حدود صد روز از آغاز درگیریهای نظامی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده میگذرد؛ جنگی که فراتر از ابعاد نظامی و سیاسی، تار و پود اقتصاد خدماتی ایران را هدف قرار داده است. در این میان، صنعت گردشگری که در سالهای اخیر تلاش میکرد از زیر سایه سنگین پاندمی کرونا و تنشهای سیاسی قد راست کند، اکنون با بحرانی بیسابقه روبهروست. آمارهای رسمی و تحلیلهای میدانی نشان میدهند که این صنعت نه تنها با ”رکود” بلکه با نوعی ”فروپاشی ساختاری” در بخشهای زیربنایی و نیروی انسانی دست و پنجه نرم میکند.
ضربه ۲۸.۵ هزار میلیاردی؛ عمق فاجعه اقتصادی

بر اساس دادههای استخراجشده از گزارشهای وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، تنها در ۴۵ روز نخست درگیریها، حجم خسارتهای مستقیم و عدمنفع در بخش گردشگری به رقم خیرهکننده ۲۸.۵ هزار میلیارد تومان (همت) رسیده است. بخش اقامتی با تحمل ۲۰ هزار میلیارد تومان زیان، بیشترین آسیب را دیده است. افت ۴۳ درصدی ضریب اشغال تختهای اقامتی به این معناست که بیش از ۵۱۴ هزار تخت در سراسر کشور خالی ماندهاند.
خسارت واقعی بسیار فراتر از آمارهای رسمی است، زیرا زنجیره ارزش گردشگری شامل کسبوکارهای خرد محلی، صنایع دستی و حتی خدمات عمومی در روستاهای هدف گردشگری است که در محاسبات دولتی جایی ندارند
هستی پودفروش، روزنامهنگار حوزه گردشگری، معتقد است که این ارقام تنها نوک کوه یخ هستند. او میگوید: ”خسارت واقعی بسیار فراتر از آمارهای رسمی است، زیرا زنجیره ارزش گردشگری شامل کسبوکارهای خرد محلی، صنایع دستی و حتی خدمات عمومی در روستاهای هدف گردشگری است که در محاسبات دولتی جایی ندارند.”

جغرافیای ویرانی؛ از آثار باستانی تا هتلهای نوساز
جنگ اخیر تنها یک بحران اقتصادی نبوده، بلکه آسیبهای فیزیکی گستردهای به زیرساختها وارد کرده است. گزارشها حاکی از آسیب دیدن دستکم ۶۳ واحد تاسیسات گردشگری در ۱۳ استان ایران است. استانهای مرزی و استراتژیک بیشترین سهم را در این ویرانی داشتهاند؛ کرمانشاه با ۱۳ واحد، آذربایجان غربی با ۱۰ واحد و کردستان و خوزستان هر کدام با ۷ واحد آسیبدیده، در صدر فهرست قرار دارند.
استانهای مرزی و استراتژیک بیشترین سهم را در این ویرانی داشتهاند؛ کرمانشاه با ۱۳ واحد، آذربایجان غربی با ۱۰ واحد و کردستان و خوزستان هر کدام با ۷ واحد آسیبدیده، در صدر فهرست قرار دارند
تراژدی بزرگتر اما در بخش میراث فرهنگی رخ داده است. ۱۴۹ بنا و محوطه تاریخی در جریان حملات هوایی آسیب دیدهاند. تخریبهای جانبی در نزدیکی بناهای شاخصی چون کاخ گلستان، سعدآباد و قلعه فلکالافلاک، نه تنها سرمایههای ملی را تهدید کرده، بلکه جذابیت ایران را برای گردشگران فرهنگی در دوران پس از جنگ با پرسشی بزرگ مواجه ساخته است.
بحران نیروی انسانی؛ کوچ متخصصان از صنعت
یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای صد روز جنگ، وضعیت اشتغال در این حوزه است. برآوردها نشان میدهد که بیش از ۴۰۲ هزار شاغل رسمی در معرض بیکاری قطعی یا تغییر شغل قرار دارند. از این میان، ۳۶۰ هزار نفر در مراکز اقامتی فعالیت میکنند.
کارشناس گردشگری: مانند دوران کرونا، بازاریابان و نیروهای حرفهای هتلها برای تامین معاش به مشاغل دیگر روی آوردهاند. بازگرداندن این افراد به بدنه صنعت گردشگری پس از بازگشت ثبات، سالها زمان خواهد برد
ابراهیم حاجخان میرزای صراف، کارشناس گردشگری، در گفتگو با رسانەها هشدار میدهد که خروج نیروی متخصص از این صنعت، زیانی جبرانناپذیر است. او میگوید: ”مانند دوران کرونا، بازاریابان و نیروهای حرفهای هتلها برای تامین معاش به مشاغل دیگر روی آوردهاند. بازگرداندن این افراد به بدنه صنعت گردشگری پس از بازگشت ثبات، سالها زمان خواهد برد.”

گردشگری داخلی؛ هجرت به جای تفریح
الگوی سفرهای داخلی نیز در این صد روز به کلی تغییر کرده است. اگرچه آمارهای جابهجایی مسافر ارقام میلیونی را نشان میدهند، اما فعالان این حوزه تاکید دارند که این سفرها ماهیت گردشگری ندارند. بسیاری از مردم از بیم حملات به شهرهای امنتر یا مناطق شمال غربی مانند اردبیل پناه بردهاند.
این نوع سفرها که با خودروهای شخصی و با حمل مایحتاج کامل انجام میشود، سودی برای شبکه هتلداری و رستورانهای مقصد ندارد. در حالی که در نوار جنوبی ایران (کیش، قشم و بوشهر) که فصل پیک گردشگری را سپری میکردند، هتلها با ظرفیتهای خالی بیسابقهای روبهرو شدند.

سد اینترنت و دیوار ایرانهراسی
بحران ارتباطات دیجیتال، مکمل ضربات نظامی بود. قطع اینترنت بینالمللی و اختلال در شبکههای اجتماعی، بازاریابی گردشگری ایران را فلج کرده است. بابک سهرابی، فعال گردشگری، معتقد است که بخش بزرگی از رزروهای آنلاین و ارتباط با آژانسهای خارجی از دست رفته است. او میگوید: ”وقتی ابزار بازاریابی (اینستاگرام و گوگل) قطع باشد، عملاً حضور ما در بازار جهانی حذف میشود.”
از سوی دیگر، پروژه ”ایرانهراسی” که پیش از جنگ نیز وجود داشت، با آغاز درگیریها به اوج رسید. ورود گردشگران اروپایی به صفر متمایل شده و حتی بازارهای نوظهور مانند گردشگری سلامت نیز به دلیل محدودیت پروازها و ریسکهای امنیتی، با ریزش شدید مواجه شدهاند.

سناریوهای پیش رو؛ مدیریت در وضعیت ”نه جنگ، نه صلح”
معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی اکنون با سه سناریو به استقبال آینده رفته است: ”وضعیت بحران”، ”نه جنگ، نه صلح” و ”صلح پایدار”. انوشیروان محسنیبندپی، معاون گردشگری، میگوید اولویت فعلی حفظ پایداری حداقل خدمات و حمایت از بخش خصوصی از طریق استمهال وامها و حق بیمه است.
طرحهایی مانند ”کارت گردشگری ایرانیان” و تمرکز بر ”گردشگری روستایی” تلاشهایی برای زنده نگه داشتن این صنعت در شرایط فعلی هستند. با این حال، تحلیلگران معتقدند تا زمانی که امنیت به عنوان کلیدیترین مولفه گردشگری احیا نشود، این مشوقها تنها مسکنهای کوتاهمدت خواهند بود.
راه دشوار بازسازی تصویر
صد روز جنگ، صنعت گردشگری ایران را به عقبگردی تاریخی وادار کرد. آمارهای افت ۱۸ درصدی ورود گردشگر نسبت به سالهای گذشته و رسیدن به آمار سال ۱۴۰۲، نشاندهنده عمق بحران است.
تخریب ”تصویر امنیت” در ذهن گردشگر بینالمللی، فرآیندی است که بازسازی آن طبق تجربههای جهانی، بین ۲ تا ۵ سال زمان میبرد.
واقعیت این است که تخریب یک هتل یا آسیب به یک بنای تاریخی با بودجه عمرانی قابل جبران است، اما تخریب ”تصویر امنیت” در ذهن گردشگر بینالمللی، فرآیندی است که بازسازی آن طبق تجربههای جهانی، بین ۲ تا ۵ سال زمان میبرد. گردشگری ایران اکنون در دوراهی دشواری قرار دارد؛ یا باید با تکیه بر گردشگری داخلی و بازارهای محدود منطقهای به بقای حداقلی ادامه دهد، یا منتظر توافقات سیاسی کلان بماند تا شاید بار دیگر درهای شهرهایی چون شیراز و اصفهان به روی جهان گشوده شود.
تا آن زمان، صنعت گردشگری ایران همچنان زیر سایه سنگین نبرد، در انتظار روزی است که صدای صلح بلندتر از غرش جنگندهها شنیده شود.
