در حالی که نقشه جغرافیای سیاسی خاورمیانه میان دو تنگه راهبردی «هرمز» و «بابالمندب» در التهابی بیسابقه به سر میبرد، گزارشهای رسیده از اتاقهای دربسته مذاکرات در مسقط، از احتمال یک گشایش موقت حکایت دارند. با این حال، غرق شدن یک کشتی تجاری در دریای سرخ و تداوم محاصره دریایی متقابل، نشان میدهد که امنیت دریانوردی بینالمللی بیش از آنکه تابع تفاهمهای فنی باشد، گروگان بنبست سیاسی میان تهران و واشینگتن است.
نبضِ کُندِ هرمز: مذاکره برای عبور از بنبست
آمارهای شرکت ردیابی دریایی «کپلر» نشاندهنده یک واقعیت نگرانکننده است: تردد در تنگه هرمز، که پیشتر شاهد عبور روزانه بیش از ۱۳۰ شناور بود، در روزهای اخیر به تنها ۸ فروند کاهش یافته است. این انسداد عملاً شریان اصلی انرژی جهان را فلج کرده و همین فوریت اقتصادی، ایران و عمان را به پای میز مذاکره کشانده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تایید کرده است که بیانیه مشترک دو کشور در مرحله تدوین نهایی است. بر اساس اطلاعات درز کرده به رسانههای بینالمللی از جمله «اکسیوس»، طرح پیشنهادی شامل یک سازوکار ۶۰ روزه است؛ طرحی که بر اساس آن کشتیهای ورودی از آبهای ایران (مسیر شمالی) و کشتیهای خروجی با هماهنگی ایران از آبهای عمان (مسیر جنوبی) عبور خواهند کرد.
اما چالش اصلی در «حاکمیت بر آبراه» نهفته است. در حالی که واشینگتن بر بازگشایی فوری و بدون قید و شرط تاکید دارد، منابع داخلی ایران از جمله صداوسیما تصریح کردهاند که توافق با عمان به معنای باز شدن فوری تنگه نیست. تهران بازگشایی کامل را به «تصحیح تخلفات آمریکا» و لغو محاصره دریایی مشروط کرده است. این موضعگیری نشان میدهد که تنگه هرمز از یک مسیر تجاری به یک «اهرم فشار سیاسی» تغییر ماهیت داده است.
بابالمندب: جبهه دوم درگیری
همزمان با رایزنیهای دیپلماتیک در مسقط، وضعیت در تنگه بابالمندب و دریای سرخ به سمت وخامت بیشتر میل میکند. غرق شدن یک کشتی تجاری در ۱۶ کیلومتری بندر «مخا» یمن پس از حمله یک شناور بدون سرنشین (شهپاد)، بار دیگر آسیبپذیری زنجیره تأمین جهانی را به رخ کشید.
در همین حال، حوثیهای یمن از حمله موشکی به نفتکش سعودی «وفا» خبر دادهاند. یحیی سریع، سخنگوی نظامی این گروه، مدعی است که این هشتمین حمله به نفتکشهای سعودی در هفتههای اخیر بوده است. این حملات عملاً عربستان سعودی را ناچار کرده تا بخشی از صادرات خود را به بنادر شمالی در دریای سرخ (مانند ینبع) منتقل کند؛ بندری که اکنون خود در بانک اهداف حملات موشکی قرار گرفته است. پیوستگی امنیتی میان هرمز و بابالمندب باعث شده تا هرگونه توافق در یکی، بدون آرامش در دیگری، تأثیر ملموسی بر بازارهای جهانی و هزینههای حملونقل نداشته باشد.
نقشِ سایهوار و سنگینِ واشینگتن
یکی از پیچیدهترین ابعاد تحولات اخیر، نقش ایالات متحده در مذاکرات ایران و عمان است. در حالی که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از مشارکت فعال واشینگتن در این گفتگوها سخن میگوید، مقامات ایرانی هرگونه مداخله آمریکا را رد کرده و مذاکرات را صرفاً «دوجانبه» میخوانند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با در پیش گرفتن سیاست «دیپلماسی زیر سایه ماشه»، مدعی شده است که مذاکرات با ایران مثبت پیش میرود، اما همزمان هشدار داده که در صورت عقبنشینی تهران، «سنگینترین حملات» را کلید خواهد زد. او در گفتگو با فاکسنیوز صراحتاً اعلام کرد: «تنگه در هر صورت باز خواهد شد؛ یا با توافق، یا با حمله نظامی.»
در مقابل، رسانههای نزدیک به نهادهای نظامی در ایران، از جمله خبرگزاری «تسنیم»، با رویکردی انتقادی به این لفاظیها، تهدیدهای ترامپ را عامل اصلی تاخیر در توافق با عمان معرفی کردهاند. از منظر تهران، پذیرش کریدورهای پیشنهادی آمریکا تحت فشار نظامی، به معنای عقبنشینی از حقوق حاکمیتی بر تنگه هرمز تلقی میشود. حسن قشقاوی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای سلامی ایران نیز صراحتاً گفته است که ایران «کریدور تحمیلی آمریکا» در جنوب تنگه را نخواهد پذیرفت.

هزینههای اقتصادی و تلاش برای گریز
انسداد این دو تنگه، فراتر از یک درگیری نظامی، یک بحران معیشتی برای کشورهای مصرفکننده و تولیدکننده ایجاد کرده است. وزیر خارجه بریتانیا هدف از تلاش برای بازگشایی هرمز را کاهش فشار هزینههای زندگی بر خانوادههای بریتانیایی دانسته است. این فشار اقتصادی باعث شده تا کشورهایی مانند ترکیه به فکر راههای جایگزین بیفتند.
طرح ترکیه برای توسعه خط لوله بصره-جیهان و افزایش ظرفیت آن به ۲.۵ میلیون بشکه در روز، تلاشی برای کاهش وابستگی مطلق به گلوگاه هرمز است. با این حال، ظرفیت محدود این مسیرها در برابر ۲۰ میلیون بشکه نفتی که روزانه از هرمز عبور میکرد، نشان میدهد که جهان فعلاً جایگزین سریعی برای این آبراه ندارد.
بنبستِ حاکمیت
آنچه امروز در پهنه آبی منطقه رخ میدهد، فراتر از یک اختلاف بر سر تردد کشتیهاست؛ این یک نبرد برای بازتعریف «قواعد بازی» در خلیج فارس است. ایران پس از دههها، قصد دارد کنترل خود بر تنگه هرمز را از یک نظارت ساده به یک مدیریت فعال (شامل تعیین مسیرها و احتمالاً دریافت هزینههای عبور) ارتقا دهد؛ موضوعی که از دیدگاه واشینگتن و متحدانش، نقض آزادی دریانوردی در آبهای بینالمللی است.
مذاکرات مسقط نشان داد که هر دو طرف (تهران و واشینگتن) از هزینههای جنگ مستقیم واهمه دارند، اما هیچیک حاضر نیستند از امتیازات راهبردی خود عقبنشینی کنند. توافق ۶۰ روزه پیشنهادی، در بهترین حالت یک «تنفّس مصنوعی» به بازار جهانی انرژی است، نه یک راهکار پایدار. تا زمانی که مسئله محاصره دریایی ایران توسط آمریکا و متقابلاً تهدید کشتیرانی توسط ایران و متحدانش در یک بسته کلان سیاسی حل نشود، کشتیهای تجاری همچنان با «سیگنالهای خاموش» و ترس از غرق شدن در نزدیکی سواحل یمن و عمان حرکت خواهند کرد.
در نهایت، وضعیت فعلی نشان میدهد که امنیت در دو تنگه هرمز و بابالمندب، اکنون بیش از هر زمان دیگری به مویی بند است که یک سر آن در مسقط و سر دیگر آن در توئیتر و اتاقهای جنگ واشینگتن و تهران کشیده میشود.
- هشدارها درباره بازگشت جنگ میان ایران و آمریکا؛ تشدید بحران منطقهای و فشار مضاعف بر مردم
- گزارش جامع از فروپاشی شاخصهای کلان اقتصاد ایران؛ انقباض تاریخی تولید، جهش تورم و فقر تحمیلی بر جامعه
- آمادگی دفاعی آنکارا برای پشتیبانی تسلیحاتی از ریاض
- بحران در هفتمین ماه جنگ؛ واشینگتن بر سر دوراهی آتشبس یا تشدید ضربات علیه رژیم تهران
- عبور بیش از ۲ هزار کشتی از تنگه هرمز در دو ماه؛ ترامپ: جنگ بهزودی پایان مییابد
