با ورود به میانه تیرماه ۱۴۰۵، ایران بار دیگر با یکی از جدیترین چالشهای زیرساختی خود در دهههای اخیر روبرو شده است. همزمانی افزایش بیسابقه دما با ناترازی عمیق در تولید و مصرف انرژی، کشور را در وضعیتی قرار داده که فراتر از یک بحران گذرا، نشاندهنده یک بنبست ساختاری در مدیریت منابع آب و برق است. در حالی که مقامات دولتی از آمادگی کامل برای عبور از پیک مصرف سخن میگویند، گزارشهای نهادهای پژوهشی و جداول خاموشیهای برنامهریزیشده در ۳۰ استان، روایتی متفاوت از واقعیتهای میدان ارائه میدهند.

بحران برق؛ شکاف ۱۳ هزار مگاواتی و پایداری لرزان شبکه
طبق گزارشهای رسمی شرکت مدیریت شبکه برق ایران، تراز تولید و مصرف برق در تابستان جاری با شکافی عمیق مواجه است. برآوردها نشان میدهد که حداکثر توان تأمین پایدار شبکه حدود ۶۸ هزار و ۴۲۰ مگاوات است، در حالی که تقاضای مصرف در روزهای اوج گرما از مرز ۸۱ هزار مگاوات عبور کرده است. این ناترازی ۱۳ تا ۱۴ هزار مگاواتی، عملاً اعمال خاموشیهای برنامهریزیشده را به تنها راهکار کوتاهمدت برای جلوگیری از فروپاشی کامل شبکه (Blackout) تبدیل کرده است.
محمد الهداد، مدیرعامل توانیر، در نشستهای اخیر خود از آمادگی صنعت برق برای عبور از چهار هفته گرم پیشرو خبر داده و بر اجرای «طرح مهتاب» (مدیریت هوشمند تلفات انرژی برق) تأکید کرده است. به گفته وی، شناسایی و حذف بیش از ۱۸۸۰ مگاوات بار غیرمجاز — معادل ظرفیت دو نیروگاه اتمی بوشهر — از جمله دستاوردهای اخیر بوده است. با این حال، تحلیلگران اقتصادی در داخل کشور معتقدند تمرکز بر برخوردهای پلیسی با استخراجکنندگان رمزارز یا انشعابات غیرمجاز، اگرچه لازم است، اما آدرس غلطی برای ریشهیابی بحران محسوب میشود.

ریشههای ساختاری؛ نقد رویکرد مدیریتی
گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بحران برق ایران را «ساختاری» توصیف میکند. بر اساس این تحلیل، حتی با وجود افزایش ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر، بحران همچنان پابرجا خواهد بود. ریشه اصلی این ناترازی را باید در سه حوزه جستجو کرد:
اقتصاد ناکارآمد: شکاف میان هزینه واقعی تولید و تعرفههای تکلیفی، توان سرمایهگذاری برای توسعه نیروگاههای جدید و بازسازی شبکه فرسوده را از بین برده است.
بحران سوخت: محدودیت در تأمین گاز نیروگاهها، وابستگی به مازوتسوزی را افزایش داده که علاوه بر خسارات زیستمحیطی، راندمان تولید را نیز به چالش میکشد.
عقبماندگی از برنامههای توسعه: بخش بزرگی از اهداف برنامه ششم و هفتم توسعه در حوزه تولید انرژی محقق نشده و پروژههای نیمهتمام به دلیل کمبود نقدینگی متوقف ماندهاند.
اگرچه مقامات توانیر بر هوشمندسازی شبکه و نصب ۳۰۰ هزار کنتور جدید تأکید دارند، اما واقعیت میدانی در استانهایی مانند تهران، اصفهان و خوزستان که با قطعیهای روزانه دو ساعته روبرو هستند، نشاندهنده آن است که تکنولوژیهای کنترلی تنها در حال مدیریت «کمبود» هستند، نه رفع آن.

تنش آبی؛ وقتی برق قطع میشود، آب هم نمیرسد
بحران انرژی در تابستان ۱۴۰۵، پیوندی ناگسستنی با بحران آب پیدا کرده است. هاشم امینی، مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، با پذیرش وجود «تنش آبی» در بخشی از شهرهای کشور، از اجرای طرحهای اضطراری خبر داده است. وابستگی شدید ایستگاههای پمپاژ و تصفیهخانهها به جریان پایدار برق باعث شده است که با هر نوبت خاموشی، فشار آب در شبکههای شهری افت کرده و در بسیاری از مناطق مرتفع، قطعی کامل آب رخ دهد.
بر اساس آمارهای وزارت نیرو، استفاده از منابع آب نامتعارف و بازچرخانی پساب تا حدود ۵۰۰ میلیون مترمکعب جایگزین آب تازه شده است، اما این میزان تنها بخش کوچکی از تقاضای فزاینده را پوشش میدهد. در بخش کشاورزی نیز وضعیت بحرانیتر است؛ فرمانپذیر نبودن چاههای کشاورزی و برداشتهای بیرویه از سفرههای زیرزمینی، فرونشست زمین را به یک تهدید امنیتی و زیرساختی در دشتهای ایران تبدیل کرده است.

شفافیت در اطلاعرسانی؛ ابزاری برای مدیریت یا پوشش؟
یکی از نکات قابل تأمل در دستورالعملهای اخیر توانیر، تأکید بر «اطلاعرسانی شفاف» در صورت بروز حوادث است. با این حال، تناقضی میان آمارهای رسمی و جداول خاموشی منتشر شده در رسانههای داخلی مشهود است. در حالی که برخی مسئولان از پایداری شبکه سخن میگویند، خبرگزاریهای داخلی با انتشار جداول ساعتبهساعت قطعی برق در ۳۰ استان، از وضعیت «لیست سیاه» برای ۸ کلانشهر خبر میدهند.
کامبیز ناظریان، مدیرعامل توزیع برق تهران بزرگ، با لحنی انتقادی نسبت به مصرف بخش اداری، هشدار داده است که انشعاب ادارات پرمصرف بدون اغماض قطع خواهد شد. این رویکرد انقباضی که دامنه آن از صنایع فولاد و پیمانکاری تا ساختمانهای اداری گسترده شده، نشاندهنده آن است که دولت برای حفظ پایداری بخش خانگی، عملاً چرخ تولید را در ماههای گرم سال کند یا متوقف کرده است. طبق برآوردهای کارشناسی در رسانههای اقتصادی داخل، هر ساعت قطعی برق در صنایع بزرگ، خساراتی معادل هزاران میلیارد تومان به بدنه اقتصاد ملی وارد میکند.

تأثیرات امنیتی و زیرساختی
در لایهای عمیقتر، اشارات مقامات به آسیبهای ناشی از «جنگ رمضان» (اشاره به تنشهای منطقهای اخیر) و حملات به زیرساختهای حیاتی، ابعاد امنیتی بحران را نمایان میکند. اگرچه هاشم امینی تأکید دارد که تمامی آسیبها بازسازی شده و شبکهها پایدار هستند، اما آسیبپذیری تأسیسات آب و برق در برابر حوادث غیرمترقبه و تنشهای فیزیکی، ضرورت پدافند غیرعامل و تمرکززدایی از تولید انرژی را بیش از پیش برجسته کرده است.
بحران آب و برق در تابستان ۱۴۰۵ ایران، محصول یک اتفاق اتفاقی یا صرفاً گرمای هوا نیست. این بحران نتیجه دههها سیاستگذاری مبتنی بر «مدیریت مصرف به جای توسعه تولید» و «قیمتگذاری دستوری به جای اصلاح اقتصادی» است.
در حالی که طرحهایی مانند «مهتاب» یا توسعه نیروگاههای خورشیدی گامهایی رو به جلو تلقی میشوند، اما مقیاس آنها با ناترازی ۱۳ هزار مگاواتی برق و خشکسالی مزمن هماهنگ نیست. تا زمانی که اقتصاد صنعت برق اصلاح نشود و سرمایهگذاری بخش خصوصی به دلیل بدهیهای انباشته وزارت نیرو فراری باشد، تابستانهای ایران همچنان با بوی مازوت و صدای موتورهای برق گره خواهد خورد.
ایران در سال ۱۴۰۵ به نقطهای رسیده است که مدیریت بحران دیگر با «خواهش از مردم برای کاهش ۱۰ درصدی مصرف» حل نمیشود؛ بلکه نیازمند یک جراحی ساختاری در نگاه به منابع زیستی و انرژی است. در غیر این صورت، شکاف عرضه و تقاضا در سالهای آتی، نه تنها رفاه عمومی، بلکه ثبات تولید ملی را نیز با چالشی موجودیتی روبرو خواهد کرد.
- تلاش پنهان پکن برای بقای تهران؛ موانع بزرگ واشینگتن در اجرای طرح “طرد اقتصادی” علیه جمهوری اسلامی
- تنش در منطقه خاکستری؛ ابعاد جایزه ۱۰ میلیون دلاری آمریکا برای فرمانده سایبری سپاه
- راهبرد «طرد اقتصادی» واشنگتن؛ تقابل چندجانبهگرایی پکن و مسکو با فشارهای فراسرزمینی آمریکا
- اظهارات ترامپ مبنی بر بازگشت جریان نفت به شرایط پیش از جنگ؛ هرمز در برزخِ روایت واشینگتن و گزارشهای میدانی
- آژانس بینالمللی انرژی اتمی: تهران باید اجازه بازگشت بازرسان بینالمللی را بدهد
