گزارشی از بحران صیادی در جنوب ایران در میانه درگیری‌های نظامی

«دریا خطرناک است، اما گرسنگی از موشک خطرناک‌تر است.» این جمله‌ای است که این روزها در بنادر و اسکله‌های جنوب ایران، از چابهار تا آبادان، به ترجیع‌بند گفت‌وگوهای مردمی تبدیل شده که حیاتشان به آب‌های متلاطم گره خورده است. در حالی که از ۲۰ تیرماه سال جاری با تشدید درگیری‌های نظامی و هدف قرار گرفتن بنادر و شناورها در استان‌های هرمزگان، خوزستان و سیستان و بلوچستان، نگاه رسانه‌ها به نوار ساحلی جنوب جلب شده، اما تحلیل واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که بحران معیشتی صیادان، ریشه‌هایی عمیق‌تر از تبادل آتش میان نیروهای نظامی دارد. این گزارش به بررسی وضعیت صیادان در میانه جنگ و مقایسه انتقادی آن با چالش‌های ساختاری پیش از درگیری‌ها می‌پردازد.

جنگ؛ زخمی جدید بر پیکره‌ای رنجور

گزارش‌های رسمی حاکی از آن است که از زمان آغاز درگیری‌ها در ۹ اسفند ۱۴۰۴، جامعه صیادی و کارگری جنوب در خط مقدم آسیب‌ها بوده‌اند. عادل شهرزاد، معاون اقتصادی استانداری هرمزگان، اخیراً تایید کرد که در جریان درگیری‌های ۴۰ روزه، حدود ۴۰۰ شناور صیادی و تجاری مردم هرمزگان که عمدتاً در اسکله‌ها متوقف بوده یا مشغول فعالیت روزمره بودند، آسیب دیده‌اند.

اما ابعاد انسانی این درگیری‌ها فراتر از خسارات تجهیزاتی است. در چابهار، سلیمان آراهیش، مدیرعامل تعاونی صیادان، از مفقود شدن ۱۷ ملوان و صیاد خبر می‌دهد. به گفته او، یک لنج صیادی پس از هدف قرار گرفتن توسط ناوهای آمریکایی در آب‌های عمان، به همراه تمامی خدمه خود مفقود شده و با وجود پیگیری‌های وزارت امور خارجه و سازمان شیلات، هنوز سرنوشت آنان در ابهام مطلق است. این حادثه در کنار کشته شدن صیادان بر اثر اصابت ترکش در نخستین روزهای درگیری، نشان‌دهنده ریسک بالای جانی برای قشری است که بدون داشتن پوشش‌های حمایتی خاص، ناچار به ادامه کار هستند.

کنتراست روایت‌ها: امنیت غذایی یا سفره‌های خالی؟

در حالی که مسعود بارانی، مدیرکل شیلات هرمزگان، از تداوم بی‌وقفه فعالیت‌های صیادی و نقش صیادان در «امنیت غذایی» و «اقتدار ملی» سخن می‌گوید، آمارهای معیشتی روایت دیگری را بازگو می‌کنند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که درآمد میانگین یک ملوان ساده در جنوب، حتی در ماه‌هایی که صید رونق دارد، به ندرت از مرز ۲۰ میلیون تومان فراتر می‌رود؛ رقمی که با توجه به تورم جاری و نرخ هزینه‌های زندگی، زیر خط فقر برآورد می‌شود.

بسیاری از صیادان معتقدند که نگاه مسئولان به این حرفه، نگاهی «ابزاری» در زمان بحران است. در حالی که از آن‌ها به عنوان «چشمان بیدار نظام در دریا» یاد می‌شود، مطالبات صنفی آنان از جمله «تبدیل وضعیت» کارگران پیمانی در بخش‌های صنعتی مرتبط و تأمین بیمه پایدار، سال‌هاست در پیچ و خم‌های اداری متوقف مانده است.

بحران سوخت؛ تراز منفی در قایق‌های صیادی

یکی از اصلی‌ترین چالش‌های صیادان که در دوران جنگ تشدید شده، مسئله سوخت است. فرمول‌های تخصیص سوخت یارانه‌ای که بر اساس معیارهای سازمان شیلات و فائو (FAO) تعیین شده، تنها کفاف ۱۰ تا ۱۵ روز فعالیت در ماه را می‌دهد. صیادان قایق‌دار ناچارند برای مابقی روزها، سوخت را از بازار آزاد با قیمت‌های گزاف (هر گالن ۲۰ لیتری بین ۲.۵ تا ۳ میلیون تومان) تهیه کنند.

این ناترازی مالی به جایی رسیده است که در بسیاری از موارد، هزینه سوخت مصرفی برای یک روز صیادی از ارزش کل صید آن روز فراتر می‌رود. با این حال، فقدان فرصت‌های شغلی جایگزین در استان‌های محروم مرزی، صیادان را مجبور به ادامه‌ی این «قمار بازنده» کرده است.

خوزستان؛ بن‌بست مجوزها و پیر شدن ذخایر

در شمال خلیج فارس، وضعیت به گونه‌ای دیگر بحرانی است. غلام‌رضا دهقانی، مدیرعامل تعاونی صیادی ایرانیان آبادان، معتقد است که اگرچه در خوزستان آسیب‌های نظامی مستقیم کمتر بوده، اما «تروریسم اداری» و محدودیت‌های ساختاری، صیادی بومی را به بن‌بست کشانده است.

توقف صدور مجوزهای جدید صیادی توسط سازمان شیلات به بهانه تکمیل ظرفیت دریا، نسل جوان ساحل‌نشین را در وضعیت غیرقانونی قرار داده است. این جوانان که پیشه آبا و اجدادی‌شان صیادی است، بدون مجوز به دریا می‌روند، از سهمیه سوخت محروم‌اند و مدام در خطر برخورد قضایی یا مرزبانی قرار دارند. دهقانی اشاره می‌کند که تراکم شناورها در صیدگاه‌های محدود خوزستان در مقایسه با استانی مانند بوشهر، فشار مضاعفی بر ذخایر آبزیان وارد کرده و درآمد ملوانان را به محدوده ۱۸ میلیون تومان در ماه تقلیل داده است؛ رقمی که حتی از حداقل دستمزد مصوب قانون کار نیز کمتر است.

صنایع همجوار؛ از تولید تا بیکاری پنهان

بحران جنوب تنها به صیادان محدود نمی‌شود. کارگران صنایع پتروشیمی ماهشهر، بندر امام و عسلویه نیز که در ماه‌های اخیر زیر سایه تهدیدات موشکی چرخ اقتصاد را چرخاندند، اکنون با پیامدهای اقتصادی حملات دست و پنجه نرم می‌کنند. کاهش ظرفیت تولید به ۳۰ درصد در برخی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده، به معنای حذف اضافه‌کارها و مزایایی است که معیشت کارگران ارکان ثالث و پیمانی به آن وابسته بود. این وضعیت، لایه‌های جدیدی از نارضایتی را در مناطقی ایجاد کرده که پیش از جنگ نیز با چالش‌های زیست‌محیطی و تبعیض‌های رفاهی روبرو بودند.

ضرورت تغییر پارادایم حمایتی

بررسی وضعیت صیادان جنوب نشان می‌دهد که جنگ تنها «کاتالیزوری» برای نمایان شدن بحران‌های انباشته‌شده‌ی دهه‌های اخیر بوده است. صیادان و ملوانان جنوب ایران، هم پیش از جنگ و هم در میانه آن، با سه ضلع یک مثلث بحران روبرو بوده‌اند: «استثمار ساختاری در نظام توزیع درآمد»، «بی‌توجهی به بازسازی ذخایر دریایی» و «فقدان امنیت شغلی و جانی».

اگرچه مقامات دولتی با وعده بازسازی شناورها و تسهیل امور شیلاتی سعی در آرام کردن فضا دارند، اما به نظر می‌رسد راهکار پایدار نه در اقدامات مقطعی و شعاری، بلکه در اصلاح بنیادین سیاست‌های حمایتی نهفته است. شفاف‌سازی سرنوشت ملوانان مفقودالاثر، واقعی‌سازی سهمیه‌های سوخت بر اساس پیمایش واقعی، صدور مجوزهای قانونی برای بومیان و پایان دادن به قراردادهای استثماری پیمانکاری، حداقل انتظاراتی است که جامعه کارگری و صیادی جنوب در ازای ایستادگی خود در این شرایط جنگی دارند.

واقعیت این است که برای صیاد جنوب، امنیت تنها به معنای نبود موشک در آسمان نیست؛ امنیت یعنی سفره‌ای که به واسطه بنزین آزاد و نبود بیمه، خالی نماند. بدون حل این بحران‌های ساختاری، حتی با پایان یافتن درگیری‌های نظامی، «جنگ معیشتی» در سواحل جنوب همچنان قربانی خواهد گرفت.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم