بازآرایی قوای نظامی و فشارهای اقتصادی در آستانه دیدارهای واشینگتن

منطقه خاورمیانه در شرایطی که برخی ناظران آن را وضعیت «نه جنگ و نه صلح» توصیف می‌کنند، وارد مرحله جدیدی از پیچیدگی‌های استراتژیک شده است. هم‌زمانی سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین به واشینگتن، در کنار توقف موقت حملات هوایی ایالات متحده به مواضعی در ایران، گمانه‌زنی‌ها درباره تغییر آرایش نظامی و سیاسی علیه تهران را تقویت کرده است.

بازسازی نظامی یا فرصتی برای دیپلماسی؟

حسن هانی‌زاده، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرگزاری‌های داخلی ایران، وضعیت فعلی را یک «دوره آرامش موقت» برای بازسازی توان نظامی آمریکا ارزیابی می‌کند. به گفته او، تجربه‌های پیشین نشان داده است که واشینگتن هرگاه با مشکلات لجستیکی یا ناکامی در دستیابی به اهداف میدانی مواجه می‌شود، سیگنال‌هایی برای آتش‌بس ارسال می‌کند.

هانی‌زاده معتقد است آمریکایی‌ها در حال حاضر در حال انتقال بمب‌ها و موشک‌های جدید و اتخاذ یک آرایش جنگی نوین هستند. این تحلیل با گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های بین‌المللی نیز همخوانی دارد؛ جایی که گفته می‌شود ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نسبت به کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر پدافند هوایی هشدار داده است. این موضوع نشان می‌دهد که توقف حملات ممکن است بیش از آنکه ریشه در اراده سیاسی برای صلح داشته باشد، ناشی از محدودیت‌های فنی و لجستیکی برای تداوم یک نبرد فرسایشی باشد.

مثلث واشینگتن: نتانیاهو، زلنسکی و ترامپ

سفر هم‌زمان نخست‌وزیر اسرائیل و رئیس‌جمهور اوکراین به آمریکا را نمی‌توان تنها یک رخداد تشریفاتی برای شرکت در مراسم یادبود لیندزی گراهام دانست. نتانیاهو پیش از سفر تاکید کرده است که «ایران» اولویت اصلی مذاکرات او با دونالد ترامپ خواهد بود.

از سوی دیگر، ورود اوکراین به معادلات امنیتی ایران، بعد جدیدی به بحران بخشیده است. پس از حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر، کرملین هشدار داد که این اقدام باید به مثابه حمله مستقیم به خاک ایران تلقی شود. هانی‌زاده در تحلیل خود معتقد است که این حمله مقدمه‌ای برای ورود اوکراین به جبهه ضدایرانی با حمایت ناتو است. او اشاره می‌کند که اوکراین به دلیل بن‌بست در جبهه روسیه، تلاش دارد با مشارکت در ائتلاف‌های منطقه‌ای علیه ایران، موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد؛ موضوعی که می‌تواند جنگ را از سطح منطقه‌ای به یک تقابل فرامنطقه‌ای تبدیل کند.

وزارت خزانه‌داری در برابر وزارت جنگ

در حالی که یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، از تمایل تل‌آویو برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران سخن می‌گوید، گزارش‌های رسیده از واشینگتن حاکی از رویکردی متفاوت در دولت ترامپ است. به نظر می‌رسد ترامپ تحت تاثیر مشاورانی چون جرد کوشنر و استیو ویتکاف، به این نتیجه رسیده است که «محاصره دریایی و فشارهای خزانه‌داری» می‌تواند اثربخش‌تر و کم‌هزینه‌تر از بمباران‌های هوایی باشد.

گزارش‌های اطلاعاتی که در رسانه‌های آمریکایی بازتاب یافته، مدعی است که بحران‌های داخلی ایران، از جمله کمبود بنزین و مشکلات شبکه بانکی، تهران را در موقعیت آسیب‌پذیری قرار داده است. یک مقام ارشد آمریکایی مدعی شده است که مقامات ایرانی «بیشتر از وزارت دفاع، از وزارت خزانه‌داری واهمه دارند». این استراتژی که بر مبنای «فلج کردن اقتصادی» بنا شده، با هدف وادار کردن ایران به مذاکره در شرایط ضعف دنبال می‌شود.

بحران انرژی و قیمت ۱۵۰ دلاری نفت

یکی از دلایل اصلی خویشتن‌داری فعلی ایالات متحده در حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، نگرانی از واکنش بازار جهانی نفت است. حملات مکرر به تاسیسات نفتی در عربستان (از جمله بندر ینبع) و تهدیدات مربوط به انسداد مسیرهای ترانزیتی، پتانسیل جهش قیمت نفت به فراتر از ۱۵۰ دلار را دارد. چنین اتفاقی برای دولت ترامپ، به ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، یک فاجعه اقتصادی محسوب می‌شود.

یسرائیل کاتز صراحتاً بیان کرده است که ایالات متحده فعلاً اجازه حمله به اهداف استراتژیک انرژی در ایران را به اسرائیل نمی‌دهد تا از وقوع یک بحران جهانی در بازار سوخت جلوگیری کند. با این حال، هانی‌زاده هشدار می‌دهد که این آرامش شکننده است و در صورت تداوم بحران در دریای سرخ و تنگه هرمز، فشارهای اقتصادی بر غرب ممکن است به تغییر ناگهانی راهبرد منجر شود.

سرنوشت تنگه هرمز و میانجی‌گری‌های عمان

در این میان، نقش پادشاهی عمان به عنوان میانجی سنتی بار دیگر برجسته شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران و عمان بر سر یک «نظام حقوقی جدید» برای مدیریت تنگه هرمز به توافقاتی رسیده‌اند که شباهت‌هایی به الگوی تنگه مالاکا دارد. هدف از این طرح، تقسیم مسئولیت‌ها و احتمالاً ایجاد درآمدهای قانونی برای کشورهای ساحلی در ازای تضمین امنیت است.

با این حال، به نظر می‌رسد موفقیت این طرح به نتیجه دیدار نتانیاهو و ترامپ بستگی دارد. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، در یادداشتی هشدار داده است که هدف اصلی نتانیاهو از سفر به واشینگتن، منصرف کردن ترامپ از هرگونه توافق یا کاهش تنش با تهران است. ظریف معتقد است اسرائیل همواره تلاش کرده مانع مدیریت تنش میان واشینگتن و تهران شود، چرا که بقای سیاسی برخی جریان‌ها در تل‌آویو به تداوم وضعیت بحرانی گره خورده است.

آمادگی در عین ابهام

ایران در حال حاضر با ترکیبی از تهدیدات چندلایه مواجه است؛ از فشارهای خردکننده اقتصادی وزارت خزانه‌داری آمریکا تا احتمال شکل‌گیری ائتلاف‌های نظامی غیرمنتظره با حضور بازیگرانی چون اوکراین. هانی‌زاده تاکید می‌کند که اگرچه درِ مذاکره کاملاً بسته نیست، اما مشروط به پایان سیاست‌های تهاجمی واشینگتن است. در مقابل، نیروهای مسلح ایران باید در وضعیت آماده‌باش کامل باقی بمانند، زیرا تاریخ نشان داده است که دیپلماسی در واشینگتن اغلب تنها زمانی جدی گرفته می‌شود که توان نظامی یا اقتصادی طرف مقابل، هزینه‌های جنگ را غیرقابل تحمل کند. روزهای آینده و خروجی دیدارهای کاخ سفید مشخص خواهد کرد که آیا جهان شاهد بازگشت به میز مذاکره (هرچند با شرایطی سخت‌تر) خواهد بود، یا اینکه آرایش جدید نظامی آمریکا در منطقه، سرآغاز دور جدیدی از درگیری‌هاست که ممکن است این بار جغرافیای وسیع‌تری، از خلیج فارس تا دریای خزر، را در بر بگیرد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم