در حالی که تنشهای نظامی در منطقه خلیجفارس و دریای عمان وارد فاز جدیدی شده و جغرافیای جنوب ایران مستقیماً با پیامدهای درگیریهای سخت دستوپنجه نرم میکند، نگاهی به لایههای زیرین زندگی روزمره در استانهای خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان، حکایت از یک «بحران دوگانه» دارد. از سوی دیگر، تهدیدات خارجی و حملات هوایی نبض زندگی را تحت تأثیر قرار داده و از سوی دیگر، فرسودگی زیرساختها، قطعی مکرر خدمات عمومی و چالشهای کارگری، تابآوری اجتماعی را در دمای بالای ۵۰ درجه به چالش کشیده است.

خوزستان؛ کار زیر آفتاب ۵۵ درجه و تیغ تعدیل
در قلب تپنده صنعت ایران، یعنی خوزستان، فشار کار در شرایط بحرانی به اوج رسیده است. گزارشهای میدانی از اداره کل راهآهن جنوب (مرکز اهواز) نشان میدهد که کارگران تعمیرات ریل در دمای سوزان ۵۵ درجه، علاوه بر نبرد با طبیعت، با بحران معیشتی نیز روبرو هستند. این کارگران در گفتگو با خبرگزاریهای داخلی از کسورات شدید و غیرمنتظره در دستمزدهای حداقلی خود گلایه دارند. به گفته آنان، نه تنها پاسخ قانعکنندهای از سوی مدیریت دریافت نمیکنند، بلکه با تهدید به اخراج در صورت اعتراض مواجه میشوند.
این وضعیت در قطب پتروشیمی ایران، ماهشهر و بندر امام نیز با رنگوبوی دیگری در جریان است. ابراهیم پیرایش، دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام، با اشاره به حملات اخیر به این منطقه تأکید کرده است که علیرغم فعال بودن واحدهای صنعتی، «قانونگریزی» در برخی پتروشیمیها رواج یافته است. وی تصریح کرد که برخی شرکتها با سوءاستفاده از وضعیت جنگی، اقدام به تعدیل نیرو و عدم پرداخت حقوق معوقه کردهاند. نمونه بارز آن پتروشیمی «پتروناد» است که به بهانه اتمام پروژه، تعداد زیادی از کارگران را اخراج کرده است. این تضاد میان «اهمیت راهبردی صنایع» و «امنیت شغلی کارگران» در شرایط جنگی، به یکی از گرههای اصلی اجتماعی در جنوب تبدیل شده است.

بوشهر؛ پارادوکس ثروت انرژی و جیرهبندی آب
کمی آنسوتر در استان بوشهر، وضعیت خدمات شهری در شهرستان دشتی و شهر «کاکی» به مرحله هشدار رسیده است. در حالی که این استان میزبان عظیمترین منابع انرژی ایران در پارس جنوبی است، مردم آن با قطعی روزانه ۴ تا ۵ ساعت برق و جیرهبندی شدید آب مواجهاند.
سیدعلیاکبر فاطمی، رئیس شورای اسلامی شهر کاکی، در گفتگو با ایلنا، وضعیت را «مختلکننده زندگی عادی» توصیف کرده است. به گفته وی، شبکه آبرسانی به دلیل فرسودگی با هدررفت ۴۰ درصدی آب مواجه است و در مناطقی که آب وصل میشود، به دلیل ماندگاری در لولهها زیر آفتاب، آب با دمای بسیار بالا به دست شهروندان میرسد. پاسخ مسئولان استانی به این بحرانها، عمدتاً حول محور «تحریمها و کمبود تجهیزات» میچرخد؛ پاسخی که برای مردمی که روی ذخایر گاز جهان زندگی میکنند، دشوار به نظر میرسد.

هرمزگان؛ همزیستی با باروت و بازسازی سریع
در استان هرمزگان، اتمسفر زندگی به شدت تحت تأثیر تهدیدات نظامی قرار دارد. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که صدای پهپادها و غرش پدافند به بخشی از متن زندگی در بندرعباس و جزایر قشم، هرمز و لارک تبدیل شده است. علیرغم افت محسوس رونق بازار و گردشگری به دلیل لغو سفرهای خارجی و داخلی، روحیه عمومی در این مناطق به سمت «دفاع بومی» سوق یافته است.
فعالان رسانهای داخلی گزارش میدهند که صیادان و بومیان جزایر در قالب نیروهای مردمی، سازماندهی شده و شبها لب مرزهای آبی پست میدهند. با این حال، هدف قرار گرفتن زیرساختهای حملونقلی مانند پل محور بندرعباس به لارستان و تونلهای مسیر سیرجان، تردد در این استان راهبردی را با مشکل مواجه کرد. هرچند با تلاش نیروهای راهداری و بخش خصوصی، جادههای جایگزین و خاکی در کمتر از ۲۴ ساعت احداث شد تا شریان ترانزیتی قطع نشود، اما آسیبپذیری زیرساختهای کلیدی در برابر حملات، نگرانیهای پایداری را ایجاد کرده است.

سیستان و بلوچستان؛ اتحاد در سایه تهدید
در شرقیترین بخش نوار ساحلی، استان سیستان و بلوچستان نیز از موج تنشها برکنار نمانده است. حمله به یک استراحتگاه در ایرانشهر که منجر به شهادت تعدادی از پرسنل ارتش شد و هدف قرار گرفتن زیرساختهای غیرنظامی در چابهار، فضای استان را تحت تأثیر قرار داده است. رامین بختیاری، از فعالان اجتماعی منطقه، معتقد است این بحرانها بر خلاف تصورات، منجر به تقویت اتحاد میان طوایف شیعه و سنی شده است.
اما در اینجا نیز، مانند سایر نقاط جنوب، نوک پیکان انتقادات نه به سمت جبهه جنگ، بلکه به سمت «مدیریت داخلی» است. مردم در چابهار و ایرانشهر در حالی که با پیامدهای روانی جنگ روبرو هستند، از قطعی برق و گرانی اقلام اساسی رنج میبرند. به نظر میرسد مطالبه اصلی مردم این خطه، نه صرفاً امنیت نظامی، بلکه «امنیت معیشتی و رفاهی» همپای ایستادگی در مرزهاست.

پاشنه آشیل جنوب
بررسی وضعیت چهار استان جنوبی نشان میدهد که «تابآوری اجتماعی» مردم این مناطق در برابر تهدیدات خارجی، بسیار بالاتر از انتظار است؛ اما این پایداری به شدت توسط «ناکارآمدی زیرساختها» تهدید میشود. نابرابری میان «خروجی اقتصادی» جنوب (نفت، گاز، گمرکات و شیلات) و «ورودی خدمات» به این مناطق (آب، برق و امنیت شغلی)، شکافی است که در شرایط جنگی بیش از پیش خودنمایی میکند.
نکته حائز اهمیت این است که مردم جنوب، جنگ را به عنوان یک واقعیت تحمیلی پذیرفته و با آن همزیستی میکنند، اما تحمل «فرسودگی شبکه آب»، «قطعی برق در دمای ۵۰ درجه» و «اخراج سلیقهای کارگران» توسط شرکتهای بزرگ، فراتر از توان آنهاست. گزارشهای مستند رسانههای داخلی نشان میدهد که دولت برای حفظ ثبات در جنوب، علاوه بر تقویت پدافند نظامی، نیازمند یک «پدافند زیرساختی» فوری است.
در پایان، میتوان گفت جنوب ایران امروز در وضعیتی پارادوکسیکال قرار دارد؛ جایی که لنجها روزها برای تأمین کالای اساسی به دریا میزنند و صیادان شبها به نگهبانی از ساحل میپردازند، اما همزمان در انتظار تدبیری برای وصل شدن دو ساعت برق یا پرداخت حقوق معوقه خود هستند. تقویت این جبهه، پیش از آنکه نیازمند تسلیحات بیشتر باشد، نیازمند بازسازی اعتماد از طریق بهبود خدمات عمومی و نظارت بر حقوق نیروی کار در خط مقدم اقتصادی کشور است.
- بحران نقدینگی در چرخه امنیت غذایی؛ مطالبات معوق گندمکاران و چشمانداز مبهم خودکفایی
- تنش در روابط تهران و قاره سبز؛ دیپلماسی در بنبست تقابل و اخراج متقابل
- شکست طرح رژیم ایران برای دور زدن محاصره دریایی هرمز؛ بحران ترانزیت زمینی و تشدید فشار بر معیشت مردم
- بنبست در شورای امنیت؛ پیامدها و ابعاد وتوی نظارت بر تحریمهای ایران از سوی مسکو و پکن
- از خیابان تا بیمارستان؛ ابعاد جنایت، پنهانکاری و سرکوب ساختاری در دی ۱۴۰۴
