دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در تازهترین موضعگیری خود اظهار کرده است که جریان عبور نفت از تنگه هرمز به سطح دوران پیش از درگیری با ایران بازگشته است؛ ادعایی که بلافاصله با آمارهای شرکتهای ردیابی کشتیها و واکنشهای تحلیلگران در تهران به چالش کشیده شد. در حالی که واشینگتن با تکیه بر «اسکورت نظامی» و آمارهای میلیونی بشکههای نفت، از شکست انسداد تنگه سخن میگوید، دادههای میدانی نشان میدهند که این آبراه راهبردی همچنان در وضعیت «انسداد» یا «عبور پرریسک» قرار دارد. تضاد میان آمار ۱۸ میلیون بشکهای ترامپ و گزارشهای مربوط به عبور تنها ۴ تا ۶ کشتی در روز، نشاندهنده لایههای پنهان نظامیگری در خلیج فارس است که تجارت آزاد انرژی را به یک عملیات جنگی پرهزینه تبدیل کرده است.
نبرد آمارها: ۱۸ میلیون بشکه در برابر سکوت رادارها
دونالد ترامپ با انتشار تصاویر گرافیکی مدعی شد که حجم نفت عبوری از هرمز به ۱۸ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که تنها ۲ میلیون بشکه با ظرفیت ۲۰ میلیونی پیش از جنگ فاصله دارد. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا نیز با تأیید این روند، روز دوشنبه را رکوردشکن توصیف کرد.
با این حال، دادههای شرکت ردیابی کشتیهای «کپلر» تصویر متفاوتی ارائه میدهد. بر اساس این آمار، تعداد کشتیهای کالایی که با فرستنده روشن (AIS) از تنگه عبور کردهاند، در روزهای اخیر به شدت کاهش یافته و از میانگین ۱۳ فروند به ۴ تا ۶ فروند رسیده است. این شکاف آماری بزرگ را میتوان به «نامرئی شدن» نفتکشها تعبیر کرد. به نظر میرسد بخش بزرگی از جریان ادعایی ترامپ، محصول کشتیهایی است که با فرستندههای خاموش و تحت پوشش سنگین ناوگان پنجم آمریکا حرکت میکنند. این نوع تردد، بیش از آنکه نشاندهنده «عادیسازی» باشد، گویای وضعیت اضطراری است که در آن امنیت فیزیکی جایگزین امنیت تجاری شده است.

تنگه ترامپ؛ حاکمیت بر آب یا جنگ روانی؟
ترامپ با به کار بردن نام نمادین «تنگه ترامپ» و ادعای پاکسازی کامل مینها، سعی دارد اقتدار نظامی ایران بر این گلوگاه را بیاثر جلوه دهد. اما رسانههای داخلی ایران و محافل نزدیک به نهادهای تصمیمگیر، این رویکرد را یک «قمار تبلیغاتی» میدانند. نورنیوز، رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی ایران، در تحلیلی اشاره کرده است که اگر تنگه باز است، چرا واشینگتن ناچار به اعزام نیرو، اسکورت شبانه و تحمل ریسک حملات پهپادی است؟
از منظر منتقدان در تهران، «باز بودن تنگه» بر اساس استانداردهای بینالمللی به معنای عبور آزاد و بدون هزینه مضاعف بیمه و نظامی است. اما وقتی عبور هر نفتکش مستلزم انهدام موشکهای کروز و دفع پهپادهاست، ادعای ترامپ درباره کنترل «هر وجب از هرمز» بیشتر به یک بیانیه انتخاباتی یا جنگ روانی شباهت دارد تا یک واقعیت ژئوپلیتیکی تثبیتشده.

راهبرد تقابلی تهران؛ از لیست سیاه تا کشتی در برابر کشتی
ایران در واکنش به تحرکات آمریکا، دامنه فشارهای غیرنظامی خود را گسترش داده است. اضافه شدن ۱۱ کشتی دیگر به فهرست سیاه ایران و رسیدن شمار شناورهای مشمول محدودیت به ۵۶ فروند، نشاندهنده تلاش تهران برای تعیین «هزینه همکاری» با واشینگتن است. گزارشهای بینالمللی مبنی بر خودداری پالایشگاههای هندی از پذیرش کشتیهای این لیست، نشان میدهد که اهرم فشار ایران فراتر از عملیات نظامی، در لایههای تجاری و بیمهای نیز فعال است.
حمله اخیر آمریکا به دو نفتکش ایرانی در بنادر، اکنون احتمال ورود به فاز «کشتی در برابر کشتی» را تقویت کرده است. تحلیلگران داخلی ایران هشدار میدهند که اگر صادرات نفت ایران به سطح حداقلی (حدود ۲۴۰ هزار بشکه) کاهش یابد، تهران ممکن است منطق «هزینه برای همه» را با شدت بیشتری دنبال کند. در چنین شرایطی، اسکورت ۴۰ نفتکش توسط آمریکا نه یک پیروزی، بلکه آغاز یک فرسایش نظامی طولانیمدت خواهد بود.

سوریه؛ جایگزین راهبردی یا مانور سیاسی؟
یکی از محورهای برجسته در اظهارات اخیر ترامپ، معرفی سوریه به عنوان گزینه جایگزین تنگه هرمز است. با استناد به گزارش واشینگتن پست، طرح انتقال نفت عراق به بندر بانیاس سوریه با کامیون و برنامه احداث خط لوله ۵.۷ میلیارد دلاری با مشارکت شرکتهای غربی (شورون و توتال) و سرمایهگذاران قطری، نشاندهنده تلاش برای بازطراحی نقشه انرژی منطقه است.
اگرچه ترانزیت ۵ هزار کامیون در روز یک واقعیت لجستیکی جدید در مرزهای عراق و سوریه ایجاد کرده، اما جایگزینی این مسیر با ظرفیت عظیم هرمز در کوتاهمدت غیرممکن به نظر میرسد. علاوه بر این، سوریه خود صحنه تنشهای نظامی است و ثبات این کریدور جدید به شدت به توافقهای کلان منطقهای وابسته است که در حال حاضر نشانهای از آن دیده نمیشود.

هرمز در وضعیت جنگ سرد دریایی
گزارشهای متناقض از تنگه هرمز نشاندهنده یک واقعیت دوگانه است: واشینگتن موفق شده با صرف هزینههای کلان نظامی، بخشی از جریان فیزیکی نفت را احیا کند، اما نتوانسته «امنیت بازار» را بازگرداند. افزایش دو برابری قیمت LNG و روی آوردن صادرکنندگانی چون قطر به انتقال «کشتیبهکشتی» در خارج از تنگه، گویای آن است که بازیگران بزرگ انرژی، روایت ترامپ از «امنیت کامل» را باور نکردهاند.
در نهایت، نبرد اصلی در هرمز نه بر سر نام، بلکه بر سر «قواعد عبور» است. ترامپ با آمارهای خود سعی در تثبیت قواعد آمریکایی دارد و ایران با لیست سیاه و عملیاتهای میدانی، به دنبال تحمیل هزینه بر این قواعد است. تا زمانی که این بنبست سیاسی حل نشود، تنگه هرمز نه یک آبراه تجاری، بلکه یک «میدان مین دیپلماتیک و نظامی» باقی خواهد ماند که هر عبوری در آن، با ریسک یک انفجار بزرگ همراه است.
- اظهارات ترامپ مبنی بر بازگشت جریان نفت به شرایط پیش از جنگ؛ هرمز در برزخِ روایت واشینگتن و گزارشهای میدانی
- آژانس بینالمللی انرژی اتمی: تهران باید اجازه بازگشت بازرسان بینالمللی را بدهد
- ترامپ: سوریه خود را جایگزین هرمز معرفی میکند؛ آیا بحران به «نعمت» تبدیل میشود؟
- با حمایت ایران و در سایه سکوت معترضان؛ «جبریل الحوثی» تنها نامزد جانشینی پدرش شد
- سد ۱۵ میلیون تومانی مقابل نیمکتها؛ مشقِ «مهر» چگونه از جیب خانوادهها سبقت گرفت؟
