گزارشهای اخیر از مذاکرات فشرده میان اسلامآباد و کویت برای انعقاد یک پیمان دفاعی گسترده، نشاندهنده چرخش معنادار در معادلات امنیتی خلیج فارس است. پس از دههها اتکای مطلق کشورهای کوچک این منطقه به چتر حمایتی ایالات متحده، اکنون کویت در پی دستیابی به توافقی با تنها قدرت هستهای جهان اسلام است که فراتر از آموزشهای نظامی معمول، شامل استقرار نیروهای رزمی و تجهیزات پیشرفته دفاعی میشود. این تحول که در بستر تنشهای فزاینده میان ایران و آمریکا و ناکارآمدی بخشی از سامانههای پدافندی غرب در برابر حملات پهپادی و موشکی شکل گرفته، پرسشهای جدی را درباره آینده ترتیبات امنیتی منطقه برانگیخته است.

معادله امنیت در برابر انرژی
بر اساس دادههای فاش شده از سوی منابع آگاه، هسته مرکزی مذاکرات پاکستان و کویت بر پایه یک معامله پایاپای استوار است: «تأمین امنیت در ازای ثبات انرژی». پاکستان که با بحرانهای اقتصادی مزمن و کمبود ذخایر ارزی دستوپنجه نرم میکند، به دنبال تضمین جریان پایدار سوخت و جذب سرمایهگذاریهای کلان از سوی کویت است. در مقابل، کویت که با وجود میزبانی از ۱۴ هزار سرباز آمریکایی، اخیراً هدف حملات سنگینی قرار گرفته که منجر به آسیب دیدن زیرساختهای حیاتی از جمله نیروگاههای برق و آبشیرینکن شده، به دنبال یک لایه دفاعی مکمل و قابلاتکا در نزدیکی مرزهای خود است.
بنا بر گزارش رسانههای داخلی ایران و خبرگزاریهای بینالمللی، کویت خواستار مدلی مشابه پیمان دفاعی پاکستان و عربستان سعودی (منعقد شده در سال ۲۰۲۵) است. این درخواست شامل استقرار هزاران نیروی نظامی، جنگندههای چندمنظوره، پهپادهای شناسایی و تهاجمی و سامانههای پدافند هوایی در خاک کویت میشود. با این حال، مقامات امنیتی در اسلامآباد با احتیاط با این درخواست برخورد میکنند. یک مقام آگاه امنیتی در پاکستان تأکید کرده است که اگرچه فهرست خواستههای کویت حداکثری است، اما اسلامآباد در حال حاضر اعزام «نیروهای رزمی» را به دلیل پیچیدگیهای سیاسی و مرزی با ایران، در دستور کار فوری ندارد.

ناکارآمدی چتر امنیتی آمریکا و ظهور پاکستان
موقعیت جغرافیایی کویت در شمال خلیج فارس، این کشور را در برابر پرتابههای میانبرد بسیار آسیبپذیر کرده است. حضور پایگاههای بزرگی نظیر «کمپ عریفجان» و «پایگاه هوایی علیالسالم» نتوانسته است مانع از نفوذ پهپادها و موشکهایی شود که زیرساختهای کویت را هدف قرار دادهاند. در چنین شرایطی، گرایش به سمت پاکستان به عنوان یک «قدرت مکمل»، انتخابی عملگرایانه به نظر میرسد.
پاکستان با دارا بودن ارتشی با بیش از ۶۶۰ هزار نیروی فعال و صنایع نظامی بومی که قادر به تولید جنگندههای مدرن است، برای کشورهای خلیج فارس جذابیتی دوچندان یافته است. رسانههای داخلی ایران، از جمله خبرگزاری «تابناک»، خاطرنشان کردهاند که ارتش پاکستان به دلیل هویت مذهبی مشترک (سنی) و سابقه طولانی در همکاریهای نظامی با ریاض، گزینهای «کمهزینهتر از نظر سیاسی» نسبت به قدرتهای فرامنطقهای محسوب میشود. از سوی دیگر، توانمندی هستهای پاکستان، نوعی بازدارندگی روانی ایجاد میکند که برخی تحلیلگران منطقه از آن تحت عنوان «چتر هستهای غیررسمی» برای متحدان عرب یاد میکنند.

چالش میانجیگری؛ اسلامآباد بر سر دوراهی
یکی از پیچیدهترین ابعاد این پیمان احتمالی، تأثیر آن بر نقش سنتی پاکستان به عنوان میانجی میان ایران و عربستان (و به تبع آن ایران و آمریکا) است. پاکستان همواره تلاش کرده است توازنی ظریف میان روابط راهبردی با ریاض و روابط همسایگی با تهران برقرار کند. ورود به یک پیمان دفاع متقابل با کویت — کشوری که در ماههای اخیر تنشهای بیسابقهای را با جمهوری اسلامی تجربه کرده است — میتواند این توازن را برهم بزند.
در داخل پاکستان، نگرانیهای فزایندهای وجود دارد مبنی بر اینکه تعهدات نظامی در خلیج فارس، این کشور را ناخواسته به درون یک درگیری منطقهای بکشاند. با این حال، جذابیتهای اقتصادی کویت، از جمله طرح ایجاد «انبار ذخیره سوخت گمرکی» در خاک پاکستان، فشار سنگینی بر تصمیمگیرندگان اسلامآباد وارد میکند تا ریسکهای سیاسی را در برابر منافع اقتصادی بپذیرند.

بلوکبندیهای جدید؛ ائتلاف سهجانبه در افق
گسترش همکاریهای پاکستان و کویت را نباید به صورت ایزوله نگریست. شواهد حاکی از آن است که یک معماری امنیتی جدید با محوریت «ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی» در حال شکلگیری است. گزارشها نشان میدهند که این سه کشور در حال تدوین پیشنویس یک توافقنامه دفاعی سهجانبه هستند. علاقهمندی بحرین به پیوستن به این سازوکار و تمایل اردن برای خرید تسلیحات پاکستانی، نشاندهنده شکلگیری یک بلوک نظامی جدید است که لزوماً تحت فرماندهی سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا) عمل نمیکند.
این وضعیت برای ایران حاوی پیامهای متناقضی است. از یک سو، کاهش اتکای کشورهای عربی به آمریکا میتواند به معنای کاهش نفوذ واشنگتن در مرزهای جنوبی ایران باشد. اما از سوی دیگر، حضور نظامی پاکستان — کشوری که روابط نزدیکی با دولت ترامپ در آمریکا دارد — در کویت و عربستان، میتواند لایه جدیدی از بازدارندگی را در برابر نفوذ منطقهای ایران ایجاد کند.

ریسکهای تعهد بیش از اندازه
اگرچه پاکستان به دنبال بهرهبرداری اقتصادی از توان نظامی خود است، اما تحلیلگران هشدار میدهند که این کشور ممکن است دچار بیشگستردگی نظامی (Military Overstretch) شود. در حالی که پاکستان با چالشهای امنیتی در مرزهای غربی خود با افغانستان و تنش دائمی با هند در شرق روبروست، اعزام نیرو و تجهیزات به خلیج فارس میتواند توان دفاعی داخلی این کشور را مستهلک کند.
همچنین، باید به این نکته توجه داشت که تکنولوژی نظامی پاکستان، اگرچه پیشرفته است، اما در بسیاری از بخشها وابسته به چین و فناوریهای غربی است. در صورت بروز یک درگیری تمامعیار، مشخص نیست که آیا اسلامآباد توان پشتیبانی لجستیکی و فنی طولانیمدت از نیروهای مستقر در خارج از کشور را خواهد داشت یا خیر.
مذاکرات دفاعی پاکستان و کویت، فراتر از یک معامله تسلیحاتی ساده، نشاندهنده دوران گذار در امنیت بینالملل است؛ دورانی که در آن قدرتهای متوسط تلاش میکنند با ایجاد ائتلافهای عرضی، خلأ ناشی از غیرقابلپیشبینی بودن ابرقدرتها را پر کنند. برای کویت، پاکستان «پل مطمئنی» است که قدرت نظامی را با ملاحظات فرهنگی و مذهبی پیوند میزند. برای پاکستان نیز، خلیج فارس «بانک مرکزی» امنیتی است که میتواند فروپاشی اقتصادی این کشور را به تأخیر بیندازد. با این حال، موفقیت این پیمان در گرو آن است که اسلامآباد چگونه میتواند از میدان مین تنشهای ایران و آمریکا عبور کند، بدون آنکه خود به بخشی از صورتمسئله تبدیل شود. در این میان، تهران با دقت نظارهگر است تا ببیند آیا همسایه شرقیاش به یک «حائل امنیتی» تبدیل میشود یا به «بازوی نظامی» رقبای منطقهای.
- تلاش پنهان پکن برای بقای تهران؛ موانع بزرگ واشینگتن در اجرای طرح “طرد اقتصادی” علیه جمهوری اسلامی
- تنش در منطقه خاکستری؛ ابعاد جایزه ۱۰ میلیون دلاری آمریکا برای فرمانده سایبری سپاه
- راهبرد «طرد اقتصادی» واشنگتن؛ تقابل چندجانبهگرایی پکن و مسکو با فشارهای فراسرزمینی آمریکا
- اظهارات ترامپ مبنی بر بازگشت جریان نفت به شرایط پیش از جنگ؛ هرمز در برزخِ روایت واشینگتن و گزارشهای میدانی
- آژانس بینالمللی انرژی اتمی: تهران باید اجازه بازگشت بازرسان بینالمللی را بدهد
