تغییر موازنه در خلیج فارس؛ آیا «بهار نفت» جایگزین «زمستان اتمی» شده است؟

در حالی که تنش‌های نظامی میان ایالات متحده و ایران در خلیج فارس به نقطه‌ای بی‌سابقه رسیده، اظهارات اخیر مقامات ارشد دولت دونالد ترامپ نشان‌دهنده یک چرخش راهبردی در اولویت‌بندی‌های واشینگتن است؛ جایی که «تأمین امنیت انرژی و کاهش قیمت سوخت» بر «کنترل برنامه هسته‌ای ایران» پیشی گرفته است. این رویکرد در حالی مطرح می‌شود که مقامات سیاسی و نظامی ایران با رد ادعاهای واشینگتن، بر کنترل میدانی خود بر تنگه هرمز تأکید ورزیده و بازگشایی این آبراه را منوط به پذیرش شروطی سنگین از سوی آمریکا کرده‌اند. همزمان، هشدار کارشناسان و فعالان اقتصادی در داخل ایران نسبت به سقوط سطح معیشت مردم و تحمیل هزینه‌های میلیاردی بر بدنه اقتصاد در پی تداوم محاصره دریایی، ابعاد پیچیده‌تری به این بحران بخشیده است. این گزارش به بررسی این پارادوکس می‌پردازد که آیا واشینگتن در سایه فشارهای اقتصادی داخلی، از دکتورین مهار اتمی عدول کرده یا به دنبال ابزارهای جدیدی برای فرسایش تهران است؟

اولویت‌بندی جدید واشینگتن: بنزین ارزان‌تر از غنی‌سازی

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگویی صریح با شبکه فاکس‌نیوز، پرده از واقعیتی برداشت که نشان‌دهنده فشار افکار عمومی و ضرورت‌های انتخاباتی در داخل ایالات متحده است. او تأکید کرد که «هدف شماره یک» واشینگتن در حال حاضر، کاهش قیمت نفت و گاز برای شهروندان آمریکایی است و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، اکنون در جایگاه دوم اهمیت قرار گرفته است.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر نزدیک است و جمهوری‌خواهان به خوبی می‌دانند که تداوم قیمت‌های بالای سوخت می‌تواند به قیمت از دست دادن کرسی‌های قدرت تمام شود. ونس با اشاره به نوسانات بازار انرژی، تأکید کرده است که ابزارهای دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی واشینگتن اکنون بیش از هر زمان دیگری بر محور «تثبیت قیمت‌ها» متمرکز شده است. این سخنان نشان می‌دهد که دکترین «فشار حداکثری» ترامپ در نسخه جدید خود، بیش از آنکه به دنبال تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای باشد، بر مدیریت هزینه‌های معیشتی در داخل آمریکا تمرکز یافته است.

پارادوکس «دیوار فولادی» و قیمت نفت

در حالی که معاون رئیس‌جمهور بر ارزان کردن نفت تمرکز دارد، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، از تداوم راهبرد «دیوار فولادی» یا همان محاصره دریایی بنادر ایران سخن می‌گوید. هگست مدعی است که نیروی دریایی آمریکا قادر است به صورت نامحدود از ورود و خروج کالا و نفت از بنادر ایران جلوگیری کند.

این رویکرد دوگانه، یک پارادوکس بزرگ ایجاد کرده است: محاصره دریایی ایران و انسداد نسبی تنگه هرمز، به طور مستقیم بر عرضه جهانی نفت اثر گذاشته و مانع از کاهش چشمگیر قیمت‌ها می‌شود. داده‌های شرکت ردیابی نفت‌کش‌ها (کپلر) نشان می‌دهد که میزان تردد در تنگه هرمز از ۱۰۰ فروند در روز (پیش از درگیری‌ها) به حدود ۹ تا ۱۲ فروند کاهش یافته است. اگرچه واشینگتن مدعی کنترل کامل بر این آبراه است، اما تداوم حملات به نفت‌کش‌ها، از جمله حمله اخیر به دو کشتی متعلق به شرکت ملی نفت ابوظبی، نشان می‌دهد که امنیت کشتیرانی همچنان آسیب‌پذیر است.

پاسخ تهران؛ اصرار بر کنترل میدانی و شروط بازگشایی

در سمت مقابل، مقامات سیاسی و نظامی ایران تصویری متفاوت از صحنه نبرد ارائه می‌دهند. حسین طائب، رئیس سازمان بسیج، با رد ادعاهای آمریکا مبنی بر کنترل تنگه هرمز، تأکید کرده است که این آبراه «تحت مدیریت و کنترل جمهوری اسلامی ایران» قرار دارد. دریادار علی عظمایی، فرمانده نیروی دریایی سپاه نیز با تأکید بر اینکه «واقعیت در میدان است»، بر مسدود بودن تنگه و تسلط قاطع نیروهای ایرانی پافشاری می‌کند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز با اشاره به آنچه «خطای محاسباتی بزرگ آمریکا» نامیده، بر این نکته تأکید دارد که واشینگتن نتوانسته است پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک منطقه را درک کند. تهران برای بازگشایی تنگه هرمز فهرستی از شروط سنگین را مطرح کرده است که شامل لغو کامل محاصره، پایان تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و دریافت ۳۰۰ میلیارد دلار غرامت بابت خسارات جنگ است؛ شروطی که پذیرش آن‌ها برای دولت ترامپ در شرایط کنونی تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.

آثار اقتصادی بر داخل ایران؛ هشدار کارشناسان

فارغ از شعارهای سیاسی، گزارش‌های داخلی ایران نشان‌دهنده فشار سنگین اقتصادی ناشی از این محاصره دریایی است. مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، در اظهارنظری صریح هشدار داده است که تداوم این وضعیت، معیشت مردم را به «سطحی نازل» سقوط خواهد داد. به گفته وی، تغییر مسیر ترانزیت کالا از دریا به خشکی (از طریق چین) حدود ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی به اقتصاد ایران تحمیل می‌کند که در شرایط تورم بالا، می‌تواند پیامدهای اجتماعی ناگواری داشته باشد.

این هشدارها نشان‌دهنده آن است که راهبرد «صبر و انتظار» ترامپ و تمرکز بر «تورم عظیم» ایران، نقاط ضعف ساختاری اقتصاد این کشور را هدف گرفته است. ترامپ به صراحت گفته است که ترجیح می‌دهد به جای عملیات نظامی جدید، شاهد فروپاشی اقتصادی تهران تحت فشار تحریم‌ها و محاصره باشد.

انزوای اقتصادی بی‌سابقه؛ گام بعدی واشینگتن

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از رویکردی دوگانه سخن گفته است: فشار مالی فزاینده و محاصره فیزیکی بنادر. وی تهدید کرده است که هفته آینده مجازات‌های اقتصادی جدیدی اعمال خواهد شد که ایران را در معرض انزوایی قرار می‌دهد که «جهان تاکنون به خود ندیده است». این سخنان نشان می‌دهد که واشینگتن قصد دارد از اهرم انرژی به عنوان یک سلاح علیه تهران استفاده کند، به گونه‌ای که حتی در صورت عدم وقوع یک جنگ تمام‌عیار، شریان‌های حیاتی اقتصاد ایران قطع بماند.

عقب‌نشینی یا تغییر ابزار؟

آیا آمریکا از دکتورین نابودی برنامه هسته‌ای منصرف شده است؟ شواهد نشان می‌دهد که پاسخ منفی است، اما «اولویت‌ها» جابجا شده‌اند. دولت ترامپ دریافته است که جنگ نظامی مستقیم با ایران، قیمت نفت را به ارقامی خواهد رساند که اقتصاد جهانی و شانس پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات را با خطر جدی مواجه می‌کند.

بنابراین، واشینگتن به سمت «جنگ فرسایشی اقتصادی» حرکت کرده است. در این استراتژی، برنامه هسته‌ای ایران از طریق محاصره و خشکاندن منابع مالی کنترل می‌شود، در حالی که تمرکز اصلی بر باز نگه داشتن مسیرهای جایگزین انرژی و جلوگیری از جهش قیمت بنزین است.

در مقابل، ایران با آگاهی از این نقطه ضعف آمریکا (وابستگی به قیمت نفت)، از اهرم تنگه هرمز برای فشار متقابل استفاده می‌کند. بن‌بست کنونی در خلیج فارس، نبردی میان «تحمل اقتصادی ایران» و «صبر انتخاباتی آمریکا» است. تداوم محاصره دریایی از یک سو و اصرار تهران بر شروط خود از سوی دیگر، نشان می‌دهد که بحران نفت اکنون به متغیر اصلی در معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده و موضوع هسته‌ای، دست‌کم به طور موقت، به سایه رانده شده است.

در روزهای آتی، کلید حل این معما در گزارش‌های شرکت‌های ردیابی نفت‌کش‌ها و میزان موفقیت واشینگتن در اجرای «دیوار فولادی» بدون جهش قیمت نفت نهفته است. اگر قیمت نفت روند صعودی به خود بگیرد، فشار داخلی در آمریکا ممکن است ترامپ را به سمت یک توافق سریع یا یک تقابل نظامی پیش‌دستانه سوق دهد؛ اما فعلاً، «بنزین ارزان» فرمانده اصلی میدان در سیاست خارجی ایالات متحده است.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم