تقابل تمام‌عیار آمریکا علیه ایران؛ از انسداد شریان‌های مالی تا سایه سنگین تهدید نظامی

تنش میان تهران و واشینگتن در پی وقوع یک سلسله رویدادهای نظامی و دیپلماتیک، به مرحله‌ای نوین و حساس رسیده است. در حالی که ایالات متحده از رهگیری موشک‌های بالستیک شلیک‌شده از سوی ایران خبر می‌دهد، دونالد ترامپ با ادبیاتی تند از احتمال یک «ضربه خیلی سخت» سخن گفته است. همزمان، وزارت خزانه‌داری آمریکا با هدف قرار دادن شبکه‌های بیمه دریایی و ارزهای دیجیتال مرتبط با سپاه پاسداران، جبهه جدیدی در جنگ اقتصادی گشوده است. این گزارش به بررسی ابعاد این فشارها و پیامدهای احتمالی آن بر معادلات منطقه‌ای می‌پردازد.

میدان نظامی؛ از رهگیری موشک‌ها تا تهدید به نابودی

بامداد چهارشنبه، فضای خاورمیانه شاهد تنشی بی‌سابقه بود. فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد که چندین موشک بالستیک را که از خاک ایران به سمت مواضع نیروهای آمریکایی شلیک شده بود، رهگیری و منهدم کرده است. وب‌سایت «اکسیوس» پیش از این گزارش داده بود که هدف این حملات، یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن بوده است؛ اقدامی که از سوی مقامات واشینگتن به عنوان یک «حمله غافلگیرانه» توصیف شد.

واکنش دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به این رویداد سریع و تهاجمی بود. وی در گفت‌وگویی تلفنی با شبکه «فاکس‌نیوز» هشدار داد: «حسابی نابودشان خواهیم کرد. خیلی سخت به آن‌ها ضربه خواهیم زد.» این لحن ترامپ که یادآور سیاست «فشار حداکثری» در دوره نخست ریاست‌جمهوری اوست، نشان‌دهنده تغییر لحن کاخ سفید از بازدارندگی صرف به تهدید مستقیم به درگیری نظامی گسترده است. با این حال، وی در همان مصاحبه مسیر دیپلماسی را به‌طور کامل مسدود نکرد و گفت: «اجازه می‌دهیم همچنان به گفت‌وگو ادامه دهند.» این پارادوکس «تهدید و مذاکره»، استراتژی دیرینه ترامپ برای وادار کردن طرف مقابل به عقب‌نشینی در پای میز مذاکره تلقی می‌شود.

جنگ اقتصادی؛ هدف‌گیری درآمدزایی در تنگه هرمز

همزمان با تهدیدهای لفظی، بازوی اجرایی تحریم‌های آمریکا (اوفک) دور جدیدی از محدودیت‌ها را اعمال کرد که این بار به‌طور مشخص «مدل کسب درآمد ایران از امنیت دریانوردی» را هدف گرفته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۰ نهاد و ۸ نفتکش را تحریم کرد که در این میان، نام ۶ شرکت مستقر در چین به چشم می‌خورد. این اقدام نشان‌دهنده فشار واشینگتن بر پکن برای کاهش همکاری‌های اقتصادی با تهران است.

نکته قابل توجه در این تحریم‌ها، تمرکز بر دو شرکت «بیمه دریایی خلیج فارس» و «سازمان خدمات دریایی هرمزسیف» است. واشینگتن مدعی است این شرکت‌ها تحت پوشش ارائه بیمه‌های دریایی اجباری به کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، برای سپاه پاسداران درآمدزایی می‌کنند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با اشاره به نرخ بالای تورم در ایران، این اقدامات را تلاشی برای جلوگیری از دسترسی تهران به منابع مالی جدید دانست. استفاده از «دارایی‌های دیجیتال» (رمزارزها) در این مبادلات مالی نیز از دیگر نقاط تمرکز تحریم‌های جدید است که نشان می‌دهد آمریکا به دنبال مسدود کردن راه‌های جایگزین ایران برای دور زدن سیستم بانکی سنتی (سوئیفت) است.

ابعاد منطقه‌ای؛ ائتلاف‌سازی و هماهنگی‌های جدید

تحولات اخیر تنها به رابطه دوجانبه تهران و واشینگتن محدود نماند. حملات هوایی مشترک آمریکا و عربستان سعودی به گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت ایران در عراق، نشان‌دهنده بازگشت ریاض به مدار همکاری‌های نظامی فعال با واشینگتن در پرونده ایران است. ترامپ تأکید کرد که این حملات با هماهنگی دولت عراق انجام شده است؛ ادعایی که در صورت صحت، می‌تواند موقعیت دولت بغداد را در میان فشارهای داخلی و منطقه‌ای با چالش جدی مواجه کند.

از سوی دیگر، رایزنی‌های اخیر ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ابعاد دیگری از این فشارها را روشن می‌کند. رئیس‌جمهور آمریکا اظهار داشت که اکنون موضع اسرائیل در قبال ایران را بهتر درک می‌کند. این همسویی میان واشینگتن، تل‌آویو و برخی پایتخت‌های عربی، حکایت از شکل‌گیری یک جبهه متحد برای مهار نفوذ منطقه‌ای و برنامه‌های موشکی ایران دارد.

تحلیل وضعیت؛ انسداد یا گشایش؟

از منظر تحلیلی، رویکرد کنونی ایالات متحده را می‌توان «دیپلماسی اجبار» نامید. واشینگتن با ترکیب فشارهای اقتصادی (تحریم بیمه‌های دریایی و ارزهای دیجیتال) و تهدیدهای نظامی (ضربه خیلی سخت)، به دنبال تضعیف موقعیت چانه‌زنی تهران است. با این حال، سوابق تاریخی نشان داده است که رویکردهای حداکثری لزوماً به نتایج مطلوب منجر نمی‌شوند.

در داخل ایران، رسانه‌ها و مقامات دولتی همواره بر «شکست سیاست تحریم» تأکید کرده‌اند. با این حال، اذعان وزیر خزانه‌داری آمریکا به تورم بالا در ایران نشان می‌دهد که واشینگتن بر روی نارضایتی‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها به عنوان یک اهرم فشار داخلی حساب باز کرده است. از سوی دیگر، توانایی ایران در انجام حملات موشکی به پایگاه‌های دوردست (مانند اردن)، نشان‌دهنده سطح بالایی از آمادگی نظامی است که می‌تواند هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی از سوی آمریکا را به‌شدت افزایش دهد.

وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا در یک «برزخ استراتژیک» قرار دارد. از یک سو، ماشین تحریم‌های آمریکا به لایه‌های پیچیده‌تری از اقتصاد ایران (بیمه و رمزارز) نفوذ کرده و تهدید به برخورد نظامی «بسیار سخت» به اوج خود رسیده است. از سوی دیگر، باز گذاشتن پنجره مذاکره از سوی ترامپ، نشان می‌دهد که هدف نهایی، نه لزوماً جنگ، بلکه تحمیل شرایط جدید در میز مذاکره است.

روزهای آتی برای منطقه حیاتی خواهد بود؛ چراکه هرگونه خطای محاسباتی در رهگیری موشک‌ها یا واکنش‌های نظامی می‌تواند جرقه یک درگیری گسترده را بزند که فراتر از مرزهای جغرافیایی دو کشور خواهد بود. در این میان، باید دید آیا تهران استراتژی «صبر استراتژیک» را ادامه خواهد داد یا با ابزارهای نفوذ منطقه‌ای خود به این فشارهای فزاینده پاسخ خواهد داد. آنچه روشن است، این است که سیاست «فشار حداکثری» این بار با دقت تکنیکی بیشتر و هماهنگی منطقه‌ای گسترده‌تر بازگشته است.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم