افزایش جریان نفت از تنگە هرمز؛ از دیپلماسی در سایه تا تقابل پنهان در بازار جهانی نفت


تنگه هرمز، به عنوان حیاتی‌ترین آبراه انرژی جهان، بار دیگر در کانون یک بازی پیچیده میان قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای قرار گرفته است. در حالی که جریان نفت از این شریان حیاتی به آرامی در حال افزایش است، سایه سنگین تهدیدات نظامی ایران و فشارهای اقتصادی ایالات متحده، بازار جهانی را در وضعیتی از تعلیق و ابهام فرو برده است.

 تحولات اخیر نشان می‌دهد که با وجود فروکش کردن نسبی تبادل آتش مستقیم، نبرد برای کنترل این مسیر راهبردی به لایه‌های دیپلماتیک و اقتصادی منتقل شده است؛ جایی که از یک سو جمهوری اسلامی با استفاده از اهرم‌های نظامی و توافقات منطقه‌ای سعی در تحمیل هزینه‌های جدید دارد و از سوی دیگر، واشینگتن با کارزار “طرد اقتصادی”، به دنبال انسداد کامل شریان‌های مالی تهران است.

جریان نفت خام از تنگه هرمز علی‌رغم تهدیدات مستمر ایران، روند صعودی ملایمی را آغاز کرده است

 نبض لرزان هرمز؛ افزایش تدریجی بارگیری نفت در بحبوحه تهدیدات امنیتی

بر اساس آخرین داده‌های ردیابی شناورها و گزارش‌های تحلیل‌گران بازار، جریان نفت خام از تنگه هرمز علی‌رغم تهدیدات مستمر ایران، روند صعودی ملایمی را آغاز کرده است. در حال حاضر روزانه بین ۶ تا ۸ میلیون بشکه نفت خام از این گلوگاه عبور می‌کند. اگرچه این رقم نسبت به ماه ژوئیه که حملات به نفتکش‌ها به اوج خود رسیده بود افزایش یافته، اما هنوز حدود نیمی از سطح پیش از بحران است. نکته قابل تامل در این میان، تغییر تاکتیک تولیدکنندگان بزرگ منطقه برای دور زدن ریسک‌های ترانزیتی است. کشورهایی مانند عربستان سعودی، عراق، کویت و قطر اکنون از روش “حمل‌ونقل شاتلی” استفاده می‌کنند؛ به این معنا که نفت را با کشتی‌های کوچک به بنادر خارج از خلیج فارس (نظیر صحار در عمان یا فجیره در امارات) منتقل کرده و در آنجا به نفتکش‌های بزرگ که تمایلی به ورود به تنگه هرمز ندارند، تحویل می‌دهند.

تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند که فعالیت بارگیری در پایانه‌های صادراتی عربستان سعودی و عراق در روزهای اخیر به بالاترین سطح خود در هفته‌های گذشته رسیده است. با این حال، هزینه جابه‌جایی این محموله‌ها به دلیل ریسک‌های امنیتی به شدت افزایش یافته و نرخ اجاره ابرنفتکش‌ها به بالاترین حد تاریخی خود رسیده است. این افزایش هزینه‌ها در کنار ناامنی مسیر، باعث شده تا ۲۶ درصد از کشتی‌های عبوری سامانه‌های ردیابی خود را خاموش کنند. با وجود این افزایش نسبی در عرضه، سازمان تجارت دریایی بریتانیا روز پنجشنبه گزارش داد که یک نفتکش در آب‌های میان عمان و ایران هدف پرتابه‌ای ناشناس قرار گرفته و دچار آتش‌سوزی شده است؛ حادثه‌ای که بار دیگر به بازار جهانی یادآوری کرد که “امنیت ناوبری” در هرمز همچنان یک ادعای لرزان است.

دیپلماسی در بن‌بست؛ توافقات نیم‌بند تهران و مسقط زیر سایه هشدارهای واشینگتن

در میدان دیپلماسی، گزارش‌ها حاکی از رایزنی‌های فشرده میان ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز است. “حسین محبی”، سخنگوی سپاه پاسداران، مدعی شده است که دو کشور پس از یک ماه مذاکره، بر سر سهم هر یک از آب‌های منطقه و درآمدهای حاصل از آن به توافق رسیده‌اند. او با لحنی تهاجمی تاکید کرد که “تنگه هرمز اکنون در اختیار جمهوری اسلامی است” و هیچ شناور نظامی “دشمن” بدون اجازه ایران حق عبور ندارد. با این حال، خبرگزاری رویترز به نقل از منابع ارشد ایرانی گزارش داد که این توافق هنوز نهایی نشده و مذاکرات فنی میان مسقط و تهران بر سر جزئیات “ایجاد یک گذرگاه موقت” و “پروژه مشترک مین‌روبی” همچنان ادامه دارد.

این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در موضعی کاملاً متضاد اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا تمامی مین‌های کار گذاشته شده در آب‌های بین‌المللی تنگه هرمز را جمع‌آوری یا منفجر کرده است. ترامپ با ارسال پیامی صریح به تهران هشدار داد که هرگونه تلاش مجدد برای مین‌گذاری با “پاسخی بی‌درنگ و نظام‌مند” روبرو خواهد شد و قایق‌های مین‌گذار هدف قرار خواهند گرفت.

این تضاد میان ادعای کنترل سپاه بر آبراه و مانور قدرت آمریکا در پاکسازی مین‌ها، نشان‌دهنده بن‌بست عمیق دیپلماتیک است. جمهوری اسلامی بازگشایی کامل تنگه را به لغو محاصره دریایی و آزادسازی دارایی‌های مسدود شده منوط کرده است؛ شرایطی که واشینگتن تاکنون از پذیرش آن‌ها سرباز زده است.

خبرگزاری رویترز به نقل از منابع ارشد ایرانی گزارش داد که این توافق هنوز نهایی نشده و مذاکرات فنی میان مسقط و تهران بر سر جزئیات “ایجاد یک گذرگاه موقت” و “پروژه مشترک مین‌روبی” همچنان ادامه دار

کارزار طرد اقتصادی؛ ابزار جدید کاخ سفید برای مهار درآمدهای نفتی تهران

همزمان با تنش‌های فیزیکی در هرمز، دولت آمریکا جبهه جدیدی را تحت عنوان کارزار “طرد اقتصادی” علیه جمهوری اسلامی گشوده است. این عملیات فراتر از تحریم‌های سنتی، مستقیماً شریان‌های درآمدی ایران از جمله دارایی‌های دیجیتال و شبکه‌های واسطه‌ای را هدف قرار می‌دهد. وزارت خزانه‌داری آمریکا اخیراً ۲۴ فرد و ۴۸ شرکت را به فهرست سیاه اضافه کرده است که هدف آن “انزوای کامل اقتصادی” تهران است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، تاکید کرد که تمرکز فعلی بر پنج بخش کلیدی شامل طلا، هوانوردی، کشتیرانی، فناوری و دارایی‌های دیجیتال است تا از هرگونه دور زدن تحریم‌ها جلوگیری شود.

در این میان، نقش چین به عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران به یک متغیر بحرانی تبدیل شده است. اگرچه واشینگتن تاکنون از تحریم بانک‌های بزرگ چینی خودداری کرده، اما مقامات آمریکایی هشدار داده‌اند که “هیچ‌کس فراتر از دسترس تحریم‌ها نیست” و صبر آمریکا در این زمینه رو به پایان است. جمهوری اسلامی در واکنش، این اقدامات را “قانون‌شکنی فاحش” توصیف کرده، اما واقعیت‌های اقتصادی نشان می‌دهد که فشارها به شدت تامین سوخت داخلی ایران را تحت تاثیر قرار داده است. سفر اضطراری نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر به تهران نیز در همین چارچوب ارزیابی می‌شود؛ تلاشی میانجی‌گرانه برای یافتن راهی جهت کاهش تنش‌ها و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی ایران در بحبوحه محاصره دریایی.

 نوسانات بازار جهانی؛ از سقوط قیمت‌ها تا بحران فرآورده‌های نفتی

بازار جهانی نفت در معاملات روزهای اخیر واکنش‌های متناقضی به این حوادث نشان داده است. بهای نفت خام برنت به محدوده ۸۷ دلار کاهش یافته است که نشان‌دهنده خوش‌بینی نسبی بازار به نتایج تحرکات دیپلماتیک در دوحه و مسقط است. معامله‌گران امیدوارند که بازگشایی احتمالی تنگه هرمز، اختلالات عرضه را جبران کند. با این حال، تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که “صرف ریسک جنگ” همچنان در قیمت‌ها لحاظ می‌شود و تا زمانی که تهدیدات ترانزیتی به طور کامل رفع نشود، بازار در وضعیت شکننده باقی خواهد ماند. گره‌خوردگی امنیت هرمز با پرونده هسته‌ای ایران، رسیدن به یک تفاهم پایدار را بسیار دشوار ساخته است.

فراتر از نفت خام، بازار فرآورده‌های نفتی نظیر گازوئیل و سوخت جت با بحران جدی‌تری روبروست. آسیب‌دیدگی پالایشگاه‌های خاورمیانه در جریان درگیری‌ها و تداوم حملات به تاسیسات روسیه، ذخایر سوخت‌های تقطیری را به پایین‌ترین سطح خود در سال‌های اخیر رسانده است. در ایالات متحده، ذخایر این سوخت‌ها با افت شدید مواجه شده که نشان‌دهنده یک کسری فیزیکی واقعی در بازار جهانی است. در مجموع، وضعیت فعلی تنگه هرمز را می‌توان یک “صلح مسلح” نامید؛ جایی که قیمت نفت میان امید به دیپلماسی و ترس از یک جرقه ناگهانی در آب‌های خلیج فارس در نوسان است. پیروزی در این نبرد، نه در میدان جنگ، بلکه در توانایی طرفین برای مدیریت این تعادل ظریف نهفته است.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم