نگرانی کنگره آمریکا از توافق جنجالی ترامپ با تهران و هراس از میراث رانتی در ایران


در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، با شور و حرارت از دستیابی به یک “سند عالی” برای پایان دادن به درگیری‌ها با ایران سخن می‌گوید، راهروهای کنگره در واشینگتن لبریز از تردید و بدگمانی است. همزمان با بازگشت قانون‌گذاران به پایتخت، موجی از سوالات بی‌پاسخ درباره جزئیات این توافق، به‌ویژه در بخش پاداش‌های مالی به حکومت تهران، فضای سیاسی را ملتهب کرده است.

 ترامپ روز سه‌شنبه در حاشیه نشست گروه 7 در فرانسه، در دیداری با محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، اعلام کرد که برخلاف رویه معمول خود، این توافق را برای بررسی به کنگره خواهد فرستاد؛ تصمیمی که نشان‌دهنده فشار سنگین منتقدان و نیاز به کسب مشروعیت داخلی برای توافقی است که منتقدان آن را مبهم و خطرناک می‌خوانند.

این توافق که قرار است روز جمعه 29 خرداد 1405 در  در اقامتگاه کوهستانی بورگن‌اشتوک در مرکز سوئیس به صورت رسمی امضا شود، بر محور بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی ایران و ارائه مشوق‌های مالی کلان استوار است. با این حال، سناتورهای برجسته از هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات معتقدند که هنوز در تاریکی قرار دارند.

جان تون، رهبر اکثریت سنا، با ابراز بی‌اطلاعی از جزئیات فنی توافق، بر اهمیت “راستی‌آزمایی” و “اجرا” تأکید کرده است. در سوی دیگر میدان، مردم ایران که تحت فشار تورم 77 درصدی و جراحی‌های اقتصادی بی‌رحمانه دولت پزشکیان کمر خم کرده‌اند، با بیم و امید به این نمایش دیپلماتیک می‌نگرند؛ هراس از اینکه میلیاردها دلار پاداش مالی توافق، به جای سفره‌های خالی مردم، به شریان‌های فاسد قدرت و نهادهای سرکوب سرازیر شود.

نبرد در راهروهای واشینگتن؛ تردید قانون‌گذاران در اعتبار “سند عالی” ترامپ

بسیاری از سناتورهای جمهوری‌خواه که به طور سنتی متحد ترامپ محسوب می‌شوند، این بار با احتیاط فراوان برخورد کرده‌اند. تام تیلیس، سناتور کارولینای شمالی، با لحنی انتقادی پرسیده است: “اگر این یک توافق محرمانه است، چطور می‌توانم آن را جدی بگیرم؟”

این بی‌اعتمادی ریشه در ابهاماتی دارد که پیرامون برنامه هسته‌ای ایران و نحوه نظارت بر آن وجود دارد. ترامپ هنوز توضیح نداده است که چه کسی مسئول تأیید پایبندی ایران خواهد بود و سرنوشت اورانیوم با غنای بالا که در سایت‌های آسیب‌دیده از حملات تابستان گذشته مدفون شده است، چه خواهد شد.

سناتور جان کندی از لوئیزیانا با بیانی صریح، حکومت ایران را به دروغ‌گویی متهم کرده و گفته است: “آن‌ها پیش از آنکه حرف زدن یاد بگیرند، دروغ گفتن را می‌آموزند؛ بنابراین هر توافقی باید دارای بازرسی‌های مستقل و سپرهای حفاظتی محکم باشد.”

در این میان، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا که به عنوان معمار اصلی این توافق شناخته می‌شود، تلاش کرده است تا از دستاوردهای کاخ سفید دفاع کند. او مدعی است که این رابطه به طور بنیادین متحول شده و برخلاف گذشته، ارتباطات مستقیم با مقامات ارشد ایرانی برقرار شده است. ونس در پاسخ به منتقدان می‌گوید که متن توافق به زودی منتشر خواهد شد و جهان خواهد دید که “ایران حتی یک سنت دریافت نخواهد کرد، مگر اینکه به تعهداتش عمل کند.”

 با این حال، اشاره او به تغییر ماهیت تیم حاکم در تهران، با وجود آنکه مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر پیشین، قدرت را در دست دارد و سپاه پاسداران همچنان نفوذ گسترده‌ای دارد، از سوی تحلیل‌گذاران به عنوان یک ساده‌انگاری سیاسی تعبیر شده است.

پاداش 300 میلیارد دلاری؛ پاشنه آشیل توافق برای مردم ایران

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های این توافق، یادداشت تفاهمی است که شامل آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده ایران و ایجاد یک صندوق 300 میلیارد دلاری برای بازسازی کشور است. این مبلغ هنگفت در حالی مطرح می‌شود که ساختار اقتصادی ایران به شدت از فساد نهادینه و رانت‌خواری رنج می‌برد.

دموکرات‌ها در کنگره، از جمله سناتور الیزابت وارن، این سوال کلیدی را مطرح کرده‌اند که این توافق چگونه تفاوت معناداری با برجام سال 2015 دارد؟ وارن اشاره می‌کند که ترامپ میلیاردها دلار هزینه کرده و جان انسان‌های زیادی در درگیری‌ها گرفته شده است، اما هنوز نمی‌تواند توضیح دهد که این توافق چگونه زندگی شهروندان عادی را بهبود می‌بخشد.

برای شهروند ایرانی که مواد غذایی را با تورم 130 درصدی خریداری می‌کند، وعده ورود 300 میلیارد دلار به کشوری که مافیای اقتصادی بر آن چنبره زده، بیشتر شبیه به یک کابوس است تا فرصت. تجربه نشان داده است که پاداش‌های مالی بین‌المللی در ساختار جمهوری اسلامی، عمدتاً صرف هزینه‌های نظامی و تقویت گروه‌های نیابتی می‌شود و تنها بخش ناچیزی از آن به صورت قطره‌چکانی به پروژه‌های زیربنایی می‌رسد.

 در حالی که دولت پزشکیان با حذف ارز ترجیحی 28500 تومانی، معیشت دهک‌های پایین را هدف قرار داده، ورود این حجم از نقدینگی بدون اصلاحات ساختاری، تنها به شعله‌ورتر شدن آتش تورم و تعمیق شکاف طبقاتی منجر خواهد شد.

فرار از جنگ یا بازگشت به میز مذاکره با دستان خالی؟

دموکرات‌های باسابقه مانند مارک وارنر، رئیس کمیته اطلاعات سنا، انتقاد می‌کنند که ترامپ در حالی برجام را تخریب کرد که در آن زمان یک اتحاد بین‌المللی با حضور اروپایی‌ها، روسیه و چین وجود داشت، اما اکنون آمریکا به تنهایی در حال پیشبرد توافقی است که اعتبار نظارتی کمتری دارد.

 سناتور تیم کین نیز معتقد است که پایان دادن به یک جنگ پرهزینه و غیرمحبوب اقدام خوبی است، اما تأکید می‌کند که این جنگ “هرگز نباید آغاز می‌شد.” این سخنان نشان‌دهنده سرخوردگی بخشی از بدنه سیاسی آمریکا از سیاست‌های نوسانی ترامپ است که ابتدا با فشار حداکثری و حملات نظامی هزینه‌ها را بالا برد و اکنون با یک سند “یک‌ونیم صفحه‌ای” به دنبال خروج از بن‌بست است.

در سوی دیگر، جمهوری‌خواهانی چون لیندسی گراهام اصرار دارند که توافق باید در سنا به رأی گذاشته شود. گراهام می‌گوید: “روایتی که ایران از این توافق ارائه می‌دهد وحشتناک است و روایتی که ما می‌گوییم معقول به نظر می‌رسد؛ پس باید متن اصلی را ببینیم تا بفهمیم واقعیت چیست.”

 این شکاف در روایت‌ها، دقیقاً همان نقطه‌ای است که مردم ایران را نگران می‌کند. در حالی که تهران از پیروزی و لغو تمامی تحریم‌ها سخن می‌گوید، واشینگتن از مهار هسته‌ای و بازرسی‌های سخت‌گیرانه حرف می‌زند. در این میان، آنچه فراموش شده، تضمین‌هایی برای بهبود وضعیت حقوق بشر و پایان دادن به سرکوب‌های داخلی در ایران است که در هیچ‌کدام از “صفحات” این توافق جایگاهی ندارد.

فرجام مبهم یک دیپلماسی شتاب‌زده

ترامپ با اعتماد به نفسی همیشگی وعده داده است که روند عادی‌سازی روابط و بازگشت ایران به فعالیت‌های عادی “خیلی سریع” پیش خواهد رفت. او معتقد است که تهران به شدت مشتاق نهایی کردن موضوع است تا به فعالیت‌های اقتصادی بازگردد. اما واقعیت میدانی در ایران نشان می‌دهد که حتی با امضای این سند در سوئیس، مشکلات ساختاری اقتصاد ایران حل نخواهد شد. تا زمانی که نقدینگی با نرخ 53 درصد رشد می‌کند و بانک مرکزی از انتشار آمارهای واقعی واهمه دارد، هیچ دلاری نمی‌تواند ثبات را به بازار تهران بازگرداند.

در نهایت، توافق ترامپ و ایران بیش از آنکه یک معاهده صلح پایدار به نظر برسد، یک آتش‌بس موقت برای فرار از پیامدهای ویرانگر یک جنگ تمام‌عیار است. برای قانون‌گذاران آمریکایی، موضوع بر سر “راستی‌آزمایی” و “امنیت ملی” است، اما برای مردم مظلوم ایران، موضوع بر سر “بقاء” در اقتصادی است که توسط سیاست‌های غلط داخلی و فشارهای خارجی به زانو درآمده است.

اگر این 300 میلیارد دلار قرار است صرفاً به بازسازیِ همان ساختارهای فاسدی شود که مسبب وضعیت فعلی هستند، پس این توافق تنها به معنای خریدن زمان برای حکومتی است که مشروعیت خود را در نزد افکار عمومی داخلی به شدت از دست داده است. جمعه 29 خرداد، در حالی که مقامات در ژنو لیوان‌های خود را به هم می‌زنند، میلیون‌ها ایرانی با اضطراب به نرخ ارز و قیمت نان چشم خواهند دوخت؛ در حالی که می‌دانند در این بازی بزرگ قدرت، آن‌ها تنها تماشاگرانی هستند که هزینه بازی را از جیب خود پرداخته‌اند.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم