نشست خبری اخیر اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، بیش از آنکه یک نشست روتین دیپلماتیک باشد، نمایی از پیچیدگیهای فزاینده در روابط منطقهای و بینالمللی تهران را به نمایش گذاشت. اظهارات بقایی در حالی ایراد شد که سایه تنشهای نظامی با اسرائیل و بنبست در مذاکرات هستهای، بیش از هر زمان دیگری بر سیاست خارجی ایران سنگینی میکند. در این میان، اصطکاک کلامی با ترکیه و تداوم اتهامزنی به کشورهای اروپایی و آمریکا، محورهای اصلی این نشست را تشکیل میدادند.

تنش در جبهه دوستان؛ وقتی آنکارا تهران را با تلآویو مقایسه میکند
شاید غیرمنتظرهترین بخش اظهارات بقایی، واکنش تند و در عین حال توأم با حیرت به سخنان هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه بود. فیدان اخیراً در گفتگو با یک رسانه اماراتی، سیاستهای منطقهای ایران و استفاده از نیروهای نیابتی را با اشغالگری اسرائیل تحت بهانه «امنیت پیشدستانه» مقایسه کرده بود.
بقایی با رد صریح این تشبیه، آن را «نادست» و «عجیب» توصیف کرد. مقامهای تهران که همواره بر «عمق راهبردی» و «نیروهای مقاومت» به عنوان متحدان ایدئولوژیک خود تاکید دارند، اکنون با چالشی از سوی یک همسایه کلیدی روبرو شدهاند که این نیروها را همردیف با رفتارهای اسرائیل میبیند. بقایی در این باره گفت: «دوستان ترکیه ما باید توضیح دهند چگونه به این مقایسه رسیدهاند.» این گلایه دیپلماتیک نشاندهنده شکافی در تحلیلهای دو کشور نسبت به بحرانهای خاورمیانه است؛ شکافی که با وجود روابط اقتصادی گسترده، در مسائل امنیتی سوریه، عراق و لبنان بیش از پیش نمایان میشود.

پرونده گرهخورده تفاهمنامهها؛ اتهام «نقض عهد» علیه واشینگتن
بخش بزرگی از سخنان سخنگوی وزارت خارجه به وضعیت تفاهمنامههای بینالمللی اختصاص داشت. بقایی با اشاره به یک «لینک تفاهمنامه ۱۴ بندی»، آمریکا را به پاره کردن این توافق در مراحل اولیه متهم کرد. تمرکز اصلی او بر «بند پنجم» این تفاهمنامه بود که به نظر میرسد به مسائل امنیتی و حقوقی در خلیج فارس و تنگه هرمز اختصاص دارد.
او با دفاع از عملکرد ایران، مدعی شد که واشینگتن حتی اجازه نداده است بازههای زمانی پیشبینی شده در این تفاهم طی شود. از منظر تهران، ایالات متحده با «بدعهدی»، فرصتهای دیپلماتیک برای کاهش تنش در آبراههای استراتژیک را از بین برده است. این رویکرد بقایی نشاندهنده تداوم استراتژی «مقصرانگاری غرب» در شکست پروژههای دیپلماتیک است که سالهاست بر ادبیات سیاسی وزارت خارجه ایران حاکم است.

تنگه هرمز؛ میدان مین دیپلماتیک و حقوقی
موضوع امنیت دریانوردی در تنگه هرمز و دریای عمان، از دیگر سرفصلهای مهم این نشست بود. بقایی با اشاره به حقوق ایران به عنوان کشور دارنده بیشترین مرز آبی در این منطقه، بر حق حاکمیت تاران تاکید کرد. نکته حائز اهمیت در سخنان او، انتقاد از شیوههای فنی دریانوردی کشتیهای آمریکایی و برخی متحدان منطقهایاش بود.
بقایی مدعی شد که این کشتیها با خاموش کردن رادارهای خود (AIS)، ریسک تصادم دریایی و فجایع زیستمحیطی را افزایش میدهند. او این اقدام را نه یک مسئله فنی، بلکه یک نقض آگاهانه «بند پنجم تفاهمنامه» توصیف کرد. این اظهارات نشان میدهد که تنگه هرمز همچنان به عنوان اصلیترین اهرم فشار و ابزار چانهزنی ایران در برابر فشارهای بینالمللی باقی مانده است.

اروپا در بنبست؛ پایان نقش سازنده؟
سخنگوی وزارت خارجه ایران در ادامه به بیانیههای اخیر سه کشور اروپایی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) تاخت. او رویکرد اروپا را غیرقابل قبول و یکجانبه خواند و مدعی شد که این کشورها به دلیل آنچه او «عادت به تبعیت از آمریکا» نامید، توانایی ایفای نقش مستقل و سازنده در بحرانهای منطقه را از دست دادهاند.
این بخش از سخنان بقایی نشاندهنده یأس تهران از میانجیگری اروپاییهاست. در حالی که در دورههای گذشته، پاریس یا برلین تلاش میکردند پلی میان تهران و واشینگتن باشند، اکنون به نظر میرسد تریبون دیپلماسی ایران، اروپا را بخشی از مشکل میبیند، نه بخشی از راه حل.

هشدار به همسایگان؛ جغرافیای نبرد
در نهایت، بقایی پیامی صریح و هشدارآمیز برای کشورهای همسایه داشت. او با بیان اینکه ایران هرگز آغازگر حمله به هیچ کشوری نبوده، تاکید کرد که این قاعده در صورت استفاده از خاک این کشورها علیه ایران، تغییر خواهد کرد.
این هشدار که در ادبیات سیاسی به عنوان «بازدارندگی فعال» شناخته میشود، مستقیماً کشورهایی را هدف قرار داده است که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند. بقایی به صراحت گفت: «هر نقطهای از هر کشوری که برای تجاوز علیه ایران به کار گرفته شود، هدف واکنش دفاعی قرار خواهد گرفت.» این سخنان نشاندهنده حساسیت بالای تهران نسبت به همکاریهای احتمالی امنیتی-دفاعی کشورهای عرب منطقه با اسرائیل و آمریکا در تقابل احتمالی آینده است.
دیپلماسی در وضعیت آمادهباش
اظهارات اخیر اسماعیل بقایی را میتوان سندی بر انزوای انتخابی یا ایستادگی سختسرانه دیپلماسی ایران در شرایط فعلی دانست. تهران از یک سو با دوستان منطقهای خود (ترکیه) دچار سوءتفاهمهای جدی در تعریف «تروریسم» و «نیروهای نیابتی» شده و از سوی دیگر، تمام پلهای بازگشت به توافقات پیشین با غرب را در حال تخریب میبیند.
تاکید بر استفاده از ابزارهای حقوقی برای پیگیری آنچه «جنایات اسرائیل و آمریکا» خوانده شد، نشاندهنده تمایل ایران برای انتقال بخشی از درگیریها به زمین مجامع بینالمللی است، هرچند که در عمل، لحن تهدیدآمیز درباره تنگه هرمز و واکنش به همسایگان، بر جنبههای حقوقی نشست سایه افکنده بود. گزارشهای آتی از واکنش آنکارا و پایتختهای اروپایی نشان خواهد داد که آیا این «زبان هشدار» فضای تنفس بیشتری برای تهران ایجاد خواهد کرد یا بر پیچیدگیهای کنونی خواهد افزود.
- انسداد بیسابقه شریان مالی رژیم ایران؛ موفقیت محاصره دریایی آمریکا در توقف هفتهفتهای صادرات نفت
- انسداد در شریانهای مالی نظام سلامت؛ وقتی بیمهها «بدهکار» و پزشکان «تأمینکننده» میشوند
- بازگشت ایران و آمریکا به مدار جنگ؛ حملات کوبنده ارتش آمریکا به زیرساختهای نظامی سپاه پاسداران
- دیپلماسی در بیشکک؛ تلاش ایران برای تثبیت جایگاه در نظم نوین منطقهای
- تنش بیسابقه میان تهران و واشینگتن؛ از تهدید به مصادره اموال شخصی فرماندهان سپاه تا هشدار به پاسخ نظامی در خلیج فارس
