بحران معیشتی در ایران به مرحلهای نگرانکننده رسیده است که در آن مواد غذایی بنیادین مانند لبنیات، از سبد مصرفی طبقات فرودست و کارگری حذف میشوند. گزارشهای اخیر خبرگزاریهای ایران نشاندهنده جهشهای قیمتی هفتگی در بازار محصولات لبنی است که نتیجهای جز تعمیق سوءتغذیه عمومی نداشته است. در حالی که آمارهای رسمی از کاهش شدید سرانه مصرف شیر در ایران حکایت دارند، سیاستهای نظارتی دولت نه تنها مانع گرانی نشده، بلکه با ایجاد فضایی گلخانهای برای تولیدکنندگان بزرگ، بار تورم را به طور کامل بر دوش مصرفکننده نهایی قرار داده است. این وضعیت در کنار محدودیتهای فضای مجازی و سانسور گزارشهای انتقادی، تصویری از یک انسداد اقتصادی و رسانهای را ترسیم میکند که در آن صدای سفرههای خالی مردم در هیاهوی آمارهای دولتی گم شده است.
فتحالله بیات، رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی، با ابراز نگرانی عمیق از وضعیت معیشتی کارگران، وضعیت فعلی را یک “فاجعه تغذیهای” توصیف کرده است.
او معتقد است که با دستمزدهای فعلی، خرید محصولات لبنی برای بسیاری از خانوارها به یک امر تجملی تبدیل شده است. طبق آمارهای ارائه شده در گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، قیمت برخی محصولات لبنی در بازههای زمانی کوتاه تا ۳۰ درصد افزایش یافته است. این جهش قیمتی در حالی رخ میدهد که حقوق کارگران در بهترین حالت تنها ۲۰ درصد افزایش یافته است. این شکاف فزاینده میان درآمد و هزینه، کارگران را مجبور کرده است تا میان هزینههای اجارهبها و تأمین کالاهای اساسی، دست به انتخابهای دردناکی بزنند که قربانی اصلی آن، سلامت جسمانی خانوادهها است.

هشدار متخصصان نسبت به موج بیماریهای ناشی از فقر غذایی
سودابه سنگچی، کارشناس و مسئول حوزه سلامت، در تحلیل پیامدهای بهداشتی این بحران، بر خطر افزایش شیوع بیماریهایی مانند پوکی استخوان و کوتاهی قد در نسلهای آینده تأکید کرده است. او هشدار میدهد که حذف شیر و ماست از برنامه غذایی کودکان و نوجوانان، هزینههای درمانی سنگینی را در دهههای آتی به سیستم بهداشت و درمان کشور تحمیل خواهد کرد. به گفته سنگچی، سرانه مصرف لبنیات در ایران اکنون به کمتر از ۷۰ کیلوگرم در سال رسیده است، در حالی که استانداردهای جهانی و توصیههای بهداشتی بر مصرف حداقل ۱۶۰ کیلوگرم تاکید دارند.
علی احسان ظفری، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی ایران، با اشاره به مشکلات بخش تولید، معتقد است که ریشه گرانیها را باید در افزایش هزینههای تمامشده جستجو کرد.
وی اظهار داشته است که قیمت نهادههای دامی و هزینههای بستهبندی به شکل سرسامآوری بالا رفته و تولیدکننده خرد در حال نابودی است. با این حال، گزارش خبرگزاری ایسنا نشان میدهد که شرکتهای بزرگ و لبنیاتسازان صنعتی، برخلاف مصرفکنندگان، نه تنها متضرر نشدهاند، بلکه حاشیه سود خود را با افزایش مداوم قیمتها حفظ کردهاند. این تضاد آشکار میان سودآوری کارخانههای بزرگ و فقر مصرفکننده، نشاندهنده نبود یک سیستم توزیع عادلانه و نظارت کارآمد در بدنه وزارت جهاد کشاورزی و صمت است.
پارادوکس سودآوری کارخانهها و سفرههای خالی کارگران
محمد فربد، عضو هیئت مدیره انجمن صنایع فرآوردههای لبنی، در اظهارات خود به واقعیتهای تلخ بازار اشاره کرده است. او بیان میکند که کاهش قدرت خرید مردم منجر به انباشت کالا در انبارها و در نهایت تمایل تولیدکنندگان به صادرات شده است. این به معنای آن است که محصولی که باید در داخل کشور و برای سلامت شهروندان مصرف شود، به دلیل ناتوانی مالی مردم ایران، راهی بازارهای خارجی میشود. فربد تایید میکند که قیمتها تحت تأثیر تورم عمومی و افزایش قیمت شیر خام قرار دارند، اما نکته انتقادی اینجاست که دولت با حذف ارز ترجیحی و جایگزین نکردن حمایتهای مستقیم، عملاً طبقه کارگر را در برابر نوسانات بازار رها کرده است. اعداد و ارقام نشان میدهند که قیمت پنیر ۴۰۰ گرمی در کمتر از یک سال از ۳۰ هزار تومان به بیش از ۵۰ هزار تومان رسیده است.
گزارشها حاکی از آن است که شرکتهای بزرگ لبنی با استفاده از قدرت چانهزنی خود و لابیگری در نهادهای تصمیمگیر، موفق به اخذ مجوزهای پیدرپی برای افزایش قیمت شدهاند.
این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه با بحران سوءتغذیه دست و پنجه نرم میکند. دولت به عنوان متولی اصلی برقراری عدالت اجتماعی، وظیفه دارد با اعمال نظارت دقیق و تخصیص یارانههای مستقیم به مصرفکننده، از حذف کالاهای اساسی جلوگیری کند. اما آنچه در عمل مشاهده میشود، رهاسازی بازار به نفع سرمایهداران و تولیدکنندگان بزرگ است.
در این میان، سیاستهای سانسور و محدودسازی اطلاعرسانی نیز بر رنج مردم افزوده است. در حالی که رسانههای مستقل سعی در بازتاب صدای کارگران دارند، فشارهای ساختاری و انسداد فضای مجازی مانع از آن میشود که ابعاد واقعی بحران به گوش مسئولان برسد. قطع اینترنت در دورههای طولانی و محدود کردن دسترسی به شبکههای اجتماعی بینالمللی مانند تلگرم و اکس، عملاً امکان سازماندهی مطالبات صنفی و اطلاعرسانی درباره گرانیهای لحظهای را سلب کرده است. حاکمیتی که به جای حل بحران تورم، به فکر مسدود کردن مسیرهای ارتباطی است، در واقع در حال پاک کردن صورت مسئله به جای حل آن است. این رویکرد انقباضی در سیاست و اقتصاد، نتیجهای جز بیاعتمادی عمومی و تعمیق شکاف ملت و دولت نخواهد داشت.

بیبرنامگی دولت در مدیریت زنجیره تأمین و توزیع یارانهها
آمارهای منتشر شده توسط خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) حاکی از آن است که سود خالص برخی شرکتهای لبنی در بورس، رشد چشمگیری داشته است. این پرسش مطرح است که چگونه در اقتصادی که مصرفکننده نهایی توان خرید ندارد، بنگاههای بزرگ همچنان به سودآوریهای کلان میرسند؟ پاسخ را باید در رانتهای پنهان و عدم توازن قدرت در بازار جستجو کرد. علی احسان ظفری بارها تأکید کرده است که یارانهها باید به انتهای زنجیره، یعنی مصرفکننده، اصابت کند تا قدرت خرید حفظ شود. اما طرحهایی مانند کالابرگ الکترونیکی به دلیل بروکراسی پیچیده و عدم پوشش تمامی دهکها، نتوانستهاند از حذف لبنیات جلوگیری کنند. قیمت یک بطری شیر معمولی اکنون به رقمی رسیده است که معادل مزد چندین ساعت کار یک کارگر ساختمانی یا فصلی است.
تحلیل وضعیت موجود نشان میدهد که ایران با یک انسداد ساختاری مواجه شدە است. دولت از سویی با تورم ۵۰ درصدی روبروست و از سوی دیگر، توان یا اراده کنترل قیمتها در بخش خصوصی قدرتمند را ندارد. سخنان فتحالله بیات مبنی بر اینکه “لبنیات در حال خروج دائمی از سفرههاست” تنها یک هشدار صنفی نیست، بلکه توصیف دقیق واقعیتی است که در زیر پوست شهرهای بزرگ و کوچک جریان دارد. وقتی نرخ کلسیم در رژیم غذایی کاهش مییابد، ما در حال پیشخور کردن سلامت نسلهای بعدی برای جبران کسری بودجه فعلی هستیم. کارگران به عنوان ستون فقرات تولید کشور، اکنون در وضعیتی قرار دارند که حتی قادر به بازسازی نیروی کار خود از طریق تغذیه مناسب نیستند. قیمت یک بطری شیر ساده یا یک سطل ماست کوچک به قدری افزایش یافته که خرید مداوم آنها برای بسیاری از خانوادههای پرجمعیت غیرممکن شده است. “آژیر خطر” که در رسانهها به صدا درآمده، تنها یک استعاره نیست، بلکه واقعیتی است که در آمار بیمارستانها و درمانگاهها خود را نشان خواهد داد.
