بررسی ابعاد بزرگ‌ترین تهاجم مالی واشنگتن و واکنش تهران در مرحله نهایی

روابط پرتنش میان تهران و واشنگتن با ورود به فاز جدیدی از فشارهای مالی، بار دیگر در کانون توجهات بین‌المللی قرار گرفته است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، با به‌کارگیری ادبیاتی بی‌سابقه از آغاز «بزرگ‌ترین تهاجم مالی تاریخ» علیه یک کشور متخاصم سخن گفته است؛ تهاجمی که از بامداد دوشنبه ۲ شهریور (۲۴ اوت) کلید می‌خورد. این اقدام که از سوی مقامات آمریکایی «مرحله نهایی بازی» توصیف شده، با واکنش‌های تند و دیپلماتیک مقامات جمهوری اسلامی مواجه شده است. هم‌زمان، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، با انتشار پیامی جنجالی در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال»، مدعی شد که «ایران کاملاً در حال فروپاشی است»؛ پیامی که ساعاتی پیش از اجرایی شدن جزئیات تحریم‌های جدید و در اوج نوسانات ارزی در بازار تهران منتشر شد.

آرایش جنگی در میدان خزانه‌داری؛ استراتژی «روزِ دی»

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در یادداشتی در «فایننشال تایمز» و همچنین در شبکه اجتماعی ایکس، استراتژی جدید دولت ترامپ را با عملیات «دی دِی» (D-Day) در جنگ جهانی دوم مقایسه کرده است. این تشبیه نشان‌دهنده ابعاد وسیع و سازمان‌یافته فشارهایی است که واشنگتن قصد دارد بر شریان‌های باقی‌مانده اقتصاد ایران تحمیل کند. بسنت مدعی است که ایالات متحده پیش از این توانایی‌های نظامی ایران را به‌شدت تضعیف کرده و اکنون نوبت به قطع کامل پیوندهای مالی رسیده است.

وزیر خزانه‌داری آمریکا بر این باور است که دولت‌های پیشین با «مماشات» و پذیرش «فرض تلافی‌جویی تهران»، به تداوم حیات اقتصادی جمهوری اسلامی کمک کرده‌اند. او تصریح کرده است که واشنگتن اکنون از تمامی ظرفیت‌های نهادهای دولتی و اختیارات قانونی خود بهره خواهد گرفت تا راه‌های حیاتی اقتصاد ایران را مسدود کند. هدف صریح این کمپین، انزوای کامل تهران در عرصه بین‌المللی و وادار ساختن آن به تغییر رفتار بنیادین است.

رئالیسم اقتصادی و لفاظی‌های سیاسی

در حالی که واشنگتن برای آغاز تهاجم مالی آماده می‌شود، اظهارات دونالد ترامپ لایه جدیدی از جنگ روانی را به این تقابل افزوده است. ترامپ با استفاده از حروف بزرگ در شبکه اجتماعی خود نوشت: «ایران کاملاً در حال فروپاشی است!» این ادعا در شرایطی مطرح می‌شود که شاخص‌های اقتصادی داخل ایران، از جمله رسیدن ارزش پول ملی به پایین‌ترین سطح تاریخی خود و نرخ تورم فزاینده، فشارهای معیشتی سنگینی را بر شهروندان تحمیل کرده است.

با این حال، تحلیل رفتار واشنگتن نشان‌دهنده یک رویکرد دوگانه است. در حالی که ترامپ در لفاظی‌های عمومی از «فروپاشی» سخن می‌گوید، گزارش‌های دیپلماتیک حاکی از آن است که وی هفته گذشته با فرمانده ارتش پاکستان گفت‌وگو کرده تا کانال‌هایی را برای احتمال ازسرگیری مذاکرات با ایران بررسی کند. این تناقض میان «فشار حداکثری مالی» و «جست‌وجوی مجاری دیپلماتیک»، نشان‌دهنده پیچیدگی استراتژی کاخ سفید برای مدیریت بحران ایران بدون لغزش به سمت یک جنگ تمام‌عیار نظامی است.

شرکای تجاری؛ هدف‌گیری ثانویه واشنگتن

یکی از محورهای کلیدی در طرح بسنت، تهدید مستقیم کشورهایی است که همچنان با ایران به داد و ستد می‌پردازند. واشنگتن در این مرحله، فشار را از داخل مرزهای ایران به سمت شرکای بین‌المللی آن سوق داده است. بسنت هشدار داده است که هرگونه تعامل مالی با تهران، منجر به انزوای اقتصادی کشور یا نهاد همکار خواهد شد.

او از این کشورها با عنوان «مطرود» یاد کرده و تأکید کرده است که پیامد حمایت از ایران، قطع دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده خواهد بود. این رویکرد نشان‌دهنده عزم واشنگتن برای استفاده از «سلاح دلار» به منظور اعمال فشار حداکثری بر شبکه فروش نفت و انتقال ارز ایران است؛ شبکه‌ای که بسنت آن را «آخرین پناهگاه حکومت» توصیف می‌کند.

واکنش تهران؛ از نقد منطقی تا استعاره‌های شطرنج و پوکر

مقامات جمهوری اسلامی ایران به سرعت به این تحرکات واکنش نشان داده‌اند. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با رد ادعاهای مقامات آمریکایی، این اقدامات را مصداق بارز «تروریسم اقتصادی» و «جنگ تمام‌عیار علیه معیشت مردم» خواند. او با اشاره به تغییر ادبیات واشنگتن از «تحریم» به «تهاجم مالی»، تأکید کرد که ایالات متحده از تمامی ابزارهای غیرقانونی برای اعمال فشار بهره می‌برد.

نکته حائز اهمیت در موضع‌گیری رسمی ایران، اشاره به تغییر تاکتیک‌های تهران در مواجهه با فشارهاست. بقائی با بیانی استعاره‌ای گفت: «ما از قدیم شطرنج‌باز بوده‌ایم، در سال‌های اخیر پوکرباز هم شده‌ایم و اکنون ترکیبی بازی می‌کنیم.» این اظهارات در رسانه‌های داخلی ایران به عنوان نشانه‌ای از آمادگی تهران برای استفاده از ابزارهای متنوع — از دیپلماسی پنهان گرفته تا اقدامات متقابل در حوزه‌های ژئوپلیتیک — تعبیر شده است.

بقایی: ما از قدیم شطرنج‌باز بوده‌ایم، در سال‌های اخیر پوکرباز هم شده‌ایم و اکنون ترکیبی بازی می‌کنیم

در همین راستا، کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت خارجه، تناقض‌های موجود در سخنان وزیر خزانه‌داری آمریکا را هدف قرار داد. او پرسید اگر به ادعای واشنگتن، توان نظامی ایران تضعیف شده است، چرا آمریکا به چنین «بسیج بی‌سابقه‌ای» نیاز دارد؟ غریب‌آبادی این حجم از فشار را نه نشانه پیروزی، بلکه اعتراف به شکست سیاست‌های پیشین واشنگتن در مهار نفوذ منطقه‌ای ایران دانست.

تنگه هرمز و هزینه‌های جهانی

در کنار تقابل مالی، میدان رقابت به حوزه‌های استراتژیک دریایی نیز کشیده شده است. تهران در واکنش به فشارهای فزاینده، توانسته است محدودیت‌هایی را در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز اعمال کند؛ اقدامی که مستقیماً بر هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی و قیمت جهانی انرژی تأثیر گذاشته است. این «بازی ترکیبی» که مقامات ایرانی به آن اشاره می‌کنند، نشان می‌دهد که تهران قصد دارد هزینه فشارهای مالی واشنگتن را برای بازارهای جهانی و متحدان آمریکا افزایش دهد.

پایان بازی یا بن‌بست فرساینده؟

ادعای اسکات بسنت مبنی بر ورود به «مرحله نهایی بازی» و پیام ترامپ درباره «فروپاشی ایران»، با واقعیت‌های پیچیده‌ای در صحنه عمل روبروست. اگرچه تهاجم مالی جدید که از دوشنبه ۲ شهریور آغاز می‌شود، پتانسیل ایجاد تکانه‌های شدید در اقتصاد ایران را دارد، اما تجربه دهه‌های اخیر نشان داده است که ساختار اقتصادی ایران راه‌هایی برای بقا در فضای خاکستری یافته است.

بر اساس تحلیل‌های منتشر شده در رسانه‌های داخلی ایران، تهران استراتژی خود را بر پایه «مقاومت فعال» بنا کرده است. این استراتژی شامل تقویت پیوندهای اقتصادی با بلوک‌های غیرغربی و ایجاد هزینه‌های متقابل در گلوگاه‌های انرژی است. از سوی دیگر، اصرار واشنگتن بر «D-Day اقتصادی» نشان‌دهنده این است که دولت ترامپ تمام اعتبار خود را بر موفقیت این تهاجم مالی شرط‌بندی کرده است.

در مجموع، آغاز این تهاجم مالی در کنار لفاظی‌های تند رؤسای دو کشور، روابط تهران و واشنگتن را به نقطه‌ای بی‌بازگشت نزدیک کرده است. موفقیت یا شکست این استراتژی واشنگتن، تنها به متغیرهای اقتصادی بستگی ندارد، بلکه به توانایی ایران در مدیریت بحران‌های داخلی و بازی در زمین‌های غیرمالی نیز وابسته است. آنچه مشخص است، هر دو طرف اکنون تمام کارت‌های خود را روی میز گذاشته‌اند و فضای مانور دیپلماتیک به حداقل ممکن رسیده است؛ وضعیتی که می‌تواند یا به یک انفجار بزرگ یا به یک بازنگری اجباری در محاسبات راهبردی طرفین منجر شود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم