برای چندین دهه، جمهوری اسلامی ایران از تنگه هرمز به عنوان موثرترین سلاح ژئوپلیتیک خود استفاده کرده است؛ گلوگاهی که محل عبور یکسوم نفت جهان و یکپنجم گاز طبیعی مایع محسوب میشود. اقدام فوری تهران در مسدود کردن این مسیر ترانزیتی در آغاز عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴، منجر به توقف کامل ترافیک دریایی و جهش ۷۰ درصدی قیمت نفت شد.
با این حال، گزارشهای دریافتی از منابع ارشد امنیت انرژی در لندن، بروکسل و واشینگتن نشان میدهد که ایالات متحده با همکاری متحدان منطقهای، در حال ترسیم دوباره نقشه انرژی جهان است تا اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز را برای همیشه بیاثر کند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که به دلیل پیوند مستقیم میان قیمت بنزین و نتایج انتخابات میاندورهای نوامبر، تفاهمنامه موقت صلحی را امضا کرد، اکنون با تمام توان از طرحهای میانمدت و بلندمدت برای دور زدن این آبراه حمایت میکند.

تحلیلگران معتقدند که انحصار ایران بر این شریان حیاتی، اقتصاد جهانی را به گروگان گرفته است، اما این نفوذ با هر کیلومتر لولهگذاری جدید و تغییر در مسیرهای تجاری، در حال فرسایش ساختاری است. بر اساس آمارهای منتشر شده، پیش از وقوع بحران، روزانه بین ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور میکرد. اما در جریان محاصره، واشینگتن توانست با استفاده از ذخایر استراتژیک اعضای آژانس بینالمللی انرژی و افزایش تولید داخلی به رکورد ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز، یک حاشیه امنیت موقت ایجاد کند. اکنون فاز نخست طرحهای مقابلهای آغاز شده است که هدف آن انتقال دستکم ۵۰ درصد از جریان عادی نفت منطقه از طریق کریدورهای زمینی و لولههای موازی است تا آسیبپذیری اقتصاد بینالملل در برابر تهدیدات سپاه پاسداران کاهش یابد.
گذرگاههای جایگزین و تضعیف انحصار دریایی ایران
در جریان محاصره اخیر، طرح “بزرگراه جنوبی” که در امتداد سواحل عمان ایجاد شد، اگرچه نتوانست حجم کامل ترافیک را بازگرداند، اما هراس بازار را مهار کرد. تعداد شناورهای عبوری از این کریدور از حدود ۱۲ فروند در هفتههای نخست، به ۱۱۹ کشتی در اواخر ژوئن رسید. همزمان، مسیرهای زمینی در عراق و سوریه برای انتقال نفت توسط کامیونها فعال شد؛ به طوری که عراق موفق شد روزانه ۱۲۵ هزار بشکه نفت را از طریق ۵۰۰ تانکر جادهای به سوریه منتقل کند. اگرچه این رقم در مقایسه با صادرات ۳.۴ میلیون بشکهای پیش از جنگ ناچیز است، اما نشاندهنده پتانسیل بالای مسیرهای زمینی برای مقابله با باجخواهیهای دریایی تهران محسوب میشود.
بغداد همچنین با صدور مجوز صادرات دوبارە نفت اقلیم کردستان، برای استفاده از حداکثر ظرفیت خط لولە اقلیم کوردستان بە ترکیە کە یک ملیون بشکە در روز است اعلام آمادگی کرد. حکومت جدید عراق بە ریاست علی زیدی، بە شرکتهای نفتی فعال در اقلیم کردستان اطمینان دادە است، مانع تکرار حملات شبە نظامیان بە آنها شدە و در صورت هر حملەای، زیانهای مالی این شرکتها را جبران خواهد کرد.

عکس: میدل ایست آی
علاوه بر این، عربستان سعودی ظرفیت خط لوله “شرق به غرب” خود را که نفت را از میدانهای شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند، به ۷ میلیون بشکه در روز افزایش داد. امارات متحده عربی نیز با بهرهبرداری حداکثری از خط لوله “حبشان به فجیره”، توانست روزانه ۱.۸ میلیون بشکه نفت را بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز صادر کند. ابوظبی اکنون در حال ساخت سریع دومین خط لوله موازی به فجیره است که ظرفیت دور زدن تنگه را به بیش از ۳ میلیون بشکه در روز افزایش میدهد و قرار است تا سال ۲۰۲۷ به بهرهبرداری برسد. این اقدامات زیرساختی عملاً جغرافیا را به نفع خریداران انرژی تغییر داده و از کارایی سلاح “بستن تنگه” کاسته است.
نوسازی نقشه انرژی منطقه و پروژههای میانمدت
راهبرد واشینگتن تنها به خلیج فارس محدود نمیشود؛ بلکه افزایش تولید در “حوزه نفوذ قاره آمریکا” شامل ونزوئلا، آرژانتین و برزیل، بخشی از برنامه بلندمدت برای کاهش اهمیت خاورمیانه است. این نیمکره در حال حاضر ۳۲ درصد از تولید جهانی نفت خام را در اختیار دارد و کالب اور، دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در امور اقتصادی و انرژی، تأکید کرده است که واشینگتن با دولتهای اکوادور و السالوادور برای تضمین امنیت سرمایهگذاریهای انرژی همکاری نزدیکی دارد.
با این حال، مهمترین جزء این پازل، کریدور اقتصادی “هند-خاورمیانه-اروپا” موسوم به ایمک است که با تغییر طراحی در سال ۲۰۲۶، لنگرگاه دریایی خود را از امارات به عمان منتقل کرد تا کالاها کاملاً خارج از دسترس نیروهای ایرانی تخلیه شوند.

در شمال منطقه نیز پروژههای عظیمی با حمایت آمریکا در حال اجراست. فؤاد حسین، وزیر امور خارجه عراق، اخیراً در دمشق با احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، برای احیای خط لوله ۸۰۰ کیلومتری کرکوک به بندر بانیاس توافق کرد. علی الزیدی، نخستوزیر عراق، با همکاری تام باراک، فرستاده ویژه ریاستجمهوری آمریکا، تفاهمنامهای را با شرکت سرمایهگذاری “تی آی کپیتال” برای مدیریت مالی این پروژه امضا کرده است. همزمان، خط لوله ۵ میلیارد دلاری “بصره به حدیثه” با ظرفیت ۲.۵ میلیون بشکه در روز در حال پیگیری است که به عراق اجازه میدهد ذخایر عظیم جنوب خود را مستقیماً به سمت اروپا و سوریه پمپاژ کرده و تنگه هرمز را به طور کامل از چرخه صادرات خود حذف کند.
بنبست دوحه و تقابل بر سر پولیسازی آبراه هرمز
در حالی که جرد کوشنر و استیو ویتکوف، فرستادگان ارشد دونالد ترامپ، در دوحه برای اجرای توافق صلح مذاکره میکنند، تهران تلاش دارد با تحمیل یک رژیم “عوارض عبور”، تنگه هرمز را به منبع درآمدی جدید تبدیل کند. مقامات ایرانی در جلسات خصوصی مدعی شدهاند که دریافت هزینه خدمات امنیتی و زیستمحیطی میتواند سالانه ۴۰ میلیارد دلار نصیب نیروهای مسلح ایران کند.
محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، صراحتاً اعلام کرده است که حاکمیت بر این آبراه متعلق به ایران و عمان است. اما مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، تأکید کرده که هرگونه دریافت وجه، تحت هر عنوانی، به معنای نقض حقوق بینالملل و غیرقابل قبول است.
عمان طرحی جایگزین برای ایجاد یک صندوق داوطلبانه، مشابه الگوی تنگه مالاکا، پیشنهاد داده است که هزینههای خدمات دریایی از آن تامین شود، اما جمهوری اسلامی همچنان بر دریافت “عوارض اجباری” پافشاری میکند.
دونالد ترامپ هشدار داده است که اگر تهران از این خواسته عقبنشینی نکند، مأموریت نظامی نیمهتمام برای نابودی زیرساختهای تهدیدآفرین ایران از سر گرفته خواهد شد. این بنبست دیپلماتیک نشاندهنده آن است که تهران تنگه هرمز را نه یک مسیر ترانزیتی، بلکه آخرین دارایی استراتژیک خود برای بقا در برابر فشارهای بینالمللی میبیند؛ داراییای که واشینگتن قصد دارد با پروژههای ایمک و خط لولههای موازی، آن را به یک مسیر فرعی تبدیل کند.
بازگشت تدریجی جریان نفت و کاهش نفوذ تاکتیکی تهران
دادههای بلومبرگ نشان میدهد که علیرغم تهدیدات مستمر، جریان نفت از تنگه هرمز به بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز بازگشته است. یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، اظهار داشت که لایههای حمایتی سنتکام، شامل نیروی هوایی و دریایی، به شرکتهای کشتیرانی اعتماد به نفس لازم برای عبور از کریدور جنوبی نزدیک به سواحل عمان را داده است.
این مقام افزود که ناتوانی ایران در رصد دقیق فعالیتها در فواصل دور از خط ساحلی خود، باعث شده تا تهران از حجم گسترده نفت عبوری غافلگیر شود. حملات پهپادی اخیر به کشتی سنگاپوری نیز به عنوان تلاشی ناامیدانه از سوی سپاه برای اثبات حضور و بازپسگیری کنترل از دست رفته تعبیر میشود.
تاریخ نشان داده است که بازارها در نهایت خود را با ریسکهای ژئوپلیتیک تطبیق میدهند؛ همانطور که بحران کانال سوئز منجر به ایجاد مسیرهای جدید شد، بحران فعلی هرمز نیز سرمایهگذاری در منابع تامین خارج از خلیج فارس را تسریع کرده است. اکنون بازار انرژی دیگر تنها بر اساس تعداد بشکهها قیمتگذاری نمیشود، بلکه دسترسی، قابلیت اطمینان و امنیت، شاخصهای اصلی تعیین قیمت هستند. جمهوری اسلامی ایران ممکن است همچنان توانایی ایجاد اختلالات مقطعی را داشته باشد، اما معماران امنیتی در واشینگتن با ساختن یک ساختار چندمسیری، در حال اطمینان یافتن از این موضوع هستند که بحران بعدی در هرمز، دیگر یک بحران جهانی نخواهد بود و تهران نخواهد توانست از گرسنگی انرژی جهان به عنوان ابزاری برای امتیازگیری سیاسی استفاده کند.
