بازآرایی راهبردی «محور مقاومت»؛ از نبرد پهپادی در عراق تا محاصره دریایی در یمن


در حالی که منطقه خاورمیانه طی هفته‌های اخیر شاهد نبردی پرشدت میان ایالات متحده و نیروهای همسو با ایران بود، تحولات چند روز گذشته نشان‌دهنده تغییر فاز معناداری در راهبرد منطقه‌ای تهران است. حملات پهپادی اخیر به تأسیسات نفتی عربستان سعودی که منشأ آن میان عراق و یمن مورد بحث است، در کنار تثبیت کریدور هوایی تهران-صنعا، نشان می‌دهد که «محور مقاومت» از یک شبکه دفاعی-عملیاتی در حال تبدیل شدن به یک ساختار لجستیکی و راهبردی منسجم است. این گزارش به بررسی ابعاد تحرکات جدید در عراق و یمن و تأثیر آن بر موازنه قدرت در خاورمیانه می‌پردازد.

تنش در مرزهای شمالی پادشاهی؛ معمای پهپادهای عراقی

روز دوشنبه، ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶ (۵ مرداد ۱۴۰۵)، وزارت دفاع عربستان سعودی مدعی شد که سامانه‌های پدافندی این کشور چندین پهپاد انتحاری را که از خاک عراق به سمت تأسیسات نفتی در «استان شرقی» و ریاض شلیک شده بودند، رهگیری و منهدم کرده است. سرلشکر ترکی المالکی، سخنگوی وزارت دفاع عربستان، این اقدامات را «تروریستی» خواند و گروه‌های مسلح تحت حمایت ایران در عراق را مسئول آن دانست.

نکته قابل تأمل در این میان، شکاف اطلاعاتی و مسئولیت‌ناپذیری در جغرافیای حملات است. در حالی که ریاض بر مبدأ عراقی این حملات پافشاری می‌کند و از دولت بغداد می‌خواهد مانع تبدیل خاک خود به سکوی پرتاب شود، مقامات عراقی تاکنون شناسایی هرگونه پرتابه از خاک خود را رد کرده‌اند. این عدم شفافیت، بخشی از الگوی «جنگ خاکستری» است که طی آن، ردیابی دقیق عاملان حمله برای طرف مقابل دشوار شده و هزینه پاسخگویی مستقیم را افزایش می‌دهد.

جبهه جنوب؛ یمن و راهبرد «فرودگاه در برابر فرودگاه»

همزمان با ادعاهای مطرح شده درباره عراق، جنبش انصارالله یمن به طور رسمی اعلام کرد که تأسیسات شرکت آرامکو در ینبع و جیزان را هدف قرار داده است. تصاویر ماهواره‌ای از تأسیسات نفتی «بقیق» نیز ستون‌های دود را نشان می‌دهد که حکایت از نفوذ پرتابه‌ها به عمق زیرساخت‌های انرژی عربستان دارد.

تحلیل تحرکات اخیر یمن نشان می‌دهد که انصارالله دیگر تنها یک بازیگر محلی در جنگ داخلی یمن نیست. اعلام «محاصره دریایی» کشتیرانی عربستان در دریای سرخ و هدف قرار دادن نفتکش‌های سعودی، نشان‌دهنده هماهنگی سطح بالای این گروه با راهبرد کلان تهران است. سخنان عبدالملک الحوثی، رهبر این جنبش، مبنی بر معادله «فرودگاه در برابر فرودگاه و بندر در برابر بندر»، نشان‌دهنده اعتماد به نفس نظامی جدیدی است که ریشه در تقویت توانمندی‌های پهپادی و موشکی این گروه طی سال‌های اخیر دارد.

 کریدور هوایی تهران-صنعا؛ فراتر از نمادگرایی

یکی از کلیدی‌ترین گام‌های ایران برای تکامل این محور، برقراری مجدد پروازهای مستقیم میان تهران و صنعا پس از بیش از یک دهه توقف است. فرود هواپیمای ماهان‌ایر در صنعا در اوایل ژوئیه، تنها یک اقدام دیپلماتیک برای انتقال هیئت‌های مذهبی یا سیاسی نبود. رسانه‌های داخلی ایران و تحلیل‌های منتشر شده در نشریاتی چون «اطلاعات آنلاین»، این اقدام را بخشی از تلاش تهران برای ایجاد یک «کریدور لجستیکی پایدار» توصیف می‌کنند.

این مسیر هوایی به ایران اجازه می‌دهد تا به شکلی نظام‌مند، مشاوران نظامی و قطعات پیشرفته تکنولوژیک را به یمن منتقل کند. تثبیت این مسیر، علیرغم هشدارهای ائتلاف سعودی و تهدید به هدف قرار دادن فرودگاه صنعا، نشان‌دهنده اراده تهران برای خروج یمن از محاصره و ادغام کامل آن در زنجیره تأمین «محور مقاومت» است.

 از هرمز تا باب‌المندب؛ محاصره دوگانه

راهبرد سنتی ایران همواره بر کنترل و تهدید تنگه هرمز به عنوان ابزار فشار بر بازارهای جهانی انرژی متمرکز بود. اما تحولات اخیر نشان می‌دهد که تهران در حال گسترش این اهرم فشار به «باب‌المندب» است. با توجه به اینکه حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی و بخش بزرگی از صادرات نفت عربستان از طریق باب‌المندب انجام می‌شود، حضور فعال انصارالله در این منطقه به معنای ایجاد یک «گلوگاه دوم» برای ایران است.

رسانه‌های داخلی ایران، از جمله «دنیای اقتصاد»، با اشاره به تداوم تنش‌ها تأکید دارند که سرمایه‌گذاری طولانی‌مدت ایران در یمن اکنون در حال به ثمر نشستن است. این حضور نه تنها امنیت انرژی عربستان را تهدید می‌کند، بلکه واشنگتن را نیز در موقعیت دشواری برای تضمین امنیت دریانوردی بین‌المللی قرار می‌دهد.

 هماهنگی عرضی؛ عراق، لبنان و یمن به مثابه یک واحد

تحلیل رفتار اخیر گروه‌های شبه‌نظامی در عراق و حزب‌الله در لبنان نشان می‌دهد که «محور مقاومت» به سمت یک «فرماندهی و کنترل هماهنگ» حرکت کرده است. حملات همزمان گروه‌های عراقی به پایگاه‌های آمریکا در منطقه و ورود حزب‌الله به درگیری‌ها تحت شعارهای مشترک، نشان‌دهنده این است که تهران موفق شده است جبهه‌های پراکنده را به یک واحد عملیاتی منسجم تبدیل کند.

این تمرکززدایی از قدرت نظامی و توزیع آن در پهنه جغرافیایی از دریای مدیترانه تا خلیج عدن، آسیب‌پذیری این شبکه را در برابر حملات کلاسیک کاهش داده است. به طوری که حتی با وجود ۱۳ شب حملات پیاپی ایالات متحده به مواضعی در جنوب ایران و منطقه، ساختار عملیاتی این گروه‌ها همچنان قادر به طراحی و اجرای حملات پیچیده به زیرساخت‌های حیاتی رقبای منطقه‌ای است.

 دیپلماسی در سایه پهپادها

در حالی که میدان نبرد در حال شعله‌ور شدن است، کانال‌های دیپلماتیک نیز همچنان فعال هستند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اخیراً تأکید کرد که گفتگوها با عمان صرفاً بر مدیریت کشتیرانی در تنگه هرمز متمرکز است و پیوندی با مذاکرات مستقیم با آمریکا ندارد. این موضع‌گیری نشان‌دهنده تاکتیک «تفکیک میدان از میز» است؛ تهران از طریق اهرم‌های منطقه‌ای خود (در عراق و یمن) فشار را افزایش می‌دهد تا در میز مذاکره، امتیازات بیشتری در زمینه رفع تحریم‌ها و شناسایی نقش منطقه‌ای خود دریافت کند.

توقف حملات هوایی آمریکا به دستور دونالد ترامپ پس از ۱۳ روز، از سوی برخی ناظران داخلی به عنوان «اشباع اهداف» و از سوی دیگر به عنوان «ترس از گسترش غیرقابل کنترل جنگ» تعبیر شده است. این وقفه، فرصتی را برای بازیگران محور مقاومت فراهم کرده تا دستاوردهای میدانی خود را تثبیت کرده و واقعیت‌های جدیدی را بر جغرافیای سیاسی منطقه تحمیل کنند.


گام‌های ایران برای تکامل محور مقاومت، از فاز «تأثیرگذاری نیابتی» به فاز «ادغام راهبردی» تغییر یافته است. حمله به تأسیسات نفتی عربستان و تثبیت حضور در دریای سرخ، نشان‌دهنده آن است که ایران به دنبال ایجاد یک نظم امنیتی جدید است که در آن، امنیت انرژی جهان به طور مستقیم با منافع و جایگاه سیاسی تهران گره خورده است. در این میان، یمن و عراق به عنوان دو بازوی اصلی این راهبرد، نقشی کلیدی در عبور ایران از تنگناهای ژئوپلیتیک و تبدیل شدن به قدرت بلامنازع در مدیریت گلوگاه‌های دریایی منطقه ایفا می‌کنند. چالش پیش روی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، یافتن راهکاری برای برخورد با این شبکه غیرمتمرکز و خودکفاست که به سادگی با فشارهای نظامی و اقتصادی متعارف عقب‌نشینی نمی‌کند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم