معمای وصیت‌نامه سیاسی علی خامنه‌ای؛ سوختن در بمباران یا کتمان در دوران گذار؟

بیش از هفت ماه پس از کشته‌شدن علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی در جریان بمباران نهم اسفند ۱۴۰۴، ادعای یک عضو مجلس خبرگان مبنی بر «سوختن و نابودی وصیت‌نامه سیاسی او در آتش‌سوزی بیت رهبری»، پرونده این سند کلیدی را وارد مرحله‌ای تازه از ابهام و مناقشه کرده است. سعید صلح‌میرزایی، از محققان دفتر نشر آثار رهبر پیشین، با اعلام اینکه این سند به همراه تنها فایل رایانه‌ای آن در آتش‌سوزی چندساعته ناشی از بمباران از میان رفته، برای نخستین بار فرضیه فقدان کامل هرگونه نسخه پشتیبان را به میان آورد؛ ادعایی که بلافاصله با عقب‌نشینی‌ها و اظهارات ضدونقیض دیگر در رسانه‌های داخلی همراه شد و این پرسش بنیادین را در کانون توجه ناظران قرار داد: آیا مهم‌ترین سند انتقال قدرت در آتش سوخته است، یا ملاحظات و مصلحت‌سنجی‌های سیاسی حاکمیت مانع از انتشار آن می‌شود؟

روایت‌های متناقض؛ از «خاکستر شدن سند» تا «عدم دسترسی»

بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی ایران، سعید صلح‌میرزایی، عضو مجلس خبرگان رهبری، مدعی شد که به دلیل آتش‌سوزی گسترده پس از بمباران که ساعت‌ها مانع نزدیک‌شدن نیروها به محل کتابخانه و منزل رهبر پیشین شد، وصیت‌نامه او سوخته و از بین رفته است. وی همچنین ادعا کرد که چون این متن «در حال اصلاح بود»، هیچ نسخه مشابه‌ای از آن تهیه نشده بود و حتی رایانه‌ای هم که اسکن سند روی آن ذخیره شده بود، همراه با اصل آن تخریب شده است.

این اظهارات بازتاب گسترده‌ای یافت، اما اندکی بعد با واکنش و اصلاحیه خود وی روبه‌رو شد. صلح‌میرزایی در توضیحی تکمیلی که خبرگزاری «تسنیم» آن را منتشر کرد، تغییر موضع داد و اعلام کرد سخنانش به‌صورت خلاصه منتشر شده و عبارت دقیق‌تر این است که «تاکنون دسترسی به وصیت‌نامه میسّر نشده است»، نه اینکه قطعی باشد وصیت‌نامه کاملاً سوخته و از بین رفته است.

این نوسان در روایت‌ها، در امتداد گمانه‌زنی‌های قبلی رسانه‌ها و مقام‌های رسمی قرار دارد؛ پیش‌تر نیز روزنامه «اطلاعات»، از مطبوعات نزدیک به نهاد رهبری، فرضیه «زیر آوار ماندن» وصیت‌نامه را پیش کشیده بود و علیرضا زاکانی، شهردار تهران، از تخریب احتمالی آن در پی نابودی دست‌نوشته‌ها و کتابخانه سخن گفته بود. در عمل، تنها سندی که از علی خامنه‌ای تاکنون با عنوان وصیت‌نامه ثبت شده، یادداشتی شخصی، دوصفحه‌ای و مربوط به دوران جوانی او در فروردین ۱۳۴۲ است که سال‌ها پیش توسط روزنامه «قدس» منتشر شد و هیچ ارتباطی به اختیارات و جایگاه حکومتی دهه‌های اخیر ندارد.

تردیدهای فنی و نقض پروتکل‌های حفاظت از اسناد

طرح این ادعا که وصیت‌نامه سیاسی رهبر یک کشور با موقعیت ژئوپلیتیک ویژه تنها در یک نسخه کاغذی و روی یک رایانه محلی نگهداری می‌شده و به دلیل اصلاح، هیچ نسخه بایگانی‌شده‌ای از آن وجود نداشته است، از منظر استانداردهای اداری و امنیتی به‌شدت پرسش‌برانگیز است. در ساختارهایی با بوروکراسی متمرکز و نهادهای امنیتی چندلایه، چنین اسنادی در رده بالاترین اسناد محرمانه طبقه‌بندی شده و معمولاً نسخه‌های متعددی از آن‌ها در گاوصندوق‌ها و مراکز امنیتی مختلف سپرده می‌شود.

تضاد اصلی زمانی نمایان‌تر می‌شود که این وضعیت با تجربه تاریخی سال ۱۳۶۸ مقایسه گردد. وصیت‌نامه سیاسی روح‌الله خمینی سال‌ها قبل از درگذشت او، در دو نسخه رسمی، لاک‌ومهر شده و در دو مکان کاملاً جداگانه یعنی آستان قدس رضوی و مجلس خبرگان رهبری نگهداری می‌شد تا سلامت و دسترسی به آن در هر شرایطی تضمین گردد. بی‌توجهی کامل به چنین سازوکار تثبیت‌شده‌ای در دفتر رهبری طی سه دهه گذشته، با عقلانیت سازمانی و حساسیت‌های ساختار جمهوری اسلامی در مواجهه با موضوع جانشینی همخوانی ندارد و همین مسئله، باورپذیری «سوختن تنها نسخه» را تضعیف می‌کند.

تجربه تاریخی؛ نسبت متن وصیت‌نامه با مقتضیات قدرت

بررسی‌های تحلیلی از رفتار حکومت‌ها در بزنگاه‌های تغییر رهبری نشان می‌دهد که حتی در صورت وجود فیزیکی وصیت‌نامه، سرنوشت اجرای آن همواره تابعی از مناسبات واقعی قدرت است. تجربه خرداد ۱۳۶۸ نشان داد که چگونه متن مکتوب وصیت‌نامه می‌تواند در برابر واقعیت‌های سیاسی به حاشیه رانده شود. روح‌الله خمینی در وصیت‌نامه خود به‌صراحت قوای مسلح، از ارتش و سپاه تا بسیج، را از ورود به منازعات و بازی‌های سیاسی منع کرده بود؛ بندی که در دوران پس از او عملاً با ورود گسترده نیروهای نظامی به اقتصاد و سیاست ایران بی‌اثر شد.

علاوه بر این، در حالی که در همان وصیت‌نامه تاکید شده بود هیچ نقل‌قولی از بنیان‌گذار نظام معتبر نیست مگر به خط و امضا یا ثبت رسمی در صداوسیما، رهبری علی خامنه‌ای در مجلس خبرگان بر پایه نقل‌قولی شفاهی از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی رقم خورد. این سابقه گواهی می‌دهد که وصیت‌نامه‌ها پیش از آنکه متونی الزام‌آور باشند، ابزارهایی برای تفسیر قدرت از سوی جناح‌های مسلط به شمار می‌روند.

الگوهای تطبیقی: توقیف اسناد در بزنگاه‌های حساس

سکوت پیرامون متون به‌جامانده از رهبران مادام‌العمر در تاریخ معاصر جهان مسبوق به سابقه است. در اتحاد جماهیر شوروی، ولادیمیر لنین در واپسین یادداشت‌های خود، هشدارهای صریحی درباره تمرکز قدرت در دستان ژوزف استالین داد. استالین با همکاری حلقه‌های پرنفوذ حزبی، مانع از انتشار عمومی وصیت‌نامه شد و آن را در آرشیوهای محرمانه مسدود کرد؛ متنی که تنها ۳۲ سال بعد و در جریان استالین‌زدایی دوران نیکیتا خروشچف به‌طور عمومی برملا گردید.

در چین نیز پس از مرگ مائو تسه‌تونگ در ۱۹۷۶، جانشینان وی توصیه‌های صریح و مکتوب مائو درباره ممنوعیت ساخت مقبره و سوزاندن پیکرش را نادیده گرفتند. آنها برای مشروعیت‌بخشی به دوران تازه، جسد مائو را مومیایی کردند و بارگاهی عظیم برایش بنا نهادند تا تصویر نمادین رهبری دست‌نخورده باقی بماند.

کتمان برای مصلحت یا خلأ ناشی از بحران؟

در شرایطی که پس از واقعه اسفند ۱۴۰۴، مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید معرفی شده اما تا کنون هیچ تصویر یا فایل صوتی رسمی از او منتشر نشده و درباره وضعیت اداره کشور تردیدهای جدی وجود دارد، ابهام درباره وصیت‌نامه معنای عمیق‌تری می‌یابد.

تحلیل‌گران مستقل بر این باورند که فرض «کتمان هدفمند» نسبت به سناریوی «سوختن کامل در آتش»، با منطق حفظ ثبات در یک نظام بسته سازگاری بیشتری دارد. اگر در این وصیت‌نامه، ملاحظاتی درباره نحوه تعیین جانشین، اختیارات نهادهای نظامی، مهار دخالت‌های غیررسمی، یا هشدار نسبت به خطرات پیش‌روی حکومت وجود داشته باشد، انتشار آن در چنین مقطع حساسی می‌تواند توازن شکننده جناح‌های درون قدرت را بر هم بزند.

در نتیجه، چه وصیت‌نامه به‌راستی قربانی آتش بمباران شده باشد و چه به دلیل ناتوانی ساختار از هضم توصیه‌های پایانی رهبر سابق مسدود مانده باشد، نتیجه عینی آن تعمیق بحران مشروعیت در دوره گذار است؛ موقعیتی که نشان می‌دهد سکوت درباره وصیت‌نامه، نه یک نقص فنی یا رخداد تصادفی، بلکه بازتابی از تعارض منافع در بالاترین سطوح حاکمیت در مقطعی سرنوشت‌ساز از تاریخ معاصر ایران است.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم