معمای انرژی در ایران؛ بهای پنهان ناترازی گاز، مازوت‌سوزی و پیامدهای چرخش به‌سوی روسیه

تشدید بی‌سابقه ناترازی گاز در ایران و رسیدن کسری ساختاری به مرز ۱۰۰ میلیارد مترمکعب در سال، دومین دارنده ذخایر بزرگ گازی جهان را با پارادوکسی کم‌سابقه مواجه کرده است: در حالی که صنایع مادر کشور نظیر فولاد و پتروشیمی زیر بار قطع گاز فلج می‌شوند و نیروگاه‌ها با جهش ۴۶ درصدی مازوت‌سوزی صورت‌حسابی سنگین از آلودگی و عدم‌النفع صادراتی بر اقتصاد تحمیل می‌کنند، دولت برای مهار این بحران دست به دامن دیپلماسی انرژی با مسکو شده است. توافق بر سر واردات و سوآپ گاز از روسیه—که در گفت‌وگوهای اخیر محسن رضایی با ولادیمیر پوتین و پیگیری‌های وزارت نفت در کانون توجه قرار گرفت—این پرسش اساسی را در محافل اقتصادی پدید آورده است که آیا خرید گاز از شمال کشور صرفاً یک مسکّن کوتاه‌مدت برای جبران سرمای زمستان است یا سرآغاز وابستگی ژئوپلیتیک و راهبردی غول انرژی منطقه به رقیب تاریخی خود؟

ابعاد ناترازی؛ از افت مخزن پارس جنوبی تا ضربه به تأسیسات

بر اساس داده‌های سالنامه آماری مرکز آمار ایران، تولید گاز طبیعی کشور در سال ۱۴۰۴ با افتی حدود ۲.۸ میلیارد مترمکعب نسبت به سال پیش از آن، به رقم ۲۷۸.۸ میلیارد مترمکعب رسید. این کاهش تولید نشانه‌ای آشکار از ورود میدان مشترک پارس جنوبی—تأمین‌کننده نزدیک به ۷۰ درصد گاز کشور—به نیمه دوم عمر مفید خود و افت تدریجی فشار مخازن است. در شرایطی که پاسخ‌گویی به تقاضای پرشتاب داخلی مستلزم رشد سالانه حداقل ۵ درصدی تولید بود، تراز کلی کشور وارد محدوده منفی شده است.

هم‌زمان با افت طبیعی مخازن، گزارش‌های فنی حاکی از آن است که آسیب‌ها و اختلالات اخیر در تأسیسات پالایشی و فرآورش عسلویه حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد از ظرفیت تولید و فرآورش روزانه کشور (معادل ۱۰۰ تا ۲۳۰ میلیون مترمکعب) را تحت تأثیر قرار داده است. در نتیجه تجمیع این عوامل، ناترازی سالانه گاز که پیش‌تر حدود ۴۵ میلیارد مترمکعب بود، اکنون به محدوده ۱۰۰ میلیارد مترمکعب رسیده و در روزهای اوج سرمای زمستان کسری روزانه‌ای تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب ایجاد می‌کند. علاوه بر این، وجود شکاف ۱۰۰ میلیون مترمکعبی میان گاز تولیدی و مصرفی ثبت‌شده در روز، بیانگر هدررفت، نشت گسترده در شبکه توزیع و مشعل‌سوزی‌های مهارنشده است که سالانه زیان‌های هنگفتی به منابع ملی می‌زند.

ضربه به صنایع و زنجیره تولید

بیش از ۷۰ درصد برق شبکه سراسری ایران از نیروگاه‌های حرارتی تأمین می‌شود که سوخت پایه آن‌ها گاز طبیعی است. با تشدید ناترازی و اعمال اولویت مطلق به بخش خانگی در زمستان، نخستین بخشی که بهای کسری را می‌پردازد، بخش مولد اقتصاد است.

صنایع بزرگ نظیر فولاد، سیمان، پتروشیمی‌ها و صنایع سرامیک با سهمیه‌بندی شدید، اعمال محدودیت بر دیماند برق و حتی قطع کامل گاز مواجه می‌شوند. این وضعیت که به افت ظرفیت تولید و زیان‌های مالی چشمگیر شرکت‌های صنعتی و بورس انجامیده، نشان می‌دهد که ناترازی گاز دیگر تنها یک چالش فصلی نیست، بلکه به ترمزی در برابر رشد اقتصادی کلان تبدیل شده است؛ وضعیتی که حتی در برهه‌هایی کشور را به واردکننده مقطعی برق از همسایگان بدل ساخت.

صورت‌حساب پنهان مازوت‌سوزی؛ نرخ اداری در برابر ارزش واقعی

نیروگاه‌ها برای جلوگیری از بروز خاموشی‌های فراگیر و تداوم تولید برق، به مصرف سوخت‌های سنگین مایع، به‌ویژه نفت کوره (مازوت) و گازوئیل، روی آورده‌اند. آمارها نشان می‌دهند مصرف مازوت نیروگاهی در سال‌های اخیر رشدی ۴۶ درصدی را تجربه کرده و به مرز ۱۲ میلیارد لیتر در سال رسیده است. پراکندگی جغرافیایی این پدیده گویای ابعاد بحران است؛ مصرف مازوت در بوشهر ۵۴۳ درصد، در زنجان ۱۷۲ درصد و در تهران ۸۲ درصد جهش داشته و در روزهای اوج سرما، مصرف روزانه نیروگاه‌ها به تنهایی از ۴۲ میلیون لیتر عبور می‌کند.

اگرچه هیئت وزیران در تصمیمات بودجه‌ای نرخ سوخت تحویلی به نیروگاه‌ها را با رقمی اداری و حمایتی (حدود ۲۷۰۰ ریال به ازای هر واحد) تعیین کرده است، اما حسابداری اقتصادی واقعیت دیگری را نشان می‌دهد. مازوت تولیدی ایران با سطح گوگرد ۳.۵ درصدی، فاصله‌ای چشمگیر با استانداردهای صادراتی (نظیر سقف ۰.۵ درصدی سوخت دریایی IMO) دارد.

تحلیل‌های سناریویی پیرامون «هزینه فرصت» نشان می‌دهند چنانچه گاز مصرفی داخل به‌درستی مدیریت و به نیروگاه‌ها تخصیص می‌یافت، کشور می‌توانست با صادرات سوخت‌های مایع باارزش‌تر، تا ۳.۵ میلیارد دلار درآمد سالانه بالقوه مازاد ایجاد کند؛ فرصت ارزی قابل‌توجهی که اکنون در کوره نیروگاه‌ها سوزانده می‌شود.

هزینه‌های سلامت و زیست‌محیطی

سوختن مازوت پرگوگرد، کانون اصلی انتشار دی‌اکسید گوگرد و ذرات معلق خطرناک (PM2.5) در اتمسفر است. داده‌های سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد این آلاینده‌ها عامل مستقیم تشدید بیماری‌های حاد تنفسی، قلبی و عروقی هستند.

پژوهش‌های معتبر دانشگاهی منتشرشده در نشریات بین‌المللی مانند مجله Energies درباره ۶۱ نیروگاه حرارتی ایران، نشان می‌دهد خسارت مستقیم سلامت ناشی از آلایندگی این واحدها در زمان بررسی بالغ بر ۷۲۳ میلیون دلار (بر پایه ارزش دلار سال ۲۰۰۰) برآورد شده و هزینه سلامت به ازای هر مگاوات‌ساعت تولید برق فسیلی به طور متوسط ۲.۸۵ دلار محاسبه شده است. همچنین ارزیابی‌های نشریه Scientific Reports خسارت کل مرگ‌ومیر ناشی از ذرات معلق در ایران را سالانه بین ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار (معادل ۳.۷ تا ۴.۳ درصد تولید ناخالص داخلی) تخمین می‌زند. این ارقام گواهی می‌دهند که هزینه درمانی و افت بهره‌وری ناشی از مازوت‌سوزی مستقیماً به جامعه و بودجه عمومی تحمیل می‌شود.

دیپلماسی انرژی با مسکو؛ راه‌حل مقطعی یا وابستگی ژئوپلیتیک؟

در واکنش به این کمبود گسترده، رویکرد سیاست خارجی انرژی ایران به سمت روسیه چرخش کرده است. محسن رضایی پس از دیدار با ولادیمیر پوتین در مسکو اعلام کرد که توافقاتی برای احداث خط لوله انتقال گاز از روسیه به ایران صورت گرفته است تا علاوه بر جبران کمبودهای حاد داخلی، بستری برای صادرات مجدد گاز روسیه به کشورهای منطقه فراهم شود. همچنین حمید بورد، سرپرست وزارت نفت، در گفت‌وگو با رسانه‌های داخلی از قرار گرفتن توافق سوآپ و تبادل گاز با روسیه در مراحل پایانی فنی خبر داد و اعلام کرد که این تبادل می‌تواند از مسیر خط لوله جمهوری آذربایجان به‌زودی عملیاتی شود.

این توافق اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند بخشی از ناترازی مناطق شمالی کشور را پوشش دهد و ایران را از خطر قطع گاز در زمستان برهاند، اما ابهامات و مخاطرات راهبردی متعددی به همراه دارد: ساخت و احیای زیرساخت‌ها، ایستگاه‌های تقویت فشار و خطوط لوله متناسب با حجم بالای واردات، نیازمند اعتبارات مالی بالایی است. صادرات مجدد گاز در منطقه‌ای که بازارهای آن با تحریم‌ها و رقابت‌های منطقه‌ای روبه‌رو است، چندان تضمین‌شده نیست. واردات از کشوری که خود یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان و رقبای بالقوه گازی ایران است، در غیاب اصلاح ساختار داخلی، ایران را در موقعیت آسیب‌پذیر انرژی قرار داده و انگیزه سرمایه‌گذاری برای احیای میادین ملی مانند پارس جنوبی را به تعویق می‌اندازد.

ضرورت عبور از دوگانه آلودگی یا خاموشی

بحران انرژی ایران حاصل انباشت تصمیمات کوتاه‌مدت، غفلت از توسعه میادین گازی و عدم بهینه‌سازی مصرف است. بر اساس آمارهای آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر (IRENA)، هزینه تولید برق خورشیدی و بادی در مقیاس بزرگ جهانی اکنون به ترتیب به حدود ۴۴ و ۳۳ دلار به ازای هر مگاوات‌ساعت رسیده و از ارزان‌ترین نیروگاه‌های فسیلی پیشی گرفته است.

برای خروج پایدار از این بحران، واردات گاز از روسیه تنها زمانی می‌تواند یک ابزار مفید باشد که در چارچوب یک برنامه جامع قرار گیرد؛ برنامه‌ای مبتنی بر جمع‌آوری ۱۰۰ میلیون مترمکعب گاز هدررفته روزانه (مشعل‌ها و نشت شبکه)، افزایش راندمان نیروگاه‌های گازی به سیکل ترکیبی، تجهیز فوری دودکش‌ها به سامانه‌های گوگردزدایی، توسعه شتابان انرژی‌های خورشیدی و اصلاح تدریجی قیمت‌گذاری برای تشویق بهره‌وری. بدون این اصلاحات، مازوت‌سوزی ادامه خواهد یافت، صنایع با توقف‌های ادواری مواجه خواهند ماند و کشور به مصرف‌کننده وابسته انرژی مبدل خواهد شد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم