آغاز مذاکرات فنی و غیرمستقیم میان نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در دوحه، پایتخت قطر، بیش از آنکه نشاندهنده یک گشایش دیپلماتیک قطعی باشد، پرده از یک رویارویی پیچیده در لایههای پنهان قدرت در تهران برداشته است. این گفتوگوها که با میانجیگری قطر و پاکستان و بر اساس تفاهمنامه موسوم به «لوسرن» پیش میرود، در حالی به مرحله حساس خود رسیده که تناقضهای ساختاری در سیاست داخلی ایران، به مانع اصلی پیشرفت پایدار در پروندههای کلان تبدیل شده است.
شکاف در هرم قدرت؛ مرکز ثقل بحران
اگرچه در ظاهر، مذاکرات بر سر جزئیات فنی آتشبس ۶۰ روزه، بازگشایی تنگه هرمز و تعیین جدول زمانی برای حلوفصل پرونده هستهای متمرکز است، اما شواهد نشان میدهد که «گره اصلی» این کلاف در پایتخت ایران قرار دارد. توقف ناگهانی و بدون توضیح پخش مصاحبه محمدباقر قالیباف، رئیس هیئت مذاکرهکننده، از تلویزیون دولتی، نمادی عیان از قطببندی شدید در بدنه حاکمیت است.
این حادثه نشان داد که جریانهای تندرو و نهادهای رسانهای نزدیک به آنها، از مسیر فعلی مذاکرات که توسط دولت مسعود پزشکیان و تیم قالیباف دنبال میشود، رضایت ندارند. اتهامات روزنامه کیهان علیه تیم مذاکرهکننده مبنی بر «سکوت در برابر نقض تعهدات آمریکا» و «از دست دادن اهرم فشار تنگه هرمز»، نشاندهنده یک گسست راهبردی است. در حالی که طیف دیپلماتیک به دنبال آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار دارایی مسدود شده در قطر و رفع محاصره بنادر برای بهبود وضعیت معیشتی است، نهادهای نظامی و جریانهای رادیکال، هرگونه عقبنشینی از کنترل سختگیرانه بر تنگه هرمز را «دیپلماسی بیپشتوانه» تلقی میکنند.
این تضاد منافع، مذاکرهکنندگان ایرانی را در موقعیت دشواری قرار داده است؛ آنها باید همزمان در دو جبهه بجنگند: چانهزنی با فرستادگان ترامپ در دوحه و اقناع کانونهای قدرت در داخل که دیپلماسی را ابزاری برای تضعیف «میدان» میبینند.

تنگه هرمز؛ از آبراه بینالمللی تا اهرم حاکمیتی
یکی دیگر از نقاط تلاقی تنشهای داخلی و بینالمللی، وضعیت حقوقی و امنیتی تنگه هرمز است. اصرار ایران بر دریافت عوارض عبور پس از پایان دوره ۶۰ روزه، فراتر از یک مطالبه مالی، تلاشی برای بازتعریف حاکمیت در این شاهراه حیاتی است. گزارشهای والاستریت ژورنال تایید میکند که سپاه پاسداران، تنگه هرمز را مهمترین اهرم خود در برابر واشینگتن میداند و حتی حاضر است روند صلح را برای حفظ کنترل کامل بر این منطقه به مخاطره بیندازد.
حوادثی نظیر بهگل نشستن کشتی کانتینری و هشدارهای نیروی دریایی سپاه درباره لزوم حرکت در «مسیر اقتدار»، پیامهای مستقیمی هستند که هم به دوحه و هم به پایتختهای غربی فرستاده میشوند. این پیام روشن است: دیپلماسی در هتلهای لوکس قطر نمیتواند واقعیتهای میدانی در خلیج فارس را نادیده بگیرد. در مقابل، واکنش تند جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر اینکه واشینگتن هرگز اجازه دریافت عوارض عبور را نخواهد داد، نشان میدهد که این نقطه جغرافیایی میتواند به سادگی به جرقه یک درگیری تمامعیار تبدیل شود.

تاکتیکهای واشینگتن در برابر لفاظیهای تهران
دولت ترامپ با درک شکافهای داخلی ایران، استراتژی «فشار حداکثری توأم با پنجره باز دیپلماتیک» را برگزیده است. جیدی ونس با صراحت، اظهارات مقامهای ایرانی درباره فنی بودن مذاکرات و نفی گفتوگوی مستقیم را «شگرد بلاغی» توصیف کرده است. واشینگتن به خوبی میداند که تهران برای عبور از بحران اقتصادی، به موفقیت این مذاکرات نیاز حیاتی دارد، اما در عین حال از ابزار تهدید نظامی نیز دست نمیکشد.
ترامپ که بر اساس گزارشها گزینههای نظامی را روی میز دارد، فعلاً ترجیح میدهد با استفاده از اهرمهای مالی و تشویق به بازگشت ایران به بازارهای جهانی نفت (که منجر به صادرات ۴۰ میلیون بشکه پس از آتشبس شده است)، تهران را در مسیر تفاهم نگه دارد. هدف میانمدت آمریکا، رسیدن به ماه نوامبر و انتخابات میاندورهای بدون تنش بزرگ در قیمت انرژی است. اما این «آرامش مسلح» لرزان است؛ چرا که هرگونه نقض تعهدات از سوی لایههای تندرو در ایران، میتواند ترامپ را به سمت حملات محدود یا بازگشت به جنگ اقتصادی تمامعیار سوق دهد.

چشمانداز؛ پایان فرصت در ۱۸ اوت
با نزدیک شدن به ضربالاجل ۱۸ اوت، فشار بر تمامی طرفها رو به افزایش است. برای ایران، دسترسی به ۶ میلیارد دلار از منابع مالی و اعتبار ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی که در متن تفاهم پیشبینی شده، حیاتی است. اما دستیابی به این منابع، نیازمند امتیازاتی در پرونده هستهای و امنیت دریانوردی است که پذیرش آنها برای بخشهای قدرتمندی از نظام در ایران، به مثابه «تسلیم» تعبیر میشود.
توقف پخش سخنان قالیباف درباره «آزادسازی اموال» و «سند شکست آمریکا» خواندن تفاهم اخیر، نشان داد که حتی تعریف «پیروزی» نیز در تهران با چالش جدی روبروست. اگر نظام سیاسی ایران نتواند به یک اجماع داخلی بر سر هزینهها و فایدههای توافق با ترامپ دست یابد، مذاکرات دوحه تنها به یک «تنفس مصنوعی» کوتاه برای اقتصادی رنجور بدل خواهد شد.
در نهایت، موفقیت یا شکست این دوره از مذاکرات، نه در دوحه، بلکه در راهروهای قدرت در تهران رقم خواهد خورد. جایی که جدال میان «دیپلماسی معیشتمحور» و «مقاومت هژمونیک»، تعیینکننده سرنوشت آتشبسی است که اکنون بر روی تارهای نازک یک تفاهم موقت قرار گرفته است. اگر تا ماه اوت، تهران نتواند شکاف میان «میدان» و «دیپلماسی» را پر کند، سایه جنگ که با بازگشایی موقت هرمز کمی دور شده بود، با شدتی بیشتر بازخواهد گشت. در این میان، بازیگران منطقهای و اتحادیههای بینالمللی با احتیاط نظارهگر هستند؛ چرا که میدانند در خاورمیانه، فاصله میان «مذاکرات فنی» و «انفجار نظامی»، گاهی به باریکی یک سوءتفاهم در تنگه هرمز است.
- انسداد بیسابقه شریان مالی رژیم ایران؛ موفقیت محاصره دریایی آمریکا در توقف هفتهفتهای صادرات نفت
- انسداد در شریانهای مالی نظام سلامت؛ وقتی بیمهها «بدهکار» و پزشکان «تأمینکننده» میشوند
- بازگشت ایران و آمریکا به مدار جنگ؛ حملات کوبنده ارتش آمریکا به زیرساختهای نظامی سپاه پاسداران
- دیپلماسی در بیشکک؛ تلاش ایران برای تثبیت جایگاه در نظم نوین منطقهای
- تنش بیسابقه میان تهران و واشینگتن؛ از تهدید به مصادره اموال شخصی فرماندهان سپاه تا هشدار به پاسخ نظامی در خلیج فارس
