمله به دولت تحت پوشش «حمایت از رهبری» یا «افشای ضعفهای دولت»، ابزاری برای جابهجایی مهرهها در نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی است.
تاکتیک استعفا به عنوان فشار متقابل: اگرچه دولت ۲۸ بار استعفا را تکذیب کرده است، اما در فضای سیاسی ایران، «تهدید به کنارهگیری» همواره یکی از ابزارهای چانهزنی رؤسای جمهور در برابر بنبستهای اجرایی بوده است. طرح این موضوع از سوی منتقدان، تلاشی است تا پزشکیان را چهرهای «متزلزل» و «ناتوان از ایستادگی» نشان دهند که تنها با نهیب رهبری در منصب خود باقی مانده است.

واکنش چهرههای داخلی
در داخل ایران، واکنشها دوقطبی بود. فعالان سیاسی میانهرو نظیر احمد زیدآبادی، این دست ادعاها را «التهابآفرین» در شرایط جنگی و حساس کنونی ارزیابی کردند. در مقابل، چهرههای منتقد دولت مانند حمید رسایی، با لحنی گزنده به راستیآزمایی این ادعاها پرداختند که نشاندهنده عمق شکاف سیاسی در بدنه نیروهای موسوم به «انقلابی» و «اصلاحطلب/اعتدالگرا» است.
جنجال اخیر پیرامون استعفای مسعود پزشکیان، بیش از آنکه بازتاب یک واقعیت اداری باشد، نشانهای از یک «نبرد روایتها» در لایههای فوقانی قدرت در ایران است. تکذیبهای پیاپی از سوی دولت و دفتر رهبری نظام، اگرچه موقتاً شعله این شایعه را خاموش کرد، اما واقعیتِ وجود فشارهای سنگین بر دولت برای تغییر مسیر در پروندههای هستهای و منطقهای را تغییر نمیدهد.
دولت پزشکیان اکنون در موقعیت دشواری قرار دارد؛ از یک سو باید با پیامدهای اقتصادی و جنگی (در میانه تنش با ایالات متحده و اسرائیل) مقابله کند و از سوی دیگر، باید انرژی خود را صرف خنثیسازی «جنگهای داخلی» و شایعاتی کند که از سوی کانونهای قدرتِ رقیب سازماندهی میشوند. پایداری دولت در این مسیر، بیش از هر چیز به میزان حمایت واقعی و عملیاتیِ دفتر خامنهای و توان دولت در حفظ «وفاق» در برابر «افراط» بستگی خواهد داشت. آنچه روشن است، فضای سیاسی ایران در مرداد ۱۴۰۵، بیش از هر زمان دیگری مستعد نوسانات ناگهانی و تغییرات ساختاری در نهادهای تصمیمساز است.
- رایزنیهای رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در کابل و قندهار
- مطالبه جهانی برای تمدید مأموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل در افغانستان، نامه مشترک ۱۰۰ نهاد بینالمللی به شورای حقوق بشر
- افزایش مطالبات اصناف ایران برای محاسبه مالیات بر پایه سود واقعی کسبوکارها
- پاکستان همزمان با حمله مرگبار به نظامیان، محدودیتهای مصرف سوخت را تشدید کرد
- رد گزارش سازمان ملل از سوی کاخ سفید؛ واکنش تند واشنگتن به اتهام «جنایات جنگی» و بازتاب خروج آمریکا در رسانههای ایران
