بن‌بست در جعبه سیاه هسته‌ای؛ سایه جنگ و انزوای دیپلماتیک بر روابط تهران و آژانس

تازه‌ترین گزارش‌های محرمانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که در آستانه نشست شورای حکام منتشر شده، نشان‌دهنده وقوع یک ”نابینایی اطلاعاتی” بی‌سابقه در نظارت بر فعالیت‌های اتمی تهران است. در شرایطی که ایران تنها نیروگاه بوشهر را به روی بازرسان گشوده، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، با چالشی روبروست که فراتر از پروتکل‌های فنی، به عمق یک بحران سیاسی و نظامی ریشه دوانده است.


آرایش جدید دیپلماتیک: بلوک شرق در برابر فشارهای غرب

در آستانه نشست سرنوشت‌ساز شورای حکام، وین شاهد تحرکات دیپلماتیک فشرده‌ای بود. نشست مشترک سفرا و نمایندگان دائم ایران، چین و روسیه با رافائل گروسی، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک جبهه متحد در برابر رویکردهای احتمالی تند از سوی پایتخت‌های غربی است. این نشست که با هدف بررسی گزارش‌های اخیر آژانس برگزار شد، پیامی روشن به همراه داشت: تهران در فضای پس از جنگ، مسیر خود را در هماهنگی با متحدان راهبردی‌اش جست‌وجو می‌کند.
با این حال، لحن گزارش‌های مدیرکل نشان می‌دهد که این رایزنی‌ها هنوز نتوانسته است شکاف عمیق میان انتظارات فنی آژانس و ملاحظات امنیتی تهران را پر کند. آژانس در گزارش خود صراحتاً اعلام کرده است که به دلیل حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای، تداوم آگاهی خود را از موجودی مواد هسته‌ای و وضعیت سانتریفیوژها از دست داده است.

میراث جنگ: تأسیساتی که در دسترس نیستند

حملات هوایی ماه ژوئن ٢٠٢٥ و متعاقب آن جنگ فوریه ۲۰۲۶، نه تنها به ابنیه فیزیکی تأسیساتی چون نطنز، خُنداب (اراک) و اردکان آسیب زده، بلکه پیوستگی نظارتی آژانس را نیز از میان برده است. بر اساس گزارش‌های محرمانه، آژانس از اسفندماه گذشته (فوریه ۲۰۲۶) هیچ دسترسی مؤثری به مواد هسته‌ای اعلام‌شده در تأسیسات کلیدی نداشته است.

تحلیل تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که بخش‌های ورودی تأسیسات غنی‌سازی نطنز و بخش‌هایی از کارخانه آب سنگین خنداب دچار آسیب‌های جدی شده‌اند. حتی در نیروگاه بوشهر، سازه‌ای در نزدیکی رآکتور هدف قرار گرفته است. تهران با استناد به وضعیت جنگی و ملاحظات شورای عالی امنیت ملی، دسترسی به این سایت‌های آسیب‌دیده را به حالت تعلیق درآورده است. این انسداد دسترسی، آژانس را در وضعیتی قرار داده که گروسی آن را بی‌سابقه توصیف می‌کند؛ وضعیتی که در آن ناظر بین‌المللی قادر به تأیید صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران نیست.


ذخایر اورانیوم؛ عبور از مرزهای هشدار

یکی از نگران‌کننده‌ترین بخش‌های گزارش آژانس، مربوط به ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد است. طبق آخرین آمار، ایران ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد؛ مقداری که تنها یک گام فنی با سطح تسلیحاتی (۹۰ درصد) فاصله دارد. گروسی هشدار داده است که این حجم از مواد، در صورت اتخاذ تصمیم سیاسی، برای تولید تا ۱۰ کلاهک هسته‌ای کافی است.
مشکل اصلی اینجاست که آژانس اکنون بیش از پنج ماه است که به مواد هسته‌ای دسترسی مستقیم ندارد. این بدان معناست که نهاد ناظر نمی‌تواند با قاطعیت بگوید که آیا غنی‌سازی در این سطوح متوقف شده یا فرآیند بازفرآوری ادامه دارد. از دست رفتن تداوم آگاهی به این معناست که حتی در صورت بازگشت بازرسان، بازسازی تصویر دقیق از موجودی واقعی اورانیوم ایران، فرآیندی طولانی، دشوار و شاید ناممکن باشد.


پروتکل‌های پادمانی و بن‌بست حقوقی

مطابق توافقات پادمانی، ایران موظف است پس از حوادث غیرمترقبه یا حملات نظامی، گزارشی ویژه از وضعیت مواد هسته‌ای خود ارائه دهد. آژانس این گزارش را برای اطمینان از عدم انحراف مواد به سمت اهداف نظامی غیرقابل جایگزین می‌داند. با این حال، پاسخ تهران به این درخواست‌ها سرد بوده است. مقامات ایرانی، از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، تأکید کرده‌اند که همکاری‌ها نمی‌تواند به روال سابق ادامه یابد.

نامه ۲۰ آبان تهران به آژانس، همکاری‌های آتی را منوط به تصمیمات نهادهای بالادستی امنیتی دانسته است. این رویکرد، در کنار توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و کد اصلاحی ۳.۱، عملاً دست آژانس را در ردیابی مواد و فعالیت‌های اعلام‌نشده بسته است. اگرچه بازرسی از مرکز فناوری هسته‌ای اصفهان در دستور کار است، اما این اقدامات از سوی ناظران بین‌المللی به عنوان ”مُسکن‌های موقت” برای یک بحران ساختاری دیده می‌شود.


مکانیسم ماشه و انزوای فزاینده

 پایان جنگ ۱۲ روزه با یک زلزله دیپلماتیک همراه بود: فعال شدن مکانیسم بازگشت خودکار تحریم‌ها (Snapback) توسط شورای امنیت سازمان ملل. این اقدام که با هدف مهار برنامه هسته‌ای ایران انجام شد، عملاً توافقات جانبی از جمله توافق قاهره را پیش از اجرا از میان برد. بازگشت تحریم‌ها، انسداد دارایی‌های خارجی و محدودیت‌های شدید بر برنامه موشکی و معاملات تسلیحاتی، ایران را در وضعیتی قرار داده که عباس عراقچی آن را ”نبود امکان مذاکره با آمریکا” توصیف می‌کند.
این انزوای بین‌المللی، پارادوکس پیچیده‌ای را ایجاد کرده است؛ از یک سو فشار تحریم‌ها افزایش یافته و از سوی دیگر، نظارت‌های بین‌المللی به پایین‌ترین سطح خود در یک دهه اخیر رسیده است. ایران اکنون تنها کشور غیرهسته‌ای در پیمان NPT است که اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی‌سازی کرده و همزمان، دسترسی‌های آژانس را به حداقل رسانده است.

دیپلماسی در لبه پرتگاه

گزارش‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان می‌دهد که برنامه هسته‌ای ایران از یک موضوع فنی-حقوقی به یک پرونده امنیتی-نظامی تمام‌عیار تبدیل شده است. نابودی بخش‌هایی از زیرساخت‌های هسته‌ای در جریان جنگ، نه تنها پیشرفت فیزیکی برنامه را با چالش مواجه کرده، بلکه دیوار بلندی از بی‌اعتمادی میان تهران و وین بنا نهاده است.

در حالی که مدیرکل آژانس بر ضرورت همکاری فوری و بدون تأخیر تهران تأکید دارد، ایران همکاری را ابزاری برای چانه‌زنی در برابر تحریم‌های جدید و پیامدهای جنگ می‌بیند. واقعیت این است که توافق سال ۲۰۱۵ (برجام) به تعبیر گروسی دیگر پاسخگوی شرایط فعلی نیست. جهان اکنون با جعبه سیاهی روبروست که اطلاعات آن در حال پاک شدن است و هر روز که می‌گذرد، بازسازی این اطلاعات دشوارتر می‌شود. بدون یک ابتکار دیپلماتیک بزرگ که فراتر از چارچوب‌های فنی آژانس باشد، سایه ابهام بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران می‌تواند جدی‌ترین تهدید برای ثبات منطقه‌ای در دوران پس از جنگ باشد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم