تازه ترین مواضع دیپلماتیک و نظامی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران جاری با ایالات متحده، از یک تناقض بنیادین میان «مطالبات حداکثری تهران» و «واقعیات میدانی» پرده برمیدارد. در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، بار دیگر بر شروط سفتوسخت تهران برای بازگشایی تنگه هرمز پافشاری کرده و اعلام نمود که ایران از این شروط عقبنشینی نخواهد کرد، مذاکره کنندگان ایالات متحده در پیامهای غیرمستقیم خود صراحتاً تأکید کردهاند که تهران اساساً کنترلی بر تنگه هرمز ندارد تا بتواند برای تردد بینالمللی در آن پیششرط تعیین کند. این رویارویی دیپلماتیک نشان میدهد که تهران در تلاش است از موقعیت جغرافیایی آبراه هرمز به عنوان آخرین برگ برنده برای تنفس اقتصادی استفاده کند؛ برگی که از سوی واشنگتن بیاثر و فاقد پشتوانه واقعی تلقی شده است.

طرح هفتروزه عراقچی؛ تلاشی برای شکستن حلقه محاصره
عباس عراقچی در جریان رایزنیهای دیپلماتیک خود در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، طرحی موسوم به «برنامه هفتروزه» را از طریق میانجیهای قطری به واشنگتن منتقل کرد. نگاهی به شروط چهارگانه این طرح، وضعیت دشوار و فشارهای فزایندهای را نشان میدهد که تهران در ماههای اخیر با آن دستبهگریبان بوده است: توقف کلیه درگیریها در منطقه (از جمله در لبنان) به مدت هفت روز، آزادسازی فوری دستکم ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده، لغو تحریمهای فروش نفت، و پایان دادن به محاصره دریایی ایران توسط ارتش آمریکا.
عراقچی با بیان اینکه تهران راه دیپلماسی را نبسته و «در موضع برتر سیاسی قرار دارد»، مدعی شد که واشنگتن به بنبست رسیده و تنها راه خروج، پذیرش این شروط مذاکرهشده است. او همچنین با اشاره به واکنش اولیه منفی دونالد ترامپ، اظهار داشت که تهران در انتظار پاسخ رسمی و قطعی کاخ سفید از طریق میانجیها میماند و بر اساس آن تصمیمگیری خواهد کرد.
با این حال، لحن مطالبات مطرحشده در این بسته هفتروزه—بهویژه درخواست برای پایان محاصره بنادر و نیاز مبرم به دسترسی به منابع ارزی بلوکهشده—بیش از آنکه نشانه موضع برتر باشد، بازتابدهنده فرسایش شدید بنیه اقتصادی و تدارکاتی کشور تحت تأثیر درگیری طولانیمدت و محاصره دریایی است. تهران تلاش میکند بازگشت تردد عادی به تنگه هرمز را که برای اقتصاد جهانی حیاتی است، با رفع شریانهای بسته اقتصادی خود معاوضه کند؛ معاملهای که طرف مقابل تمایلی به پذیرش آن ندارد.

پاسخ قاطع واشنگتن: نفی تسلط ایران و تحقیر اهرم هرمز
در جبهه مقابل، واکنش ایالات متحده به پیشنهاد عراقچی، بیاعتنایی کامل به موقعیت چانهزنی تهران بود. بر اساس گزارش پایگاه تحلیلی آکسیوس، فرستادگان ارشد آمریکا—استیو ویتکاف و جرد کوشنر—در مذاکرات غیرمستقیم با هیئت ایرانی تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی کنترل تنگه هرمز را در دست ندارد و در موقعیتی نیست که برای این گذرگاه راهبردی تعیین تکلیف کند.
همراستا با این پیام، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، طرح پیشنهادی تهران را رسماً «غیرقابل قبول» خواند و اظهار داشت که ایران با تلاش برای بستن تنگه هرمز «خودش را فریب داده است». ترامپ با بیان اینکه ارتش آمریکا با قدرت کنترل کامل آبراه را در دست دارد، اظهار کرد که جریان انتقال نفت متوقف نشده است. مقامات آمریکایی نیز با اتکا به اسکورت روزانه دهها نفتکش تحت حفاظت ناوگان دریایی ایالات متحده، به طرف ایرانی پیام دادهاند که بازدارندگی تهران در بستن کامل آبراه شکسته شده است.
آمریکا: جمهوری اسلامی کنترل تنگه هرمز را در دست ندارد و در موقعیتی نیست که برای این گذرگاه راهبردی تعیین تکلیف کند
علاوه بر این، کاخ سفید نه تنها از لغو محاصره دریایی یا آزادسازی منابع مالی امتناع ورزیده، بلکه پیششرط هرگونه کاهش فشار را امتیازدهی هستهای ایران اعلام کرده است؛ امری که نشان میدهد واشنگتن وضعیت کنونی را نه یک بنبست دوطرفه، بلکه فرصتی برای تحمیل عقبنشینی به تهران ارزیابی میکند. گزارش روزنامه والاستریتژورنال مبنی بر اینکه ترامپ حتی گزینه ازسرگیری حملات نظامی پس از انتخابات میاندورهای نوامبر را مدنظر دارد، شاهدی بر عدم احساس اضطرار در واشنگتن برای امتیازدهی به ایران است.

انفعال استراتژیک و تشدید لفاظیهای نظامی در داخل
در واکنش به تحقیر دیپلماتیک اهرم هرمز از سوی آمریکا، مواضع نظامی در داخل ایران لحنی هشداری و تند به خود گرفت؛ لفاظیهایی که در تحلیل واقعگرایانه، تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر محدودیت گزینههای دفاعی و محاصره دریایی موجود تلقی میشود.
سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی، با اتخاذ لحنی تند اعلام کرد: «اگر ایران نتواند تجارت کند و زندگی کند، هیچکس نمیتواند تجارت کند و زندگی کند.» او هشدار داد که اجازه داده نخواهد شد دشمنان از این گلوگاه استفاده کنند در حالی که ایران محروم باشد. گزاره «ناامنی برای همه در صورت ناامنی برای ایران»، آشکارا اعتراف به آسیبپذیری ساختاری اقتصاد و تجارت خارجی کشور تحت شرایط محاصره است؛ تهدیدی که بیش از آنکه برآمده از ابتکار عمل استراتژیک باشد، حاکی از تلاش برای تغییر محاسبات طرف مقابل از طریق تهدید به تحمیل خسارت است.
حاتمی: اگر ایران نتواند تجارت کند و زندگی کند، هیچکس نمیتواند تجارت کند و زندگی کند
همزمان، نهاد موسوم به «مدیریت آبراه خلیج فارس» که توسط تهران ایجاد شده، به شناورها هشدار داده است که تردد از «مسیرهای نامعتبر» عواقب سنگین، خسارتهای جانی و مالی و ممنوعیت دائمی عبور در پی خواهد داشت. سردار ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح، و معاونت سیاسی نیروی دریایی سپاه نیز با تأکید بر اینکه خارج از مسیرهای مورد نظر تهران امنیتی وجود ندارد، دامنه تهدیدات را تا اقیانوس هند گسترش دادند. با این وجود، صدور این هشدارها علیه عبور نفتکشها تحت اسکورت نظامی آمریکا، خود گویای این واقعیت میدانی است که تردد کشتیها برخلاف میل و بدون هماهنگی با خطوط تعیینشده از سوی ایران در جریان است و نهادهای مدیریتی تهران نتوانستهاند کنترل انحصاری بر تنگه را تحمیل کنند.

تنگتر شدن حلقه فشار منطقهای و اقتصادی
فشارهای بینالمللی بر تهران تنها به عرصه آبهای جنوب ختم نمیشود. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اظهار داشت که کارزارهای مالی و اعزام هیئتهای تحریمی به کشورهای پیرامونی موفق شده کانالهای تنفس اقتصادی ایران را بیش از پیش مسدود کند؛ از جمله توقف پروازهای شرکت ماهانایر به مقاصد ترکیه و عمان، قطع پروازهای شرکتهای هوایی ایرانی به امارات، و تشدید محدودیتهای شدید بانکی در این کشورها.
این انزوای لجستیکی و مالی، دست تهران را در هرگونه مقاومت فرسایشی خالیتر کرده است. حتی مواضع محتاطانه کشورهایی چون عمان که وزیر خارجه آن صرفاً به ابراز نگرانی درباره امنیت انرژی بسنده کرده، نشان میدهد که پایتختهای منطقه تمایلی به همراهی با فرمولهای مدنظر تهران ندارند. از سوی دیگر، تحولاتی نظیر غیرحضوری شدن مدارس در ریاض عربستان، تنها بر هراس همسایگان از ترکشهای جنگ دلالت دارد و به معنای تغییر موازنه به نفع ایران نیست.
فرجام اصرار بر شروط ناممکن
مرور مجموعه تحولات نشان میدهد که تهران در یک موقعیت استراتژیک نامتقارن و شدیداً تحت فشار قرار دارد. پافشاری عباس عراقچی بر اینکه «ایران از شروط خود برای بازگشایی هرمز کوتاه نخواهد آمد»، در حالی که واشنگتن اصل حاکمیت و قدرت انسداد ایران در این تنگه را نفی کرده و عملاً به کارزار محاصره ادامه میدهد، راهبرد دیپلماتیک تهران را در معرض آسیبپذیری مضاعف قرار داده است.
پاسخ ندادن به شروط تهران و تداوم تردد شناورها تحت حمایت ناوگان غربی، اعتبار بازدارندگی نظامی ایران را با چالش مستقیم روبهرو ساخته است. در چنین فضایی، امتناع ترامپ از معامله با تهران بر سر هرمز و تأکید واشنگتن بر ناتوانی ایران در شرطگذاری، تهران را بر سر یک دوراهی پرمخاطره نشانده است: یا باید عقبنشینی از شروط چهارگانه و تن دادن به مذاکره هستهای تحت فشار را بپذیرد، یا برای اثبات ادعای کنترل بر تنگه هرمز، به سمت درگیریهای پرهزینه مستقیم با شناورها و ناوگان آمریکا حرکت کند؛ گزینهای که با توجه به عدم توازن قوا و محاصره جاری، پیامدهای غیرقابل پیشبینی برای موجودیت اقتصادی کشور خواهد داشت.
- پافشاری تهران بر شروط بازگشایی هرمز؛ اصرار بر اهرم ژئوپلیتیک در شرایط فرسایش موازنه قدرت
- انزوای بیسابقه بانکی و هوایی رژیم در خاورمیانه و اروپا؛ گسترش حلقه محاصرە به ۵۰ کشور
- عقبنشینی شتابزده جمهوری اسلامی از لفاظیهای جنگطلبانه؛ تکذیب حمله به فرودگاههای منطقه پس از تهدیدهای توخالی
- مفتی عربستان خواستار اتحاد صفوف در برابر گروه «حوثی» شد
- ترامپ تهران را سردرگم کرد؛ تناقضگویی میان دیپلماسی ایران و سپاه پاسداران
