در پی تحولات اخیر در هرم قدرت جمهوری اسلامی و ورود به مقطعی که بسیاری آن را دوران تثبیت میراث سیاسی گذشته و انطباق با واقعیتهای جدید میدانند، روابط تهران و پکن به نقطه عطف خود رسیده است. نشستهای اخیر مقامات پارلمانی و رایزنیهای فشرده بخش خصوصی، نشاندهنده یک پرسش کلیدی است: آیا دکترین «نگاه به شرق» که در دهههای گذشته به عنوان ستون فقرات سیاست خارجی ایران تعریف شده بود، در غیاب معماران اولیه آن و مقطع حساس تاریخی پس از فقدان علی خامنهای در مواجهه با تفاهمهای جدید میان ایران و غرب، دچار دگردیسی خواهد شد یا با شدتی بیشتر ادامه مییابد؟ این گزارش به بررسی ابعاد این رابطه در فضای جدید سیاسی ایران میپردازد.

تداوم راهبرد در دوران گذار: از میراث تا واقعیت
دیدار اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با «هه وی»، معاون کنگره خلق چین، فراتر از یک پیام تسلیت برای درگذشت مقام رهبری ایران، حاوی پالسهای صریح امنیتی و اقتصادی بود. رئیس مجلس ایران با تأکید بر لزوم ارتقای سطح روابط راهبردی، به صراحت اعلام کرد که ایران اجازه هیچگونه دخالت ایالات متحده در تنگه هرمز را نخواهد داد.
این اظهارات در زمانی بیان میشود که ایران بر اساس توافقات جدید با عمان، در حال ساماندهی ترددها در خلیج فارس است. اولویتدهی به تردد شناورهای چینی در این منطقه، نشاندهنده گره خوردن امنیت انرژی چین به توان ناوبری و حاکمیتی ایران در منطقه است. از منظر تحلیلگران داخلی، این رویکرد بخشی از یک «تاکتیک منظم» برای کاهش تنشها و در عین حال تثبیت قدرت بازدارندگی در برابر فشارهای خارجی تلقی میشود.

بازخوانی یک میراث راهبردی: از ۱۳۶۸ تا امروز
ریشههای گرایش فعلی تهران به پکن را باید در تغییرات ساختاری سیاست خارجی ایران در اواخر دهه ۶۰ میلادی جستوجو کرد. کارشناسان تاریخ دیپلماسی در ایران معتقدند سفر سال ۱۳۶۸ آیتالله خامنهای در مقام رئیسجمهور به چین، سنگبنای مسیری بود که امروز به سند همکاری ۲۵ ساله منتهی شده است. آن سفر، که شامل بازدید از مناطق مسلماننشین و سخنرانی در کاشغر بود، نخستین گام جدی برای تنوعبخشیدن به شرکای بینالمللی و کاهش وابستگی به غرب محسوب میشد.
امروز، مقامات رسمی بر این باورند که این نگاه صرفاً یک تاکتیک مقطعی نبوده، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای تثبیت جایگاه ایران در نظم نوین جهانی است. تلاش برای پیوند زدن اقتصاد ایران به قدرتهای نوظهور آسیایی، در چارچوب سیاست «نگاه به شرق»، اکنون به عنوان یکی از ثوابت سیاست خارجی ایران در دوران پس از رهبری فقید شناخته میشود.

مطالبه بخش خصوصی: گذار از تجارت به سرمایهگذاری
در حالی که بدنه حاکمیت بر ابعاد سیاسی و امنیتی تأکید دارد، اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران در آستانه سفرهای دیپلماتیک جدید به چین، مطالبات مشخص و عملیاتی را روی میز گذاشته است. فعالان بخش خصوصی بر این باورند که الگوی همکاری با چین باید از حالت «کارفرما-پیمانکار» به «سرمایهگذاری مشترک راهبردی» تغییر کند.
در نشست اخیر اتاق بازرگانی، بیش از ۳۰ پیشنهاد تخصصی ارائه شد که نشاندهنده بلوغ مطالبات اقتصادی ایران است. اهم این پیشنهادات عبارتند از: ایجاد یک نهاد متمرکز برای سیاستگذاری در روابط با چین جهت جلوگیری از تشتت آرا. عبور از خامفروشی و تبدیل شدن به تأمینکننده قطعات و تجهیزات با تکنولوژی بالا. دعوت از شرکتهای چینی برای تولید در داخل خاک ایران با هدف صادرات به منطقه، و تأمین ۲۵ هزار دستگاه ماشینآلات معدنی و انتقال تکنولوژی در حوزه خودروهای برقی و هوش مصنوعی.

زیرساختهای مالی؛ تلاش برای استقلال از سوئیفت
یکی از جدیترین موانع در روابط دو کشور، چالشهای بانکی و مبادلات ارزی بوده است. گزارشهای اخیر از فعالیتهای بانک مرکزی ایران نشان میدهد که تهران به صورت فعال در نشستهای مشورتی تأسیس «بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای» در شنزن حضور دارد. هدف از این اقدامات، ایجاد سازوکارهای پولی و بانکی مستقل میان کشورهای عضو است تا تجارت دوجانبه از نوسانات ناشی از تحریمهای بینالمللی مصون بماند.
پیشنهاد ایجاد «صندوق سرمایهگذاری مشترک» و اتصال نهادهای واسط مالی چینی به شرکتهای تأمین سرمایه ایرانی، از دیگر محورهایی است که برای پایدارسازی روابط اقتصادی دنبال میشود.

انرژی و معدن؛ محورهای نوین همکاری
در حوزه انرژی، پیشنهاد ساخت پالایشگاه در سواحل مکران توسط چینیها با مدل دریافت نفت خام و تحویل فرآورده، یکی از طرحهای پیشران است. همچنین در بخش معدن، تمرکز بر عناصر نادر خاکی و استخراج در عمق بیش از هزار متر، حوزههایی هستند که ایران به تکنولوژی چینی نیاز مبرم دارد. شرکت ملی مس ایران نیز با اشاره به اینکه چین مصرفکننده نیمی از مس جهان است، بر لزوم ایجاد «پارک زنجیره ارزش مس» با مشارکت سرمایهگذاران چینی تأکید کرده است.

دیپلماسی فرهنگی و نخبگانی
بخش دیگری از روابط دو کشور در حوزه نرمافزاری دنبال میشود. اگرچه آثار مکتوب رهبری فقید ایران به زبان چینی به طور گسترده منتشر نشده، اما ترجمه آثاری نظیر «خون دلی که لعل شد» (خاطرات دوران مبارزه) و توزیع آن در مراکز دانشگاهی و اندیشکدههای چین، تلاشی برای معرفی مبانی اندیشه سیاسی ایران به نخبگان چینی است. کارشناسان معتقدند شناخت عمیقتر محافل مطالعاتی چین از مدل حکمرانی در ایران، میتواند به ثبات روابط در درازمدت کمک کند.

چالش همگرایی با افق ۲۰۳۵ چین
تحلیل مواضع رسمی نشان میدهد که ایران در تلاش است سند توسعه خود را با برنامههای کلان چین (مانند افق ۲۰۳۵ و ۲۰۵۰) هماهنگ کند. فعالان اقتصادی تأکید دارند که برای تبدیل شدن به شریک راهبردی واقعی، ایران باید به «مرکز اتصال چین به غرب آسیا» تبدیل شود. این امر مستلزم ثبات در قوانین سرمایهگذاری خارجی و ایجاد محیطی پایدار برای فعالان اقتصادی هر دو کشور است.
در مجموع، روابط ایران و چین در دوران جدید، از یک همکاری صرفاً نفتی به سمت یک «همافزایی چندلایه» در حوزههای لجستیک، بانکداری، تکنولوژی و امنیت دریایی در حال حرکت است. موفقیت این راهبرد منوط به توانایی تهران در تبدیل موقعیت ژئوپلیتیک خود به یک مزیت رقابتی در طرح بزرگ «یک کمربند، یک جاده» و ایجاد اجماع میان بخش دولتی و خصوصی برای بهرهبرداری حداکثری از این پتانسیل است. ایرانِ این دوران، به دنبال آن است که با حفظ استقلال سیاسی، خود را به عنوان گرهای ناگسستنی در زنجیره تأمین و امنیت شرق تثبیت کند.
- طرح چهار قدرت غربی برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت
- کاهش کمسابقه تردد شناورها در تنگه هرمز و تشدید چالشهای نفتی و ارزی ایران
- تحقیق آمریکا درباره اصابت موشک به مراسم عروسی در سیریک
- ادامه مذاکرات بغداد و واشنگتن برای انحصار سلاح در دست دولت
- درخواست پایان تهاجم خارجی و سرکوب داخلی؛ از کانون نویسندگان تا سازمان ملل
