گزارشهای تازه از روند مذاکرات صلح میان ایران و آمریکا نشان میدهد که یک نبرد قدرت جدی در درون بدنه حاکمیت تهران، مانعی بزرگ بر سر راه پیشرفت گفتگوها ایجاد کرده است.
بر اساس گزارش تحقیقی روزنامه وال استریت ژورنال، در حالی که دولت غیرنظامی به ریاست مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، برای آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدود شده تلاش میکند، مقامات تندروی نظامی و در راس آنها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با پافشاری بر کنترل مطلق بر تنگه هرمز، روند دیپلماسی را به مخاطره انداختهاند. این دوگانگی در اولویتها، نه تنها سرعت مذاکرات را کاهش داده، بلکه اجرای تفاهمنامه صلحی را که در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ به امضای طرفین رسید، با تهدیدی جدی مواجه کرده است.
مقامات آشنا به روند گفتگوها در دوحه فاش کردهاند که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، بر آزادسازی فوری داراییهای منجمد شده تمرکز کرده است تا مرهمی بر اقتصاد ویران شده کشور بگذارد.
ایران پس از تحمل سالها تحریم و اخیراً یک کارزار بمباران ۳۹ روزه و محاصره نظامی توسط آمریکا، با تورم مهارناپذیر و آسیبهای ساختاری به صنعت نفت روبروست. برای دولت پزشکیان، دسترسی به این منابع مالی تنها راه بازسازی حداقلی معیشت میلیونها ایرانی است که زیر فشار اقتصادی خرد شدهاند. با این حال، راهبرد سپاه پاسداران در تقابل مستقیم با این نیازهای معیشتی قرار دارد و منافع سازمانی و نظامی خود را بر ثبات اقتصادی کشور مقدم شمرده است.

اول: تلاش دولت مسعود پزشکیان برای آزادسازی داراییهای منجمد در قطر
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، روز دوشنبه اعلام کرد که تیم مذاکرهکننده ایرانی برای گفتگوهای غیرمستقیم درباره دسترسی به داراییهای مسدود شده، به دوحه ملحق خواهد شد. تمرکز اصلی دولت مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، بر ۶ میلیارد دلار از مجموع ۱۲ میلیارد دلار منابع مالی است که تحت نظارت قطر در دوحه نگهداری میشود. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، که دو سال پیش با وعده احیای اقتصاد و تعامل با غرب به قدرت رسید، اکنون برای اجرای این وعدهها به شدت نیازمند تزریق ارز خارجی به شبکه بانکی کشور است. با این حال، تداوم رفتارهای تهاجمی در تنگه هرمز، دست دولت او را در میز مذاکره با فرستادگان ارشد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، خالی کرده است.
استیو ویتکوف و جرد کوشنر، فرستادگان ارشد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه در دوحه با میانجیگران قطری دیدار کردند تا درباره نحوه اجرای توافق صلح رایزنی کنند. مقامات آمریکایی به صراحت اعلام کردهاند که آزادسازی هرگونه دارایی منجمد شده، به رفتار ایران و بهویژه تضمین امنیت دریانوردی در تنگه هرمز بستگی دارد. عبور آزادانه کشتیها از این آبراه حیاتی، مهمترین رکن تفاهمنامه اولیه صلح است که در اواسط ماه ژوئن امضا شد. اما همزمان با این تلاشهای دیپلماتیک، سپاه پاسداران با رویکردی که تحلیلگران آن را “باجخواهی راهبردی” مینامند، در حال تخریب مسیر صلح است تا تسلط خود را بر جغرافیای امنیتی منطقه حفظ کند.
دوم: باجخواهی راهبردی سپاه پاسداران در تنگه هرمز
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که کنترل نیروهای دریایی در آبهای ایران را بر عهده دارد، تنگه هرمز را نه به عنوان یک آبراه بینالمللی، بلکه به عنوان یک دارایی تجاری و نظامی برای خود میبیند. به گزارش وال استریت ژورنال، این نهاد نظامی در پی ایجاد سازوکاری برای دریافت هزینههای عبور و مرور از کشتیهاست که بهانه آن پوشش هزینههای امنیتی و زیستمحیطی عنوان شده است. مقامات ایرانی در جلسات خصوصی اعلام کردهاند که چنین طرحی میتواند سالانه ۴۰ میلیارد دلار درآمد برای نیروهای مسلح ایجاد کند. سپاه پاسداران به میانجیگران اعلام کرده است که اگر تضمینی برای کنترل انحصاری ایران بر این تنگه دریافت نکند، بار دیگر عبور و مرور را متوقف خواهد کرد.
مصطفی پاکزاد، مشاور شرکتهای خارجی در امور سیاسی ایران، معتقد است که برای نظامیان، کنترل بر تنگه هرمز موثرترین راه برای باقی ماندن در موضع قدرت است.
او میگوید: “آنها احساس میکنند تا زمانی که بر هرمز حکومت میکنند، هم در برابر آمریکا و هم در داخل کشور، دست برتر را خواهند داشت”. این نهاد نظامی حتی با حمله هفته گذشته به نفتکشی که حامل ۲ میلیون بشکه نفت از قطر بود، نشان داد که حاضر است روابط با اصلیترین میانجی صلح یعنی قطر را نیز فدا کند تا برتری خود را ثابت نماید. این اقدام سپاه پاسداران، پیامی روشن به دولت مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، بود که قدرت واقعی در تهران همچنان در اختیار نظامیان است.

سوم: سقوط تردد دریایی و بنبست در مذاکرات صلح
اقدامات تهاجمی سپاه پاسداران در آبهای عمان منجر به واکنش نظامی آمریکا و حمله به تاسیسات دریایی ایران شد. این تبادل آتش، مذاکرات اجرایی صلح را که قرار بود در این آخر هفته در سوئیس برگزار شود، مختل و محل برگزاری آن را به قطر منتقل کرد. اگرچه هر دو طرف در اواخر روز یکشنبه با توقف درگیریها و آغاز مجدد گفتگوها موافقت کردند، اما سپاه پاسداران بلافاصله تهدیدات خود را علیه کشتیهای در حال عبور از سر گرفت. این نهاد نظامی اعلام کرده است که هیچ شناوری بدون اجازه مستقیم آنها حق عبور از تنگه را ندارد، موضوعی که با مفاد آزادی دریانوردی در تضاد مطلق است.
پیامد این سیاستهای تهاجمی، سقوط بیسابقه ترافیک دریایی در منطقه بوده است. بر اساس دادههای موسسه کپلر که به پایش محمولههای تجاری میپردازد، تعداد کشتیهای عبوری از تنگه هرمز از ۷۵ فروند در روز چهارشنبه گذشته به تنها ۲۲ فروند در روز یکشنبه کاهش یافته است. این وضعیت نشاندهنده شکست تلاشهای دولت برای عادیسازی شرایط است. سپاه پاسداران با ایجاد ناامنی، عملاً راه را برای دریافت میلیاردها دلار دارایی منجمد شده که قرار بود صرف امور بشردوستانه و زیرساختی شود، مسدود کرده است. تندروهای نظامی در تهران کنترل بر هرمز را اولویتی بالاتر از لغو تحریمها و بهبود معیشت شهروندان میدانند.
چهارم: ابهام در موضع رهبری و فشار تندروها بر مذاکرهکنندگان
در این میان، روحانیون بلندپایه و نهادهای مشورتی نیز به صف حامیان رویکرد سختگیرانه سپاه پاسداران پیوستهاند. مجلس خبرگان رهبری روز شنبه به مذاکرهکنندگان هشدار داد که تنگه هرمز باید تا زمان توقف حملات اسرائیل به لبنان بسته بماند. این نهاد اعلام کرد: “بازگشایی تنگه هرمز برخلاف تعهدات مسئولان و یک اشتباه استراتژیک محسوب میشود”. این فشارها مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، را مجبور کرد تا برای جلب حمایت مراجع تقلید به قم سفر کند. او در دیدار با آیتالله شبیری زنجانی، بر فواید آزادسازی ۶ میلیارد دلار داراییهای ایران در قطر تأکید کرد و از ضرورت پیشبرد دیپلماسی سخن گفت.
موضع مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران، در این میان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، مدعی است که توافق صلح مورد حمایت مجتبی خامنهای است، اما خود رهبر ایران موضعی دوگانه اتخاذ کرده است. او که پس از کشته شدن پدرش در یک حمله بمبگذاری به قدرت رسید، اعلام کرده که در ابتدا با این توافق مخالف بوده اما پس از یک رایگیری جمعی، به مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، اجازه ادامه کار را داده است. این ابهام در راس قدرت، به سپاه پاسداران اجازه داده است تا بدون ترس از عواقب داخلی، به کارشکنی در روند صلح ادامه دهد و عملاً سیاست خارجی کشور را به گروگان بگیرد.
در نهایت، شکاف عمیق میان دولت غیرنظامی و نهادهای نظامی در تهران، مذاکرات صلح با آمریکا را به لبه پرتگاه کشانده است. در حالی که شهروندان ایرانی با پیامدهای فاجعهبار اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، سپاه پاسداران با اصرار بر حاکمیت نظامی بر تنگه هرمز و رویای کسب درآمد ۴۰ میلیارد دلاری از باجخواهی دریایی، فرصتهای بازسازی اقتصاد را از بین میبرد. این وضعیت نشان میدهد که حتی امضای تفاهمنامههای بینالمللی نیز نمیتواند تضمینی برای صلح باشد، مادامی که تضاد منافع در کانون قدرت تهران، دیپلماسی را به ابزاری برای بازیهای سیاسی داخلی و نظامی تبدیل کرده است.
