بحران سالمندی و سقوط نرخ باروری در ایران: میراث شوم جنگ طلبی و ماجراجویی‌های سیاسی


ایران در آستانه ورود به یک “زمستان جمعیتی” بی‌سابقه قرار گرفته است؛ بحرانی که نه‌تنها ساختار اجتماعی کشور را تهدید می‌کند، بلکه از فروپاشی قریب‌الوقوع نظام‌های حمایتی و درمانی خبر می‌دهد. در حالی که حاکمیت با نگاهی دستوری و با ابلاغ سیاست‌های تشویقی صوری، سعی در وادار کردن جامعه به فرزندآوری دارد، واقعیت‌های اقتصادی و فشارهای ناشی از سیاست‌های جنگ‌افروزانه در منطقه، راه را بر هرگونه امید به آینده بسته است. فقر گسترده، تورم کمرشکن و نبود امنیت روانی، “تجرد” و “بی‌فرزندی” را به تنها راهبرد بقا برای نسل جوان تبدیل کرده است.

آمارهای رسمی که اخیراً از سوی مقامات بهداشتی و جمعیتی منتشر شده، عمق این فاجعه را به تصویر می‌کشد. بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا، سن ازدواج در ایران با شتابی نگران‌کننده رو به افزایش است و فاصله میان پیوند زناشویی تا تولد نخستین فرزند به رکورد ۴.۶ سال رسیده است. این تاخیر طولانی، که ریشه در بی‌ثباتی اقتصادی دارد، عملاً فرصت‌های باروری را از بین برده و کشور را در تله جمعیتی گرفتار کرده است.

حدود ۱۳ میلیون جوان در سن ازدواج، همچنان مجرد هستند

گسل اقتصادی و فروپاشی امید؛ ریشه‌های تجرد ۱۳ میلیون جوان ایرانی

دکتر علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، در اظهاراتی تکان‌دهنده اعلام کرد که هم‌اکنون حدود ۱۳ میلیون جوان در سن ازدواج، همچنان مجرد هستند. این جمعیت عظیم، که باید بدنه مولد و جوان کشور را تشکیل می‌داد، به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور مسکن، اشتغال ناپایدار و سقوط ارزش پول ملی، قادر به تشکیل خانواده نیستند. حاکمیت در حالی شعار جوانی جمعیت سر می‌دهد که بخش بزرگی از سرمایه‌های ملی کشور را به جای زیرساخت‌های رفاهی و تسهیل ازدواج جوانان، صرف ماجراجویی‌های نظامی و تنش‌های منطقه‌ای کرده است. این رویکرد جنگ‌افروزانه، نه‌تنها منابع مالی را بلعیده، بلکه با ایجاد سایه دائمی ناامنی، “امید اجتماعی” را که به گفته دکتر مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، پیشران اصلی فرزندآوری است، به کلی نابود کرده است.

بحران تنها به عدم تشکیل خانواده محدود نمی‌شود؛ بر اساس آمارهای ارائه شده توسط دبیر ستاد ملی جمعیت، تعداد تولد فرزندان اول در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل بیش از ۸ درصد و فرزندان دوم بیش از ۱۱ درصد کاهش یافته است. حتی مشوق‌های اقتصادی محدودی مانند واگذاری خودرو و زمین که با تبلیغات فراوان همراه بود، نتوانسته‌اند روند کاهشی تولد فرزندان سوم را متوقف کنند؛ زیرا مردم به خوبی درک کرده‌اند که در اقتصادی که تورم در آن مرزهای منطق را جابه‌جا می‌کند، این مسکن‌های موقتی نمی‌توانند هزینه‌های بلندمدت تربیت یک انسان را تامین کنند.

زمستان جمعیتی و بحران سالمندی؛ وقتی مرگ از تولد پیشی می‌گیرد

تحولات جمعیتی ایران به نقطه‌ای بحرانی رسیده است که در آن، برخی استان‌ها عملاً در حال خالی شدن از نیروی جوان هستند. دکتر علیرضا رئیسی هشدار داد که در استان‌هایی مانند گیلان، مازندران و البرز، میزان مرگ‌ومیر از میزان تولد پیشی گرفته است. این به معنای مرگ تدریجی ساختار جمعیتی در قطب‌های اقتصادی و کشاورزی کشور است. نرخ جانشینی که باید ۲.۱ فرزند به ازای هر زن باشد، در این مناطق به زیر یک سقوط کرده است که فاجعه‌ای تمام‌عیار برای آینده ایران محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، پدیده سالمندی با سرعتی باورنکردنی در حال پیشروی است. در حالی که هم‌اکنون حدود ۱۰ درصد جمعیت را سالمندان تشکیل می‌دهند، پیش‌بینی می‌شود که تا سه دهه آینده، این رقم به ۳۰ درصد برسد. یعنی از هر سه ایرانی، یک نفر سالمند خواهد بود. این تغییر ساختار سنی، فشار مضاعفی بر نظام سلامت وارد کرده است؛ به طوری که هم‌اکنون نیز سالمندان ۴۰ درصد تخت‌های بیمارستانی را اشغال کرده‌اند. دولتی که در تأمین داروهای اولیه و هزینه‌های جاری درمان درمانده است، چگونه خواهد توانست هزینه‌های سرسام‌آور نگهداری از جامعه‌ای را که یک‌سوم آن سالخورده است، تامین کند؟

شکست سیاست‌های دستوری در سایه هزینه‌های جنگ و تحریم

تحلیل دقیق داده‌ها نشان می‌دهد که “ناباروری” نیز در ایران به یک بحران خاموش تبدیل شده است. دکتر علیرضا رئیسی با اشاره به اینکه ۲۰ درصد زوج‌های ایرانی با مشکل ناباروری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از افزایش سهم مردان در این آمار خبر داد. استرس‌های مزمن ناشی از وضعیت بد معیشتی، آلودگی‌های محیطی و سوءتغذیه ناشی از فقر، توان بیولوژیک جامعه را برای بازتولید کاهش داده است. با این حال، حاکمیت به جای سرمایه‌گذاری در درمان‌های نوین و رایگان ناباروری، بودجه‌های کلان را به بخش‌های نظامی و پروژه‌های نفوذ منطقه‌ای اختصاص می‌دهد.

بحران سالمندی در ایران با یک ویژگی منحصربه‌فرد همراه است: “زنانه‌شدن سالمندی”. آمارهای ارائه شده توسط الهام فتحی، پژوهشگر جمعیت، نشان می‌دهد که تعداد زنان سالمند از مردان پیشی گرفته است.

این زنان که غالباً به دلیل نبود فرصت‌های شغلی برابر در گذشته، فاقد مستمری بازنشستگی و حمایت‌های مالی هستند، در آینده‌ای نزدیک به یکی از بی‌پناه‌ترین گروه‌های اجتماعی تبدیل خواهند شد. نادیده گرفتن این واقعیت‌های جنسیتی در قانون جوانی جمعیت، نشان‌دهنده گسست عمیق میان سیاست‌گذاران و واقعیت‌های کف جامعه است.

پنجره جمعیتی در حال بسته شدن؛ فرصتی که فدای ایدئولوژی شد

ایران هم‌اکنون در دوره “پنجره جمعیتی” قرار دارد؛ دوره‌ای که اکثریت جمعیت در سن کار هستند. اما این فرصت طلایی به دلیل سیاست‌های انقباضی، تحریم‌های ناشی از تنش‌زایی بین‌المللی و سوءمدیریت اقتصادی، به یک تهدید تبدیل شده است. متولدین دهه ۱۳۶۰ که بزرگ‌ترین گروه جمعیتی کشور هستند، به جای آنکه موتور محرک توسعه باشند، با بحران بیکاری، نبود مسکن و فقر دست‌به‌گریبان‌اند. این نسل که اکنون در حال عبور از سن باروری است، در دهه‌های آینده به موج بزرگی از سالمندان تبدیل خواهد شد که هیچ پشتوانه اقتصادی برای دوران پیری خود ندارد.

در نهایت، گزارش‌های ستاد ملی جمعیت و وزارت بهداشت بر این حقیقت صحه می‌گذارند که مسئله جمعیت در ایران با دستور و بخشنامه حل نخواهد شد. تا زمانی که ساختار سیاسی به جای تنش‌زدایی و بهبود روابط بین‌المللی برای نجات اقتصاد، بر طبل جنگ‌افروزی می‌کوبد و منابع کشور را در خارج از مرزها هزینه می‌کند، “امید به آینده” در دل جوانان ایرانی جوانه نخواهد زد. بدون رفاه اقتصادی، آزادی‌های اجتماعی و امنیت سیاسی، سیاست‌های جمعیتی حاکمیت تنها به منزله شلیک تیر در تاریکی است که نتیجه‌ای جز پیری زودرس ایران و فروپاشی زیرساخت‌های ملی در پی نخواهد داشت.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم