ایران در آستانه انفجار؛ از فلج شدن شریان‌های ترانزیتی تا تغییر موازنه در خلیج فارس

منطقه خاورمیانه طی ۴۸ ساعت گذشته شاهد چرخشی مخاطره‌آمیز در توازن قوای منطقه‌ای بوده است. آنچه با حملات هوایی ارتش ایالات متحده به زیرساخت‌های ساحلی و لجستیکی در جنوب ایران آغاز شد، با پاسخ‌های موشکی و پهپادی تهران به پایگاه‌های فرامرزی آمریکا، اکنون به یک «رویارویی مستقیم و چندجبهه‌ای» تبدیل شده است. این تنش‌ها که در سایه فروپاشی عملی توافق‌نامه‌های اخیر شکل گرفته، فراتر از یک درگیری مرزی، شریان‌های حیاتی انرژی و کریدورهای استراتژیک ریلی را هدف قرار داده و جغرافیای نبرد را از خلیج فارس تا مرزهای آسیای میانه و قلب اردن گسترش داده است.

فلج شدن کریدورهای استراتژیک: جنگ زیرساخت‌ها

یکی از بارزترین ویژگی‌های دور جدید درگیری‌ها، هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های غیرنظامی با کارکرد استراتژیک است. به گزارش خبرگزاری «مهر»، انهدام پل ریلی «آق‌تکه‌خان» در استان گلستان (مسیر گرگان-اینچه‌برون) توسط پرتابه‌های دوربرد، عملاً پیوند ریلی ایران با ترکمنستان و به تبع آن کریدور ترانزیتی به سمت چین را قطع کرده است. این اقدام که از سوی برخی ناظران به عنوان «محاصره اقتصادی از طریق انهدام لجستیک» تعبیر شده، فشار مضاعفی بر درآمدهای ترانزیتی تهران وارد می‌کند.

همزمان، توقف حرکت قطارهای مسافربری در مسیر تهران-مشهد که «راه‌آهن جمهوری اسلامی» آن را ناشی از اصابت به یکی از نقاط حساس مسیر دانسته، ابعاد اجتماعی این درگیری را تشدید کرده است. این حملات در برهه زمانی حساسی رخ داده که بخشی از ناوگان حمل‌ونقل ایران برای مراسم‌های مذهبی و سیاسی در مشهد بسیج شده بود. تحلیلگران معتقدند هدف گرفتن شبکه ریلی، پیامی روشن مبنی بر توانایی واشینگتن در نفوذ به عمق استراتژیک ایران در مناطقی فراتر از نوار ساحلی جنوب است.

تنگه هرمز؛ از بن‌بست دریایی تا فروپاشی تفاهم‌نامه‌ها

در عرصه دریایی، گزارش‌های مستند به داده‌های ردیابی شناورها نشان می‌دهد که تنگه هرمز، به عنوان حیاتی‌ترین آبراه انرژی جهان، به وضعیت انسداد کامل نزدیک شده است. در حالی که پیش از این تردد روزانه بیش از ۳۰ نفتکش در این منطقه ثبت می‌شد، اکنون ترافیک دریایی تقریباً به صفر رسیده است. بر اساس تحلیل‌های منتشر شده، مسیرهای تحت حمایت آمریکا و عمان کاملاً تخلیه شده و تنها شناورهای مرتبط با ایران در نوار شمالی در حرکت هستند.

این وضعیت نشان‌دهنده شکست «تفاهم‌نامه ۶۰ روزه» است که پیش‌تر برای برقراری آتش‌بس موقت حاصل شده بود. وزارت خارجه ایران در بیانیه‌ای که توسط خبرگزاری‌های داخلی منتشر شد، حملات آمریکا را «نقض فاحش» بندهای یک و پنج این تفاهم‌نامه خواند و واشینگتن را به «پیمان‌شکنی» متهم کرد. در مقابل، مواضع دیپلماتیک کشورهای اروپایی از جمله فرانسه بر این استوار است که ایران با هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری در دریای عمان، خود عامل اصلی بازگشت تنش‌ها و واکنش نظامی آمریکا بوده است.

جبهه منطقه‌ای؛ پایگاه‌های آمریکا در تیررس موشک‌های ایران

در واکنش به حملات سنتکام، نیروهای مسلح ایران استراتژی «پاسخ متناسب در جغرافیای میزبان» را در پیش گرفته‌اند. ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران در بیانیه‌های جداگانه‌ای تأیید کردند که پایگاه‌های «علی‌السالم» و «عریفجان» در کویت، «جفیر» و «شیخ عیسی» در بحرین و همچنین مراکزی در قطر هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفته‌اند.

گزارش‌های میدانی حاکی از اصابت موشک‌های بالستیک به سامانه‌های پدافندی و مخازن سوخت در این پایگاه‌هاست. به گفته سخنگوی وزارت دفاع کویت، با وجود رهگیری تعدادی از پرتابه‌ها، اصابت‌ها خساراتی به همراه داشته و منجر به زخمی شدن دست‌کم یک نفر شده است. ورود اردن به این بانک اهداف نیز تحول مهمی است؛ شنیده شدن صدای آژیر خطر در امان و تایید رهگیری موشک‌های ایرانی در حریم هوایی این کشور، نشان می‌دهد که ایران مرزهای جغرافیایی جدیدی را برای پاسخ به عملیات‌های سنتکام تعریف کرده است. تهران با این اقدامات، فشار سیاسی سنگینی بر کشورهای عربی میزبان نیروهای آمریکایی وارد می‌کند تا هزینه‌های میزبانی از ارتش آمریکا را برای آن‌ها افزایش دهد.

جبهه داخلی و تلفات انسانی: گزارش‌های متناقض

در داخل ایران، وضعیت در استان‌های جنوبی به ویژه بوشهر بحرانی گزارش شده است. خبرگزاری‌های «فارس» و «مهر» از وقوع انفجارهای متعدد در بوشهر و چغادک خبر داده‌اند. نکته حائز اهمیت، اظهارات معاون استاندار بوشهر در گفت‌وگو با خبرگزاری «ایرنا» است که از اصابت پرتابه به «حریم پیرامونی نیروگاه اتمی بوشهر» و آتش‌سوزی در اسکله‌های صیادی عسلویه خبر داده است.

در حوزه تلفات انسانی، رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت ایران شمار کشته‌شدگان حملات دو روز اخیر را ۱۴ نفر اعلام کرده است. اگرچه مشخص نیست چه تعداد از این افراد نظامی بوده‌اند، اما گزارش‌های قبلی ارتش و سپاه مبنی بر کشته شدن ۹ تن از نیروهایشان در شب اول حملات، نشان‌دهنده دقت بالای اهداف شناسایی‌شده توسط نیروهای آمریکایی در بانک اهداف ۹۰گانه‌ای است که سنتکام به آن اشاره کرده بود.

بحران کنونی میان ایران و آمریکا از مرحله «تنش‌های کنترل‌شده» عبور کرده و به فاز «فرسایش زیرساختی» وارد شده است. حملات آمریکا به دو پل ریلی استراتژیک در شمال و شرق ایران نشان‌دهنده یک دکترین جدید است: قطع کردن رگ‌های حیاتی اقتصادی به موازات تضعیف توان نظامی در خلیج فارس. در مقابل، راهبرد ایران مبنی بر هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در کشورهای همسایه، با هدف واداشتن واشینگتن به عقب‌نشینی از طریق فشار شرکای منطقه‌ای‌اش صورت می‌گیرد.

با توجه به حجم درگیری‌ها و بی‌اثر شدن مکانیسم‌های دیپلماتیک اروپایی، بیم آن می‌رود که این چرخه «حمله-پاسخ» به یک جنگ فرسایشی بلندمدت تبدیل شود. تداوم توقف تردد در تنگه هرمز می‌تواند شوک غیرقابل جبرانی به بازارهای انرژی وارد کند و از سوی دیگر، ورود مستقیم اردن و کویت به صحنه درگیری، پتانسیل تبدیل این تنش دوجانبه به یک بحران وسیع بین‌المللی را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است. اکنون کلید آرامش نه در میز مذاکرات ژنو یا وین، بلکه در چگونگی واکنش واشینگتن به حملات پهپادی به پایگاه‌هایش و مدیریت خشم تهران نسبت به هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های اتمی و ترانزیتی‌اش نهفته است.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم