سقوط شبکه انرژی و ظهور «برق طبقاتی» در ایران؛ صنایع در بن‌بست و سفره‌هایی که در خاموشی کوچک می‌شوند


بحران ناترازی انرژی در تابستان ۱۴۰۵، بار دیگر ناتوانی ساختاری رژیم ایران در مدیریت زیرساخت‌های حیاتی کشور را به شکلی عریان به نمایش گذاشته است. در حالی که دمای هوا در بسیاری از نقاط ایران به سطوح طاقت‌فرسا رسیده، قطعی‌های مکرر و برنامه‌ریزی‌شده برق، زندگی روزمره شهروندان را فلج کرده و چرخ‌های تولید را از حرکت بازداشته است.

این وضعیت که محصول دهه‌ها سوءمدیریت و نبود سرمایه‌گذاری در بخش نیروگاهی است، اکنون پدیده نگران‌کننده‌ای به نام «طبقاتی‌شدن برق» را در جامعه ایجاد کرده؛ پدیده‌ای که در آن برخورداری از روشنایی و خنکای محیط، دیگر یک حق شهروندی نیست، بلکه به کالایی لوکس تبدیل شده که تنها قشر مرفه توان خرید آن را دارند.

گزارش‌های دریافتی از نهادهای نظارتی و اقتصادی حاکی از آن است که در ایرانِ امروز، اگرچه قیمت اسمی قبض‌های برق به دلیل یارانه‌های دولتی پایین نگه داشته شده، اما هزینه واقعی «روشن ماندن» سر به فلک کشیده است. طبق بررسی‌های رسانه‌های داخلی از جمله «اقتصادنیوز»، شکاف عمیقی میان توان خرید مردم و هزینه‌های مقابله با خاموشی ایجاد شده است.

 در حالی که حداقل دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون تومان تعیین شده، قیمت یک سامانه برق اضطراری خانگی که بتواند وسایل ضروری را روشن نگه دارد، به صدها میلیون تومان می‌رسد؛ ارقامی که فراتر از درآمد سالانه یک خانوار عادی است و عملاً اکثریت جامعه را در برابر گرما و تاریکی بی‌دفاع گذاشته است.

رژیم با رها کردن شبکه سراسری، عملاً امنیت انرژی را به بخش خصوصی و توان فردی مردم واگذار کرده است

شکاف طبقاتی در تاریکی؛ روشنایی به شرط ثروت

با تداوم خاموشی‌ها، بازار تجهیزاتی مانند یو‌پی‌اس و موتور برق رونق بی‌سابقه‌ای گرفته است، اما این رونق تنها برای کسانی است که از توان مالی بالایی برخوردارند. در تهران، جایی که پیک مصرف به بیش از ۱۲ هزار مگاوات رسیده، تجربه خاموشی در یک محله برای همه یکسان نیست. در حالی که یک خانواده کارگری باید ساعت‌ها در گرمای «شرجی» و بدون جریان هوا سر کند، همسایگان مرفه با صرف هزینه‌های کلان برای باتری‌های لیتیومی و پنل‌های خورشیدی، زندگی عادی خود را ادامه می‌دهند. این نابرابری در داده‌های شرکت دیجی‌کالا نیز مشهود است؛ جایی که جست‌وجوی موتور برق و اینورتر در مقاطع بحرانی تا ۳۷ برابر جهش یافته است.

مهندس حسین کاظمی، از فعالان حوزه تکنولوژی برق، در گفتگو با رسانه‌ها فاش کرد که تقاضای اصلی در بازار نه از سوی مردم عادی، بلکه از جانب بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ است که پروژه‌های میلیاردی برای تأمین برق اضطراری تعریف می‌کنند.

این وضعیت نشان می‌دهد که رژیم با رها کردن شبکه سراسری، عملاً امنیت انرژی را به بخش خصوصی و توان فردی مردم واگذار کرده است. به این ترتیب، «صورت‌حساب پنهانی» که روی قبض‌های رسمی نمی‌آید، شامل هزینه‌های هنگفت خرید تجهیزات و خسارات ناشی از سوختن وسایل برقی است که بار آن مستقیماً بر دوش مردمی قرار دارد که درگیر تورم ۳۰۰ درصدی هستند.

صنعت در جایگاه «فرزند ناتنی»؛ خسارت‌های میلیاردی به تولید ملی

در جبهه تولید، وضعیت به مراتب فاجعه‌بارتر گزارش شده است. افشین راوریان، عضو اتحادیه صادرکنندگان خراسان رضوی، در نشست خبری با انتقاد تند از سیاست‌های تبعیض‌آمیز رژیم، اعلام کرد که بخش صنعت به «قربانی اول» کمبود انرژی تبدیل شده است. وی تأکید کرد که در حالی که فروشگاه‌های لوکس و نمایشگاه‌ها در شهرها با حداکثر توان از روشنایی استفاده می‌کنند، واحدهای تولیدی با ۶۰ نوبت قطعی برق در ماه روبرو هستند. این قطعی‌ها نه‌تنها خطوط تولید را متوقف می‌کند، بلکه باعث می‌شود مواد اولیه باقی‌مانده در دستگاه‌ها به ضایعات تبدیل شده و تجهیزات حساس صنعتی دچار خرابی‌های جدی شوند.

آمارهای ارائه شده در این نشست نشان‌دهنده عمق خسارات است؛ به طوری که هر نوبت قطعی برق برای برخی واحدهای صنعتی، بیش از ۱۱۰ میلیون تومان ضرر مستقیم به همراه دارد. پیامد این وضعیت، افزایش قیمت تمام‌شده کالاها و از دست رفتن بازارهای صادراتی در رقابت با کشورهای همسایه است.

صنعتگران هشدار می‌دهند که اگر این روند ادامه یابد، «پایین کشیدن کرکره کارخانه‌ها» تنها گزینه باقی‌مانده خواهد بود؛ تصمیمی که به معنای بیکاری هزاران کارگر و نابودی زیرساخت‌های اقتصادی کشور است. رژیم با تحمیل تمام بار ناترازی انرژی به بخش مولد، عملاً مسیر فروپاشی اقتصادی را هموار کرده است.

بحران نساجی و تهدید اشتغال ۱۳ درصدی

صنعت نساجی ایران نیز که یکی از بزرگترین بخش‌های اشتغال‌زا در کشور محسوب می‌شود، در آستانه سقوط قرار گرفته است. مجید دستمالچیان، رئیس هیئت رئیسه انجمن صنایع نساجی ایران، در گفتگو با خبرگزاری‌های «ایسنا» و «رکنا» نسبت به آثار ویرانگر قطعی برق بر این صنعت هشدار داد. به گفته وی، حدود ۱۳ درصد از کل اشتغال کشور به این حوزه وابسته است و ماهیت زنجیره‌ای تولید در نساجی باعث می‌شود که هر بار خاموشی، ساعت‌ها زمان و هزینه‌های گزاف برای راه‌اندازی مجدد خطوط تولید نیاز داشته باشد.

این مقام صنفی خاطرنشان کرد که در کنار مشکل برق، ناهماهنگی دستگاه‌های دولتی در تخصیص ارز و محدودیت‌های بانکی، توان رقابتی تولیدکنندگان ایرانی را در بازارهای جهانی از بین برده است. رژیم ایران در حالی از تولیدکنندگان می‌خواهد خود به فکر تأمین برق باشند که طرح‌های انرژی تجدیدپذیر به دلیل نبود تسهیلات و بازگشت سرمایه ۴۰ ساله، هیچ‌گونه توجیه اقتصادی ندارند. این بن‌بست چندجانبه نشان می‌دهد که مقامات تهران به جای حل ریشه‌ای مشکلات، تنها به دنبال «مدیریت مصرف» از طریق فشار بر سفره‌های مردم و نابودی ظرفیت‌های صنعتی هستند.

مصائب شمال ایران؛ زندگی در کوره «شرجی» بدون روشنایی

در مناطق شمالی کشور، به‌ویژه استان گلستان، قطعی برق ابعاد انسانی خطرناکی به خود گرفته است. فریده ستایشگر در گزارشی برای خبرگزاری «تسنیم» می‌نویسد که در این مناطق، خاموشی دو ساعته به دلیل رطوبت و گرمای شدید، به تجربه‌ای فرساینده و غیرقابل‌تحمل برای کودکان، سالمندان و بیماران تبدیل شده است. ناترازی میان تولید یک هزار مگاواتی و نیاز ۱۶۰۰ مگاواتی استان، باعث شده تا مردم عملاً در یک کوره زندگی کنند. اگرچه مسئولان با شعار «پویش ۲۵ درجه» سعی دارند بار مسئولیت را به دوش مردم بیندازند، اما واقعیت این است که زیرساخت‌های فرسوده و کمبود نیروگاه‌های برق‌آبی در پایان تابستان، راهی جز خاموشی‌های گسترده باقی نگذاشته است.

مسئولان صنعت برق استان اصفهان نیز به خبرگزاری «ایران جیب» اعلام کرده‌اند که این وضعیت دست‌کم تا پایان شهریور ادامه خواهد داشت. هشدارها درباره سوختن وسایل برقی به دلیل نوسانات ولتاژ پس از وصل مجدد برق، استرس مضاعفی را به خانواده‌ها تحمیل کرده است.

آنچه در تابستان ۱۴۰۵ در ایران رخ می‌دهد، فراتر از یک نقص فنی است؛ این تصویر حکومتی است که اولویت‌های خود را در جایی خارج از رفاه و امنیت شهروندانش تعریف کرده و اکنون با ناتوانی در تأمین ابتدایی‌ترین نیاز بشری یعنی انرژی، جامعه را به سوی یک انفجار اجتماعی و اقتصادی سوق می‌دهد.

 در حالی که مقامات از «پایداری شبکه» سخن می‌گویند، چراغ خانه‌های مردم و کوره کارخانه‌ها، یکی پس از دیگری در حال خاموشی است.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم