اظهارات اخیر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، درباره نحوه مواجهه حاکمیت ایران با اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، توجه محافل رسانهای و کارشناسی را به ابعاد فنی، امنیتی و ژئوپلیتیک حکمرانی سایبری جلب کرده است. پوتین در جریان بازدید از یک نمایشگاه در مسکو—همزمان با حضور مقامات عالیرتبه ایرانی در حاشیه نشست کشورهای صادرکننده گاز—با ادبیاتی کمسابقه مدعی شد که بستر اصلی اعتراضات خیابانی سال گذشته در تهران شبکههای اجتماعی غیربومی بودند و مسئولان جمهوری اسلامی در مواجهه با آن، به دلیل فقدان مدیریت و تسلط، «ناچار شدند همهچیز را قطع کنند.»
این موضعگیری که بازتاب گستردهای در خبرگزاریهای بینالمللی نظیر «اینترفکس» و رسانههای داخلی ایران از جمله خبرگزاریهای «تسنیم» و پایگاه اطلاعرسانی «جماران» داشت، نه صرفاً یک تحلیل مقطعی از بحرانهای داخلی ایران، بلکه مانیفست امنیتی کرملین در حوزه «حاکمیت سایبری» به شمار میرود؛ رویکردی که چالشهای بنیادین مدیریت بحران و شکافهای ارتباطی در ایران را زیر ذرهبین قرار میدهد.

تقلیل بحران ساختاری به نبرد الگوریتمها
رئیسجمهور روسیه اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را پدیدهای توصیف کرده که «تا حد زیادی از طریق شبکههای اجتماعی آغاز شد؛ شبکههایی که مقامهای ایرانی نه آنها را مدیریت میکردند و نه تحت کنترل داشتند». به ادعای پوتین، «تنها کاری که مقامهای ایرانی میتوانستند انجام دهند، قطع کردن همهچیز بود».
پوتین: اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ایران تا حد زیادی از طریق شبکههای اجتماعی آغاز شد … تنها کاری که مقامهای ایرانی میتوانستند انجام دهند، قطع کردن همهچیز بود
از منظر تحلیل ارتباطات و جامعهشناسی سیاسی، این گزاره پوتین بیش از آنکه واقعیتهای میدانی جامعه ایران را بازنمایی کند، تقلیلدهنده بحران است. واقعیتهای ثبتشده در دیماه ۱۴۰۴ گواهی میدهند که جرقه اولیه ناآرامیها از انباشت مطالبات اقتصادی، تورم ساختاری و نارضایتی معیشتی زده شد. بررسی ادبیات رسانهها و چهرههای سیاسی داخل کشور در آن مقطع نیز نشان میدهد که شبکههای اجتماعی ابزار «انعکاس» و «همافزایی» پیام بودند، نه علت ایجادی آن.
تقلیل یک جنبش اعتراضی با مطالبات عینی اقتصادی به عملیات سازمانیافته در پلتفرمهای مجازی، رویکرد آشنای دستگاههای امنیتی در شرق اروپاست؛ رویکردی که تلاش میکند با تمرکز بر مجرای ارتباطی، زمینههای مادی و عینی بحران را به حاشیه براند. با این حال، تصمیم مراجع تصمیمگیر در تهران در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ مبنی بر اعمال محدودیت کامل و انسداد اینترنت بینالملل، موید نکتهای بود که پوتین بدان اشاره کرد: ضعف مفرط در مواجهه نرم با بحران و پناه بردن به ابزار قطع فیزیکی شبکه به عنوان سادهترین و در عین حال پرهزینهترین راهکار.
طبق آمارهای رسمی که نهادهای مسئول در داخل ایران منتشر کردند، ۳۱۱۷ تن در جریان این ناآرامیها جان باختند؛ آماری که البته نهادهای مدنی آن را بسیار پایینتر از تلفات واقعی تخمین میزنند. این ابعاد خسارت انسانی و تنش اجتماعی نشان میدهد قطع دسترسی عمومی به شبکه جهانی نتوانست مانع اصطکاک شدید در کف خیابان شود، بلکه با مسدودسازی مجاری رسمی اطلاعرسانی، به تشدید بیاعتمادی و افزایش تلفات دامن زد.

الگوی روسیِ حاکمیت سایبری و انفعال تهران
بخش تأملبرانگیز سخنان پوتین، الصاق مفهوم «حاکمیت ملی» به قطع اینترنت است. او در حالی گفت «من نمیگویم قطع کردن شبکهها ضروری بود»، که در ادامه مدعی شد تنها سه کشور «روسیه، آمریکا و چین» از مجموعه کاملی از توانمندیهای مستقل فناورانه بهرهمند هستند و کشورهایی مانند ایران یا حتی فرانسه، فاقد تسلط لازم بر محیطهای دادهای خود هستند.
پوتین: تنها سه کشور روسیه، آمریکا و چین از مجموعه کاملی از توانمندیهای مستقل فناورانه بهرهمند هستند و کشورهایی مانند ایران یا حتی فرانسه، فاقد تسلط لازم بر محیطهای دادهای خود هستند
بررسی تطبیقی سیاستهای تهران و مسکو نشاندهنده یک تفاوت ماهوی در بازتعریف «حکمرانی دیجیتال» است: روسیه طی سالهای اخیر با پیادهسازی قانون موسوم به «اینترنت مستقل» (Runet) و واگذاری اختیارات گسترده به سرویس امنیت فدرال (FSB)، زیرساختی موازی طراحی کرده که بتواند بدون نیاز به خاموشی کامل ارتباطات، ارتباط با ترافیک جهانی را با حداقل اصطکاک در خدمات عمومی قطع کند. طبق گزارش نهادهای رصدگر ارتباطات مانند «خانه آزادی»، مسکو از زمان تشدید تنشهای ژئوپلیتیک با غرب، سانسور سازمانیافته، محدودسازی گسترده فیلترشکنها و ایجاد خدمات دیجیتال جایگزین را به شکلی پیش برده که اقتصاد دیجیتال کشور متوقف نشود.
در مقابل، تجربه ایران در سالهای اخیر و به ویژه دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که پروژه «شبکه ملی اطلاعات» علیرغم صرف اعتبارات سنگین، در زمان بحرانهای واقعی به جای تفکیک هوشمندانه خدمات، به انسداد کور و قطع کامل منجر میشود. کارشناسان فناوری در داخل کشور همواره هشدار دادهاند که سیاست انسداد سراسری اینترنت، بزرگترین ضربه را به کسبوکارهای بومی، خدمات درمانی و مبادلات مالی وارد کرده و نارضایتی قشر خاموش را مضاعف میکند. بنابراین، آنچه پوتین آن را «اعمال حاکمیت» تعبیر میکند، در منظر کارشناسان مستقل داخلی، بازتاب «انفعال فنی و بحران کارآمدی» در مدیریت فضای تبادل دادههاست.

مثلث فناوری و ژئوپلیتیک اختلال
سخنان پوتین در حاشیه تعاملات نزدیک میان مسکو و تهران حائز اهمیت مضاعف است. همکاریهای امنیتی دو کشور طی سالیان اخیر به حوزه فناوری و سایبرنتیک نیز سرایت کرده است. پس از گزارشهای مرتبط با مختلسازی ارسال امواج اینترنت ماهوارهای در زمستان ۱۴۰۴—که برخی سازمانهای ناظر نظیر «آرتیکل۱۹» آن را متأثر از تجهیزات راداری و جنگ الکترونیک روسی توصیف کردند—این گمانه بیش از پیش تقویت شد که تهران تلاش دارد کاستیهای فنی خود در کنترل امواج خارج از مرزها را از طریق الگوبرداری و خرید تجهیزات از محور مسکو–پکن جبران کند.
تأکید پوتین بر اینکه شبکههای اجتماعی غیربومی عاملی مخل در ثبات سیاسی کشورهای غیرغربی هستند، آشکارا به معنای ترغیب تهران به پیروی از مدل توسعه فناوری کنترلمحور روسی است؛ مدلی که امنیت ملی را در انزوای دیجیتال جستوجو میکند.

بنبست قطع همهچیز
اذعان صریح یک متحد استراتژیک جمهوری اسلامی به اینکه «مقامهای ایرانی ناچار شدند همهچیز را قطع کنند»، گزارهای مهم در ارزیابی سیاستگذاری ارتباطات در کشور است. این سخن، توهم مدیریتپذیری افکار عمومی با ابزار فیلترینگ سنتی را بیاعتبار میسازد و نشان میدهد سیاستهای سلبیِ یک دهه گذشته، نه تنها منجر به ایجاد جایگزینهای مقبول اجتماعی نشده، بلکه در بزنگاههای حساس، هزینه تصمیمگیری را به اوج رسانده است.
تجربه دیماه ۱۴۰۴ نشان داد ریشههای ناآرامی در ناترازیهای اقتصادی، گسست میان جامعه و نظام تصمیمگیری و بحران معیشت قرار دارد. تمرکز افراطی بر «فضای مجازی» به عنوان مقصر اصلی رخدادها، انحراف از درک واقعیت است. همانطور که انجماد ترافیک شبکه نتوانست خلاء سرمایه اجتماعی را پر کند، حرکت به سمت الگوهای روسی و بستهتر کردن چرخه اطلاعرسانی نیز، فراتر از هزینههای سرسامآور اقتصادی برای توسعه کشور، توان حل ریشهای تعارضات اجتماعی را نخواهد داشت.
- تصاعد احکام اعدام و نقض حقوق اقلیتها؛ موج تازه سرکوب در ایران
- تلاشهای دیپلماتیک در اقلیم کردستان برای راهاندازی میز مذاکره میان تهران و احزاب مخالف کُرد
- از ادعای انتظار ۲۷ ساله تا برآورد ۱۰۴ ساله مسکن؛ واقعیتهای معیشتی مزدبگیران در ترازوی آمار
- دیپلماسی بیانیهها و ژئوپلیتیک منافع؛ پیامدهای ورود کانادا به مناقشه جزایر سهگانه خلیج فارس
- مخمصه راهبردی در خلیج فارس؛ آیا درگیری ایران و آمریکا به سوی جنگی فرسایشی میرود؟
