در حالی که بازارهای مالی ایران در نیمه شهریورماه ۱۴۰۵ با موج جدیدی از نوسانات قیمتی مواجه شدهاند، همزمان شدن رکوردشکنی قیمت ارز در بازار آزاد با اقدامات نظارتی سختگیرانه در کشورهای همسایه، چشمانداز پیچیدهای را پیش روی اقتصاد ایران قرار داده است. عبور دلار از مرز روانی ۲۰۰ هزار تومان و استقرار در کانال ۲۰۸ هزار تومان، نشاندهنده آن است که ابزارهای سنتی بانک مرکزی برای مهار بازار، با چالشهای جدی روبرو شدهاند.

تلاطم در بازار آزاد؛ وقتی تعطیلات هم مانع گرانی نمیشود
گزارشهای میدانی و وبسایتهای پایش قیمت ارز حاکی از آن است که روز یکشنبه، هشتم شهریورماه، بازار ارز ایران شاهد یک جهش بیسابقه بود. در حالی که ایران در تعطیلی رسمی به سر میبرد و بازارهای جهانی نیز در روزهای پایانی هفته میلادی فعالیت معاملهگری نداشتند، قیمت دلار آمریکا در معاملات آنلاین و بازار غیررسمی به رقم ۲۰۸ هزار تومان رسید. این افزایش قیمت تنها محدود به دلار نبود؛ پوند بریتانیا مرز ۲۸۰ هزار تومان را در نوردید و یورو نیز در آستانه ورود به کانال ۲۴۰ هزار تومانی قرار گرفت.
وبسایت «عصر ایران» و دیگر رسانههای داخلی که نوسانات بازار را رصد میکنند، تایید کردهاند که روند صعودی قیمتها حتی در ساعات میانی روز نیز متوقف نشده و نرخها لحظه به لحظه جابهجا شدهاند. نرخ درهم امارات نیز که همواره به عنوان شاخصی برای پیشبینی قیمت دلار در تهران عمل میکند، از ۵۶ هزار تومان فراتر رفته است که خود نشاندهنده فشار تقاضا در بازارهای حوالهای منطقه است.

شکست سیاست تزریق؛ چرا بستههای دلاری کارساز نیستند؟
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در واکنش به عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، از سوم شهریورماه اقدام به عرضه ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس در شبکه بانکی کرد. با این حال، آمارهای رسمی نشان میدهند که این تزریق نقدینگی نتوانسته است عطش بازار را فرو بنشاند. بر اساس گزارش رسانههای داخلی، از این بسته نیم میلیارد دلاری، تنها حدود ۲۰ میلیون دلار توسط متقاضیان (اشخاص حقیقی و حقوقی) خریداری شده است.
تحلیل این وضعیت نشان میدهد که محدودیتهای سقف خرید (هزار دلار برای افراد حقیقی و ۵ هزار دلار برای حقوقی) و شاید فاصله قیمتی میان نرخ رسمی و بازار آزاد، مانع از جذب این منابع شده است. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، اگرچه این تلاطمات را «موقتی» و ناشی از «فضای روانی و تبلیغاتی» قلمداد کرده، اما در عین حال به واقعیتی تلخ اذعان نموده است: میانگین تامین روزانه ارز نسبت به سال گذشته نزدیک به ۱۵ درصد کاهش یافته و از ۲۰۵ میلیون دلار به ۱۷۵ میلیون دلار رسیده است. این کاهش عرضه، در کنار افزایش انتظارات تورمی، موتور محرک افزایش قیمتها در روزهای اخیر بوده است.

تنگنای تجاری و اعتراف به کاهش ۳۵ درصدی مبادلات
ریشه این بحران ارزی را باید در بخش واقعی اقتصاد و فشارهای بینالمللی جستوجو کرد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، اخیراً در اظهارنظری صریح از افت ۳۵ درصدی صادرات و واردات کشور خبر داده است. وی علت این پدیده را تشدید تحریمها و محاصره بنادر کشور عنوان کرد. این کاهش قابل توجه در تراز تجاری، مستقیماً بر درآمدهای ارزی دولت تاثیر گذاشته و توان مانور بانک مرکزی را در بازار کاهش داده است.
دولت دونالد ترامپ در واشینگتن با راهبرد «طرد اقتصادی»، فشار بر مبادی ورودی ارز به ایران را به حداکثر رسانده است. این کارزار فراتر از تحریمهای نفتی، اکنون شاهرگهای بانکی و همکاریهای منطقهای ایران را هدف قرار داده است. در چنین شرایطی، محدود شدن مسیرهای تجارت خارجی نه تنها دسترسی به منابع ارزی را دشوار کرده، بلکه هزینههای نقل و انتقال پول را نیز به شدت افزایش داده است.

شوک اماراتی؛ انسداد درگاههای غیررسمی ارزی
در حالی که تهران با بحران داخلی ارز دستوپنجه نرم میکند، سیگنالهای نگرانکنندهای از سوی متحدان تجاری سنتی در منطقه صادر میشود. اقدام وزارت خزانهداری آمریکا علیه شعب «بانک مصر» در امارات متحده عربی، نقطه عطفی در تشدید فشارهای بانکی محسوب میشود. واشینگتن این بانک را متهم کرده است که با تسهیل تراکنشهای مالی برای ایران، به دور زدن تحریمها کمک کرده و به همین دلیل دسترسی آن را به نظام دلاری قطع کرده است.
واکنش سریع بانک مرکزی امارات به این موضوع، نشاندهنده تغییر اتمسفر نظارتی در کشورهای حوزه خلیج فارس است. بانک مرکزی امارات اعلام کرده است که «بررسی ویژه و فوری» فعالیتهای این بانک را آغاز کرده تا اطمینان حاصل کند که سیستم مالی این کشور در معرض «خطرات اعتباری» و انزوای بینالمللی قرار نمیگیرد. بیانیه شفاف مقامات اماراتی مبنی بر لزوم رعایت قوانین کشورهای صادرکننده ارز (آمریکا)، نشاندهنده آن است که دوبی دیگر نمیتواند مانند گذشته به عنوان یک «حیاط خلوت مالی» برای دور زدن محدودیتها عمل کند.

تقابل دیپلماسی فشار و اقتصاد مقاومتی
وضعیت فعلی نشاندهنده یک «قیچی اقتصادی» است که یک لبه آن در داخل (کاهش عرضه ارز و افت تولید) و لبه دیگر آن در خارج (نظارتهای سختگیرانه بانکی در امارات و کارزار طرد اقتصادی) در حال حرکت است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، به صراحت اعلام کرده است که حامیان مالی ایران نمیتوانند همزمان به دلار و نظام مالی جهانی دسترسی داشته باشند. این پیام تند، کشورهای ثالث و بانکهای بینالمللی را بر سر دوراهی انتخاب بین بازار بزرگ جهانی یا همکاری با تهران قرار داده است.
در داخل ایران، اگرچه مقامات بر مدیریت بازار تاکید دارند، اما واقعیتهای آماری ارائهشده توسط رئیسجمهور و رئیس کل بانک مرکزی، نشان از فرسایش منابع و ابزارهای کنترلی دارد. شکست نسبی طرح عرضه ۵۰۰ میلیون دلاری نشان داد که اعتماد عمومی به نرخهای دولتی کاهش یافته و بازار آزاد، فارغ از بیانیههای رسمی، مسیر خود را بر اساس واقعیتهای میدان تجارت و سیاست خارجی تعیین میکند.
چشمانداز روزهای آتی، با توجه به بازرسیهای سختگیرانه در امارات و کاهش درآمدهای ارزی، حکایت از تداوم فشار بر ریال دارد. مگر آنکه تغییری بنیادین در مسیر دیپلماسی اقتصادی یا گشایشی در بنبستهای تجارت خارجی رخ دهد، در غیر این صورت، شکاف میان واقعیتهای بازار و ارقام رسمی بانک مرکزی، عمیقتر از هر زمان دیگری خواهد شد. ایران اکنون در وضعیتی قرار دارد که هرگونه تلاطم در کوچکترین نهاد مالی در دوبی یا قاهره، مستقیماً بر معیشت شهروندان در تهران و سایر شهرها اثر میگذارد؛ واقعیتی که نشان از درهمتنیدگی عمیق بحرانهای ارزی با فشارهای هدفمند بینالمللی دارد.
- فشار مضاعف بر ریال در سایه انسداد مسیرهای ارزی؛ از رکوردشکنی دلار تا چرخش نظارتی امارات
- هشدار فرماندهان ارشد پنتاگون؛ جنگ فرسایشی با رژیم ایران توازن قدرت جهانی واشینگتن را به مخاطره انداخت
- دریای سرخ؛ محموله قطعات پهپادهای ایرانی برای حوثیها توقیف شد
- دیپلماسی در منگنه؛ چگونه تقابل ایران و آمریکا معادلات G20 و پیمانهای منطقهای را بازنویسی میکند؟
- دشمنشناسی منطقهای در پیام «وحدت» مجتبی خامنهای؛ تلاشی برای بازتعریف مناسبات در میانه تنشهای بیسابقه
