اداره نظارت مالی فدرال آلمان (بافین) رسماً شعبه فرانکفورت «بانک سپه» را مؤسسهای «ناتوان از پرداخت بدهی و مشمول جبران خسارت» اعلام کرد؛ تصمیمی که دادگاه محلی فرانکفورت را بر آن داشت تا با تعیین یک مدیر تصفیه، فرایند قانونی رسیدگی به ورشکستگی داراییهای این نهاد مالی را کلید بزند. این تحول، نقطهپایانی بر فعالیت رسمی یکی از قدیمیترین نمادهای حضور بانکی ایران در پایتخت پولی اتحادیه اروپا به شمار میرود و ابعاد عملیاتی و راهبردی تنگنای تحریمها علیه ساختار بانکی ایران را بیش از پیش آشکار میسازد.

جزئیات تصمیم رگولاتور آلمانی و سازوکار حقوقی توقف فعالیت
بر پایه بیانیه رسمی بافین که در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۱۹ شهریور ۱۴۰۵) منتشر شد، شعبه فرانکفورت بانک سپه دیگر توانایی ایفای تعهدات مالی و بازپرداخت سپردههای مشتریان خود را ندارد. بافین پیشتر در ۴ سپتامبر، دادخواست آغاز روند ورشکستگی این مؤسسه را به دادگاه فرانکفورت تسلیم کرده بود و مرجع قضایی نیز در همان روز، روند نظارت حقوقی بر داراییها و انتصاب مدیر موقت را تصویب کرد.
از منظر حقوق تجارت بینالملل، شعبه فرانکفورت بانک سپه شخصیتی مستقل به شمار نمیرود، بلکه شعبهای وابسته به بانک مادر در تهران و متعلق به دولت ایران است. با مسدود شدن دسترسی این شعبه به سیستمهای پرداخت منطقه یورو در پی تشدید بسته تحریمی اتحادیه اروپا علیه بانک سپه، سازوکار تسویه حساب و گردش تراکنشها بهطور کامل متوقف شد.
بر اساس ارزیابیهای مالی رسمی بافین، مجموع داراییهای دفتری این شعبه تا پایان سال ۲۰۲۵ بالغ بر ۵۰٫۴ میلیون یورو بوده و فعالیت آن تنها با ۱۱ سپردهگذار ثبت شده ادامه داشته است. با توجه به عضویت این شعبه در نهاد جبران خسارت بانکهای آلمان (EdB)، مطالبات سپردهگذاران بر اساس مقررات حمایتی آلمان تا سقف ۱۰۰ هزار یورو (و در شرایط خاص بیش از آن) تحت پوشش قرار گرفته و پرداخت خواهد شد. ناظر مالی آلمان صراحتاً تأکید کرده است که توقف فعالیت این نهاد به دلیل مقیاس محدود آن، هیچگونه ریسک ساختاری یا سیستمی برای ثبات بازار مالی آلمان ایجاد نمیکند.

زمینههای تاریخی: فرسایش تدریجی پیش از ضربه نهایی
بحران کنونی شعبه فرانکفورت رخدادی ناگهانی نیست، بلکه نتیجه انباشت چند دهه محدودیت حقوقی، نظارتی و بینالمللی است. نام بانک سپه سالها در فهرست تحریمهای دفتر کنترل داراییهای خارجی خزانهداری آمریکا (OFAC) ذیل لیست افراد و نهادهای ویژه تحریمشده (SDN) درج شده بود و آدرس ثبتی شعبه فرانکفورت نیز مستقیماً در مدار محدودیتهای فرامرزی واشنگتن قرار داشت.
این وضعیت، فعالیتهای تجاری بانک را از مدتها پیش با دشواریهای ساختاری روبهرو کرده بود. اداره نظارت مالی آلمان در نوامبر ۲۰۱۷ (آبان ۱۳۹۶) این شعبه را از اعطای هرگونه تسهیلات و وام جدید منع کرده بود. علاوه بر این، در سال ۲۰۲۳ نیز بافین شعبه فرانکفورت را به دلیل نقض الزامات قانونی گزارشدهی، مبلغ ۲۷ هزار و ۵۰۰ یورو جریمه نقدی کرد. این پیشینه نشان میدهد که شعبه مذکور در سالهای اخیر از یک بازیگر تجاری فعال، به نهادی نیمهتعطیل با کارکردهای بسیار محدود تبدیل شده بود و تحریمهای تازه اروپا، عملاً آخرین راههای تنفس عملیاتی آن را مسدود کرد.
همزمان با این تحولات، مقامات مالی ایالات متحده نیز فشارها را برای قطع کامل پیوندهای بانکی ایران با شبکه بینالمللی تشدید کردهاند؛ بهطوریکه اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا، همزمان با وضع مقررات جدید علیه شعب خارجی بانکهای ایرانی، اظهار کرد که سایر کشورها باید به میزبانی از شعب بانکهای ایرانی در قلمرو حاکمیتی خود پایان دهند.
بازتاب در رسانههای داخلی ایران: مرزبندی حقوقی میان شعبه و بانک مادر
رسانههای اقتصادی داخل ایران با نگاهی کارشناسی به واکاوی مرزهای حقوقی این رخداد پرداختهاند. رسانههای داخلی از جمله «اقتصادآنلاین» با استناد به دادههای ثبتی و گزارشهای بینالمللی یادآور شدند که اعلام ناتوانی مالی یا ورشکستگی در آلمان، صرفاً متوجه «شعبه فرانکفورت» است و به معنای ورشکستگی ساختار کلی بانک سپه در تهران تلقی نمیشود. بانک سپه در داخل مرزهای ایران با در اختیار داشتن داراییهای ارزی و ریالی گسترده و حمایت کامل حاکمیتی، به کار خود به عنوان یک مؤسسه بزرگ دولتی ادامه میدهد.
با این حال، کارشناسان و منابع اقتصادی داخلی معترفاند که از دست رفتن این پایگاه در قلب منطقه یورو، نمادی عینی از تشدید هزینههای مبادلات مالی کشور است. حفظ یک شعبه خارجی مستلزم هزینههای سنگین نگهداری، رعایت استانداردهای سختگیرانه پولشویی و انطباق (Compliance) است؛ امری که با قرار گرفتن در فهرست تحریمها و نداشتن درآمد عملیاتی، هزینههای سربار شعبه را توجیهناپذیر کرده و نهایتاً به توقف فعالیت ناشی از عدم توازن داراییها و تعهدات نقدی منجر شد.

پیامدهای اقتصادی و راهبردی
تعطیلی و ورشکستگی اعلامشده شعبه فرانکفورت واجد چند پیامد عمده برای اقتصاد ایران و روابط مالی با غرب است:
انسداد مجاری رسمی تسویه ارزی: فرانکفورت به عنوان مقر بانک مرکزی اروپا و شاهراه تراکنشهای یورویی، از معدود نقاط تماس نظام بانکی ایران با اروپا به حساب میآمد. خروج بانک سپه از این چرخه، معدود ظرفیتهای باقیمانده برای خدماترسانی ارزی شفاف به مبادلات غیرتحریمی (نظیر اقلام دارویی و غذایی) را نیز از بین میبرد.
افزایش هزینههای جانبی مبادلات تجاری: با حذف تدریجی شعب بانکهای دولتی در اروپا، بازرگانان ایرانی برای تسویه فاکتورهای تجاری ناگزیر به استفاده فزاینده از کانالهای تراستی، شرکتهای پوششی در حوزههای ثالث یا شبکه صرافیها خواهند بود. این روند به معنای تحمیل کارمزدهای بالاتر، طولانیتر شدن زمان تسویه و افزایش ضریب ریسک مالی تجارت خارجی کشور است.
عقیم ماندن دیپلماسی بانکی در چارچوب الگوهای سنتی: فرآیند به بنبست رسیدن این شعبه با ترازنامه ناچیز ۵۰ میلیون یورویی و تنها ۱۱ مشتری، نشان داد که استراتژی حفظ شعب سنتی خارجی در شرایط حضور مداوم در لیست SDN آمریکا و تحریمهای اتحادیه اروپا، از نظر فنی و حسابرسی اقتصادی امکانپذیر نیست. نهادهای نظارتی اروپایی استانداردهای خود را به گونهای سختگیرانه اعمال میکنند که حتی بدون تحریمهای جدید، هزینههای انطباق نظارتی توان عملیاتی چنین شعبی را مستهلک میسازد.
رویداد فرانکفورت تصویر روشنی از انزوای سیستمیک شبکه بانکی ایران در بازارهای توسعهیافته ارائه میدهد. در حالی که از نگاه حقوقی، تفکیک ماهیت شعبه از بانک مادر مانع از سرایت مستقیم بحران مالی به ترازنامه کلی بانک سپه میشود، اما در تحلیل واقعبینانه اقتصاد سیاسی، ورشکستگی شعبه فرانکفورت حاکی از بسته شدن یکی دیگر از روزنههای ساختارمند ارزی کشور و اثبات ناکارآمدی حفظ داراییهای غیرفعال بانکی در شرایط استمرار تحریمهای همهجانبه است.
- انسداد کانالهای مالی در قلب اروپا؛ ورشکستگی شعبه فرانکفورت بانک سپه، ریشهها و پیامدها
- تغییر موازنه در جنوب دریای سرخ؛ سقوط جزیره زقر، تنگنای استراتژیک ریاض و شوک به بازار جهانی انرژی
- گزارش دیدبان حقوق بشر؛ تبدیل اعدام معترضان و اقلیتهای اتنیکی به ابزار ارعاب حکومتی
- جبهههای داغ و عقبنشینی حوثیها؛ آیا مرحله تازهای در یمن آغاز شده است؟
- تأیید رسمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره تحرکات کوه «کلنگگزلا»؛ عبور مناقشه اتمی از فاز حدس و گمان
