در روزهای اخیر، انتشار تصاویر و ویدئوهایی از نفوذ لکههای سیاه و چسبنده نفت به سواحل جنوبی جزیره قشم، بار دیگر زنگ خطر را برای یکی از حساسترین زیستبومهای دریایی جهان به صدا درآورده است. این آلودگی که از منطقه «سوزا» آغاز شده و به نزدیکی زیستگاههای حساس «شیبدراز» و جنگلهای ارزشمند «حرا» در «نقاشه» رسیده است، فراتر از یک حادثه زیستمحیطی، پرسشهایی جدی را درباره امنیت دریانوردی و مسئولیتپذیری بینالمللی در پهنه آبی خلیج فارس و دریای عمان برانگیخته است.
ابعاد آلودگی و وضعیت میدانی
بر اساس گزارشهای رسمی مقامات محلی در استان هرمزگان، ابعاد این آلودگی قابل توجه است. حبیب مسیحی تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست هرمزگان، وسعت درگیری نوار ساحلی را حدود ۳۲ هزار مترمربع و پهنه آبی درگیر را نزدیک به ۹۰ هزار مترمربع برآورد کرده است.
نکته نگرانکننده در این میان، نفوذ مواد نفتی به بافت ماسهای سواحل تا عمق ۵ سانتیمتر است که عملیات پاکسازی را با پیچیدگیهای فنی مواجه میکند. در حالی که نیروهای عملیاتی، گروههای مردمنهاد و دستگاههای اجرایی در حال جمعآوری مکانیکی این لکهها با استفاده از پدها و جاذبهای ویژه هستند، بیم آن میرود که آثار زیرسطحی این آلودگی تا مدتها بر چرخه حیات آبزیان و پرندگان منطقه باقی بماند. اگرچه طبق گفته مقامات محیط زیست، تاکنون تلفاتی در میان گونههای شاخص نظیر دلفینها یا لاکپشتهای پوزهعقابی مشاهده نشده، اما کارشناسان هشدار میدهند که اکوسیستمهای مرجانی و ریشههای تنفسی درختان حرا در برابر کمترین میزان هیدروکربنهای نفتی بسیار آسیبپذیرند.

منشأیابی؛ فرضیهها و ادعاها
در خصوص منشاء این آلودگی، دو روایت متفاوت در فضای رسانهای و تخصصی شکل گرفته است:
دیدگاه رسمی داخلی: وزارت امور خارجه و مقامات صنعت نفت ایران به صراحت هرگونه نشت از تأسیسات، خطوط لوله و سکوهای داخلی را رد کردهاند. کارشناسان HSE در گفتگو با رسانههای داخلی تأکید دارند که پایش مستمر نشاندهنده پایداری عملیاتی در سکوهای خلیج فارس است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با استناد به شواهد اولیه، انگشت اتهام را به سمت یک «کشتی فلهبر خارجی» نشانه رفته است. او معتقد است که جریانهای دریایی، بادهای منطقهای و تشکیل «تاربالهای نفتی» (گلولههای نفتی ناشی از فعل و انفعالات شیمیایی در آب) باعث انتقال این آلودگی از نقاط دورتر به سواحل قشم شده است.
روایتهای بینالمللی و دادههای ردیابی: از سوی دیگر، گزارشهای منتشر شده در وبسایتهای تخصصی ردیابی شناورها نظیر «تانکرترکرز» و برخی شرکتهای امنیت دریایی، سناریوی متفاوتی را مطرح میکنند. بر اساس این ادعاها، آلودگی فعلی ممکن است ناشی از نشت نفت از کشتی فلهبر «مینوان پایونیر» (Minoan Pioneer) باشد که در اوایل ماه اوت در شمالشرقی «خصب» در آبهای عمان دچار حادثه شده بود. طبق این گزارشهای فنی، لکه نفتی ایجاد شده در اثر جریانهای آب از تنگه هرمز عبور کرده و به سمت ایران رانده شده است.
همزمانی بحران در دو سوی تنگه
بحران قشم در حالی رخ میدهد که سواحل عمان نیز با فاجعهای مشابه دستوپنجه نرم میکنند. نشت نفت از نفتکش «کارولین بزنگی» که حامل نفت روسیه بود و در نزدیکی سواحل عمان به گل نشسته، لکهای به وسعت بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر مربع ایجاد کرده است. اگرچه موقعیت جغرافیایی این دو حادثه نشان میدهد که احتمالاً با دو منبع آلودگی مجزا روبرو هستیم، اما همزمانی آنها نشاندهنده آسیبپذیری شدید زیستبوم منطقه در برابر ترافیک سنگین دریایی و حوادث مرتبط با «ناوگانهای سایه» و شناورهای تحت تحریم است که اغلب فاقد استانداردهای ایمنی و بیمهای لازم هستند.
خلأهای مدیریتی و حقوقی
حادثه آلودگی قشم فراتر از یک نشت ساده، چند چالش جدی را در حوزه مدیریت بحران و دیپلماسی زیستمحیطی ایران برجسته میکند:
اطلاعرسانی دیرهنگام: تکرار حوادث مشابه در سالهای اخیر (مانند آلودگیهای اردیبهشتماه در خارک یا حوادث مرتبط با پالایشگاه لاوان) نشان میدهد که سیستمهای هشدار زودهنگام و پایش ماهوارهای در منطقه هنوز از کارایی لازم برای پیشبینی حرکت لکهها پیش از رسیدن به ساحل برخوردار نیستند.
چالش مسئولیتپذیری بینالمللی: سخنان سخنگوی وزارت خارجه مبنی بر لزوم مشارکت طرفهای ذینفع در کشتیرانی تجاری برای جبران خسارات، اگرچه از نظر حقوقی در چارچوب کنوانسیونهای دریایی قابل طرح است، اما در عمل با دشواریهای بسیاری روبروست. شناسایی دقیق شناور خاطی در آبراههای شلوغی نظیر تنگه هرمز، نیازمند نمونهبرداریهای آزمایشگاهی دقیق و تطبیق «اثر انگشت نفتی» (Oil Fingerprinting) است تا بتوان در دادگاههای بینالمللی یا مراجع حقوقی علیه شرکتهای بیمه و مالکان شناورها اقامه دعوا کرد.
خسارتهای تریلیوندلاری: اشاره مقام وزارت خارجه به خسارتهای چند دههای به ایران، پرسشهای انتقادی را متوجه نهادهای مسئول میکند که تا چه اندازه در مستندسازی حقوقی این آسیبها و دریافت غرامت طی سالهای گذشته موفق بودهاند؟
عملیات پاکسازی در قشم به مراحل نهایی خود رسیده است، اما این پایان ماجرا نیست. جنگلهای حرا و سواحل قشم که ثروتی ملی و بینالمللی محسوب میشوند، همچنان در گرو رفتارهای غیرمسئولانه در یکی از استراتژیکترین گذرگاههای انرژی جهان هستند.
واقعیت این است که تا زمانی که «ترتیبات مدیریت زیستمحیطی» در تنگه هرمز به یک پروتکل الزامآور منطقهای با مشارکت همه کشورهای حاشیه خلیج فارس تبدیل نشود، سواحل ایران همچنان قربانی هزینههای جانبی تجارت جهانی انرژی و درگیریهای منطقهای خواهند بود. شفافیت در شناسایی منشأ دقیق آلودگی و پیگیری حقوقی آن از سوی سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان بنادر، میتواند آزمونی برای جدیت در صیانت از حقوق زیستمحیطی ایران در عرصههای بینالمللی باشد.
در حال حاضر، اولویت فوری باید بر اتمام پاکسازی جنگلهای حرای «نقاشه» و پایش سلامت لاکپشتهای پوزهعقابی متمرکز بماند؛ اما در میانمدت، نیاز به بازنگری در تجهیزات مقابله با آلودگی و تقویت دیپلماسی «یقه آبی» (دیپلماسی دریایی و زیستمحیطی) بیش از هر زمان دیگری احساس میشود تا از تکرار فجایعی که میراث طبیعی آیندگان را به سیاهی نفت میآلاید، جلوگیری شود.
- بنبست بازدارندگی هستهای؛ شکاف محاسباتی تهران در مواجهه با «خط قرمز» مسکو
- خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی از عراق پس از دو دهه؛ فرصتطلبی رژیم تهران و خطر احیای تروریسم در سایه خلأ امنیتی
- نفت خلیج فارس به سطح پیش از جنگ نزدیک شد؛ آیا محاصره ایران را به تنگنا کشانده است؟
- توفان خاموش در آموزش و پرورش؛ کالبدشکافی موج استعفای معلمان، بحران معیشت و افول کیفیت آموزش
- شکست استراتژی گروگانگیری انرژی در تنگه هرمز؛ بازیابی صادرات نفت منطقه و بنبست مالی رژیم ایران
