نشست خبری اخیر «اسماعیل بقایی»، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، فراتر از یک روال اداری معمول، ترسیمگر فضای تیرهوتاری است که بر روابط بینالملل ایران سایه افکنده است. اظهارات وی در حالی مطرح شد که ایران با مجموعهای از بحرانهای همزمان دستوپنجه نرم میکند؛ از شکست توافقهای کوتاهمدت با ایالات متحده گرفته تا تنشهای کمسابقه با همسایگان و مداخله در جبهههای دورتر همچون منازعه اوکراین. این گزارش به تحلیل محورهای کلیدی سخنان بقایی و بازخوانی رویکرد انتقادی-تحلیلی دستگاه دیپلماسی در مواجهه با این بنبستها میپردازد.

فروپاشی یادداشت تفاهم؛ پایان ماه عسل کوتاه با واشینگتن
یکی از مهمترین بخشهای سخنان بقایی، اعتراف صریح به فروپاشی «یادداشت تفاهم» میان ایران و آمریکا بود. این توافق که با میانجیگری قطر و پاکستان حاصل شده بود، قرار بود مسیری برای کاهش تنشها باز کند. اما طبق گفتههای بقایی، ایالات متحده تنها ۲۲ روز پس از امضای آن، با آغاز حملات گسترده، عملاً کل سازوکار آن را نقض کرده است.
نکته قابل تامل در اینجا، روایت تهران از «نقض یکجانبه» است. سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به بند ۵ این تفاهمنامه که بر عبور ایمن کشتیهای تجاری تاکید داشت، مدعی شد که واشینگتن پیش از پایان مهلت ۳۰ روزه ایران برای رفع موانع فنی، با استفاده از حوادث مشکوک دریایی، عملیات نظامی خود را آغاز کرد. این وضعیت نشان میدهد که اعتماد حداقلی ایجاد شده در مسیر دیپلماسی پنهان، اکنون به صفر بازگشته و تهران بار دیگر بر طبل «دفاع تا زمان اقتضای منافع» میکوبد.

تنگه هرمز؛ اهرم فشار یا گرهگاه استراتژیک؟
بقایی در پاسخ به پرسشهای متعدد پیرامون انسداد تنگه هرمز، بر دو نکته کلیدی پافشاری کرد: نخست اینکه این تنگه به دلیل آنچه او «تجاوزات آمریکا» خواند، کماکان بسته است و دوم اینکه ایران در حال مذاکره با عمان برای تدوین سازوکارهای جدید کشتیرانی است.
تحلیل این موضع نشاندهنده یک تغییر تاکتیکی است؛ تهران تلاش میکند با تفکیک میان «کشورهای ساحلی» (ایران و عمان) و «نیروهای فرامنطقهای»، مدیریت امنیت خلیج فارس را کاملاً بومی جلوه دهد. با این حال، اتهام بقایی به برخی کشورهای منطقه مبنی بر «منحرف کردن کشتیها به مسیرهای ناامن جنوبی» و استفاده از کشتیهای تجاری برای انتقال تجهیزات نظامی، نشان از عمق اختلاف میان تهران و پایتختهای حاشیه جنوبی خلیج فارس دارد.

روابط با همسایگان؛ دیپلماسی در سایه اتهام
بخش تند و انتقادی سخنان بقایی متوجه کشورهای منطقه بود. وی با صراحتی کمسابقه، کشورهایی چون کویت، اردن و اعضای شورای همکاری خلیج فارس را به «همدستی با متجاوز» متهم کرد.
اگرچه او مدعی شد که ایران «هیچ خصومتی با کشورهای منطقه ندارد»، اما تاکید بر اینکه «قلمرو این کشورها در اختیار طرف متجاوز قرار گرفته»، نشاندهنده یک بحران جدی در سیاست «حسن همجواری» است. به نظر میرسد دستگاه دیپلماسی ایران به این جمعبندی رسیده است که کشورهای عرب منطقه، علیرغم لفاظیهای دیپلماتیک، در عمل بخشی از ساختار نظامی-امنیتی ایالات متحده علیه تهران شدهاند. این نگاه بدبینانه میتواند در بلندمدت، دستاوردهای تنشزدایی سالهای اخیر (مانند توافق پکن با عربستان) را با تهدید جدی مواجه کند.

جبهههای جدید: از اوکراین تا بلغارستان
بخش دیگری از سخنان سخنگو، به تهدیدات صریح علیه دولت اوکراین اختصاص داشت. بقایی با تشبیه رفتار ولودیمیر زلنسکی به «آنارشیستهای پیش از جنگ جهانی اول»، هشدار داد که حمله به شناور ایرانی در دریای خزر بیپاسخ نخواهد ماند.
استفاده از ادبیات تهدیدآمیز مبنی بر اینکه «بزرگترهای زلنسکی باید او را کنترل کنند»، نشاندهنده کلاف سردرگمی است که ایران در آن گرفتار شده؛ از یک سو مدعی عدم مداخله در جنگ اوکراین است و از سوی دیگر، پیامدهای این جنگ را در نزدیکی مرزهای خود (دریای خزر) حس میکند. همچنین، انتقاد از بلغارستان بابت میزبانی از هواپیماهای سوخترسان آمریکایی، نشان میدهد که تهران شعاع رصد امنیتی خود را تا شرق اروپا گسترش داده است.
چالشهای داخلی؛ وزارت خارجه زیر تیغ انتقاد
یکی از نکات حائز اهمیت این نشست، دفاع بقایی از عباس عراقچی و مجموعه وزارت خارجه در برابر منتقدان داخلی بود. در داخل ایران، جریانی از منتقدان معتقدند که تیم دیپلماسی با پذیرش یادداشت تفاهم، «تنگه هرمز را داده و هیچ نگرفته است.»
پاسخ بقایی مبنی بر اینکه «هر تصمیمی محصول اجماع در نهادهای بالادستی بوده»، تلاش برای مصونسازی وزارت خارجه از برچسب «خودسری» است. این بخش از سخنان وی تایید میکند که سیاست خارجی ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری تحت فشار سنگین افکار عمومی داخلی و جناحهای سیاسی است که دیپلماسی را ابزاری ناکارآمد در برابر «بدعهدی آمریکا» میبینند.

حقوق بشر و استانداردهای دوگانه؛ ابزار جدال کلامی
بقایی با به چالش کشیدن «کایا کالاس» (مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا) و دولت فرانسه، سعی کرد موازنه حقوق بشری را تغییر دهد. او با اشاره به کشتهشدگان میناب و زائران شلمچه، از قربانیان ایرانی به عنوان «جامعه مدنی واقعی» یاد کرد که نادیده گرفته میشوند. این رویکرد اگرچه در ادبیات رسمی ایران مسبوق به سابقه است، اما نشاندهنده انسداد گفتمانی کامل میان تهران و بروکسل است؛ جایی که حقوق بشر دیگر نه یک موضوع برای گفتگو، بلکه سنگری برای حملات متقابل سیاسی شده است.
گزارش نشست خبری اسماعیل بقایی تصویری از دولتی را ارائه میدهد که خود را در محاصره «مثلث شر» (آمریکا، رژیم صهیونیستی و اوکراین) و «همسایگان غیرقابل اعتماد» میبیند. راهبرد فعلی تهران بر مبنای «دفاع فعال» و «دیپلماسی مشروط» استوار شده است.
با این حال، واقعیتهای میدانی نشان میدهند که شکاف میان «ادعاهای دیپلماتیک» و «ضرورتهای امنیتی» در حال عمیقتر شدن است. تهران از یک سو بر حق خود در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و امنیت ناوبری تاکید میکند و از سوی دیگر، با انسداد مسیرهای بینالمللی و تهدید متقابل، در پی ایجاد توازن قواست. آنچه از میان کلمات بقایی به وضوح شنیده میشود، این است: تهران دیگر به هیچ توافق کتبی با واشینگتن اعتماد ندارد و امنیت خود را نه در راهروهای سازمان ملل، بلکه در «میدان» و از طریق سازوکارهای دوجانبه با متحدانی همچون عمان جستجو میکند. این وضعیت، منطقه را در حالتی از «تعلیق مسلحانه» قرار داده است که هر جرقهای در آن میتواند به انفجاری غیرقابل کنترل منجر شود.
- از خیابان تا بیمارستان؛ ابعاد جنایت، پنهانکاری و سرکوب ساختاری در دی ۱۴۰۴
- تشدید تنش حوثیها تا مکه رسید؛ عربستان از «خط قرمز» سخن گفت
- سقوط قدرت خرید و تعمیق بحران معیشت؛ شکاف سهبرابری حداقل دستمزد و سبد هزینههای خانوار
- دیپلماسی در سایه تنش؛ مرزهای عملگرایی پکن در شراکت راهبردی با تهران
- افول اهرم راهبردی رژیم در تنگه هرمز؛ ماجراجوییهای پرهزینه تهران در برابر رونق صادرات نفت آمریکا
